X
تبلیغات
ثبت خرید فروش علامت تجاری برند تجاری 09123707174 ثبت خرید فروش علامت تجاری برند تجاری 09123707174
پایگاه ثبت علائم تجاری،خرید و فروش برند
ثبت،خرید،فروش،برند تجاری،علامت تجاری،علائم تجاری،نام تجاری،طرح صنعتی،اختراع،09123707174

ثبت علامت تجاری، برند تجاری، علائم تجاری توسط وكلاي پايه يك دادگستري خرید و فروش علامت تجاری،برند تجاری

ثبت علامت تجاري ، ثبت نام تجاري ، ثبت برند تجاري ، ثبت طرح صنعتي

توسط وکلاي پايه يک دادگستري بدون نياز به حضور شما از سراسر ايران در كمترين زمان ممكن

مشاوره حقوقي و وکالت در ثبت علامت تجاري و طرح صنعتي

ثبت بين المللي علامت تجاري از طريق سيستم مادريد ( WIPO )

دفاع از كليه دعاوي درخصوص علامت تجاري

ثبت اختراع جهت مخترعين جوان کشور با قيمتي مناسب

جهت كسب اطلاعات بيشتر با ما تماس بگيريد و از وب سايت ما ديدن فرماييد

www.iranbc.ir

---------------------------------------------------------------------------------------------------

آدرس : تهران -بزرگراه چمران - خيابان باقرخان غربي - پلاك 42 - واحد 14

کد پستي : 43398- 14416

تلفن تماس : 66922906- 021 ---- 66923003- 021

همراه : 09123707174

E.mail : mahdi.shokouhi@gmail.com


ثبت علامت تجاری توسط وکلای پایه یک دادگستری، خرید و فروش برند تجاری،علامت تجاری خود را برای فروش به ما بسپارید

نام تجاری و علامت تجاری خود را به فروش رسانید:
شما میتوانید براحتی نام تجاری خود را با سپردن آن به ما در کمترین زمان و با قیمتی مناسب بفروش رسانید.

شمامیتوانید با ثبت چندین نام تجاری علاوه بر در اختیار داشتن چندین نام تجاری برای محصولات متنوع خود نام های تجاری مازاد خود را بفروش رسانده و علاوه بر جبران هزینه های ثبتی، سود خوبی را نیز بدست آورید.

نقل و انتقال نام تجاری خیلی راحت و آسان بوده و مدت زمان کوتاهی بطول می انجامد.

مراحل نقل و انتقال نام تجاری:

استعلام دفترخانه اسنادرسمی از اداره ثبت علائم تجاری جهت بلامانع بودن و صحت نام تجاری مورد نظر

امضای صلحنامه انتقال قطعی نام تجاری در دفترخانه اسناد رسمی

چاپ آگهی نقل وانتقال در روزنامه رسمی کشور

نحوه دریافت و پرداخت وجوه نقل و انتقال:

ابتدا 10% قرارداد بعنوان پیش پرداخت جهت انعقاد قراترداد و دریافت استعلام


مابقی مبلغ در دفتر اسناد رسمی هنگام امضای سند نقل و انتقال

کمیسیون نقل و انتقال:

به میزان 10 درصد مبلغ قرارداد بعنوان کمیسیون تعلق میگیرد
;">چگونگی سپردن نام تجاری جهت فروش:

با ارسال تصویر روزنامه رسمی و گواهی ثبت نام تجاری، علامت تجاری شما جهت فروش در معرض دید مشتریان قرار خواهد گرفت

جهت دیدن لیست برندهای فروشی میتوانید از سایت ما دیدن فرمایید

www.iranbc.ir 

 آرم،طرح صنعتي،ثبت بين المللي علامت تجاري،ثبت بين المللي توسط سيستم مادريد،سيستم مادريد،ثبت بيت المللي برند،ثبت بين المللي لوگو،ثبت بين المللي آرم،ثبت طرح صنعتي،مدارك لازم جهت ثبت طرح صنعتي،ثبت شركت،مدارك لازم جهت ثبت شركت،ثبت شركت تعاوني،ثبت شركت سهامي خاص،ثبت شركت سهامي عام،مدارك لازم جهت ثبت شركت تعاوني،مدارك لازم جهت ثبت شركت سهامي خاص،مدارك لازم جهت ثبت سهامي عام،ثبت موسسه،مدارك لازم جهت ثبت موسسه،ثبت موسسه غير تجاري،مدارك لازم جهت ثبت موسسه غير تجاري،طرح شبنم،ثبت طرح شبنم،مدارك لازم جهت ثبت طرح شبنم،كالاهاي مشمول طرح شبنم،كارت بازرگاني،ثبت كارت بازرگاني،مدارك لازم جهت ثبت كارت بازرگاني

ثبت نام تجاري، ثبت علامت تجاري ، ثبت علائم تجاري ، ثبت اسم تجاري، ثبت برند تجاري، ثبت لوگو، ثبت نام تجاري در ايران، ثبت نام تجاري محصول، ثبت نام تجاري کالا، مراحل ثبت نام تجاري، سازمان ثبت نام تجاري، اظهارنامه ثبت نام تجاري، فرم ثبت نام تجاري، اداره ثبت نام تجاري، هزينه ثبت نام تجاري، مدارک ثبت نام تجاري، شرايط ثبت نام تجاري، آدرس اداره ثبت نام تجاري، سامانه ثبت نام تجاري، نحوه ثبت نام تجاري، ثبت نام تجاري شرکت ، ثبت نام تجاري بين المللي ، ثبت نام صنعتي، ثبت نام تجاري در سيستم مادريد، ثبت نام تجارتي، ثبت علامت تجاري در ايران، ثبت علامت تجاري محصول، ثبت علامت تجاري کالا، مراحل ثبت علامت تجاري، سازمان ثبت علامت تجاري، اظهارنامه ثبت علامت تجاري، فرم ثبت علامت تجاري، اداره ثبت علامت تجاري، هزينه ثبت علامت تجاري، مدارک ثبت علامت تجاري، شرايط ثبت علامت تجاري، آدرس اداره ثبت علامت تجاري، سامانه ثبت علامت تجاري، نحوه ثبت علامت تجاري، ثبت علامت تجاري شرکت، ثبت علامت تجاري بين المللي ، ثبت علامت صنعتي، ثبت علامت تجاري در سيستم مادريد، ثبت علامت تجارتي، ثبت برند تجاري در ايران، ثبت برند تجاري محصول، ثبت برند تجاري کالا، مراحل ثبت برند تجاري، سازمان ثبت برند تجاري، اظهارنامه ثبت برند تجاري، فرم ثبت برند تجاري، اداره ثبت برند تجاري، هزينه ثبت برند تجاري، مدارک ثبت برند تجاري، شرايط ثبت برند تجاري، آدرس اداره ثبت برند تجاري، سامانه ثبت برند تجاري، نحوه ثبت برند تجاري، ثبت برند تجاري شرکت ، ثبت برند تجاري بين المللي ، ثبت برند صنعتي، ثبت برند تجاري در سيستم مادريد، ثبت برند تجارتي، ثبت علائم تجاري در ايران، ثبت علائم تجاري محصول، ثبت علائم تجاري کالا، مراحل ثبت علائم تجاري، سازمان ثبت علائم تجاري، اظهارنامه ثبت علائم تجاري، فرم ثبت علائم تجاري، اداره ثبت علائم تجاري، هزينه ثبت علائم تجاري، مدارک ثبت علائم تجاري، شرايط ثبت علائم تجاري، آدرس اداره ثبت علائم تجاري، سامانه ثبت علائم تجاري، نحوه ثبت علائم تجاري، ثبت علائم تجاري شرکت ، ثبت علائم تجاري بين المللي ، ثبت علائم صنعتي، ثبت علائم تجاري در سيستم مادريد، ثبت علائم تجارتي، ثبت اسم تجاري در ايران، ثبت اسم تجاري محصول، ثبت اسم تجاري کالا، مراحل ثبت اسم تجاري، سازمان ثبت اسم تجاري، اظهارنامه ثبت اسم تجاري، فرم ثبت اسم تجاري، اداره ثبت اسم تجاري، هزينه ثبت اسم تجاري، مدارک ثبت اسم تجاري، شرايط ثبت اسم تجاري، آدرس اداره ثبت اسم تجاري، سامانه ثبت اسم تجاري، نحوه ثبت اسم تجاري، ثبت اسم تجاري شرکت ثبت اسم تجاري بين المللي ، ثبت اسم صنعتي، ثبت اسم تجاري در سيستم مادريد، ثبت اسم تجارتي، ثبت لوگو تجاري در ايران، ثبت لوگو تجاري محصول، ثبت لوگو تجاري کالا، مراحل ثبت لوگو تجاري، سازمان ثبت لوگو تجاري، اظهارنامه ثبت لوگو تجاري، فرم ثبت لوگو تجاري، اداره ثبت لوگو تجاري، هزينه ثبت لوگو تجاري، مدارک ثبت لوگو تجاري، شرايط ثبت لوگو تجاري، آدرس اداره ثبت لوگو تجاري، سامانه ثبت لوگو تجاري، نحوه ثبت لوگو تجاري، ثبت لوگو تجاري شرکت ، ثبت لوگو تجاري بين المللي ، ثبت لوگو صنعتي، ثبت لوگو تجاري در سيستم مادريد، ثبت لوگو ، تجارتي،برند لباس،تاپ برند، نام برند،برندها،انواع برند،برندهاي معروف،دانشگاه برند، برند برتر،نام هاي تجاري


برچسب‌ها: ثبت علائم تجاري, ثبت نام تجاري, ثبت برند تجاری, ثبت علامت تجاري, خريد برند, فروش برند, خرید علامت, فروش علامت, ثبت شركت, ثبت اسم تجاري, ثبت موسسه, برند, طبقه بندی علائم ئجاری, ثبت بين المللي, مادريد

ارسال توسط شکوهی
ثبت علامت تجاری  توسط وکلای پایه یک دادگستری، خرید و فروش برند تجاری،علامت تجاری خود را برای فروش به ما بسپارید

مدارک مورد نیاز جهت ثبت علامت تجاری برای اشخاص حقیقی
1-    تصوير برابر اصل شده شناسنامه و كارت ملي و کدپستی 10رقمی
2-    ارائه پروانه بهره برداري يا مجوز توليد یا پروانه کسب برابر اصل شده یا نامه ایی از واحد یا صنف مربوطه مبنی بر ارائه خدمات جهت اداره ثبت علائم تجاری
3-    امضای وکالتنامه
4-    تصوير علامت تجاری مورد نظر به ابعاد 8*8 سانتيمتر به تعداد 15 عدد و توضیح در برگی جداگانه درخصوص علامت و توصیف آن و مستند نام مورد نظر از فرهنگ لغت
5-    كارت بازرگاني بنام شخص دارنده جواز (در صورتيكه علامت مورد نظر لاتين و یا غیر فارسی باشد)
 
مدارک مورد نیاز ثبت علامت تجاری برای اشخاص حقوقی یا شرکتها

1-       ارائه پروانه بهره برداري يا مجوز توليد یا پروانه کسب برابر اصل شده
2-       تصوير اولين روزنامه رسمي شركت(آگهی تاسیس)و روزنامه رسمي آخرين تغييرات هیات مدیره شركت (دوره آن منقضی نشده باشد.)
3-      تصوير برابر اصل شده شناسنامه و كارت ملي دارندگان حق امضای اوراق بهادار شرکت و کدپستی 10رقمی
4-       كارت بازرگاني برابر اصل شده شناسنامه شخص حقوقی(در صورتيكه علامت مورد نظر لاتين باشد)
5-       تصوير علامت تجاری مورد نظر به ابعاد 8*8 سانتيمتر به تعداد 15 عدد و توضیح در خصوص علامت و توصیف
6-        امضای وکالتنامه توسط دارندگان حق امضای مجاز اوراق بهادار و مهر شرکت
    علامت تجاري،ثبت علامت،ثبت علامت تجاري،ثبت علايم تجاري،ثبت علائم تجاري،ثبت برند،ثبت لوگو،ثبت آرم،ثبت برند تجاري،ثبت لوگو تجاري،ثبت آرم تجاري،مدارك لازم جهت علامت تجاري،مدارك لازم جهت ثبت علايم تجاري،مدارك لازم جهت ثبت علائم تجاري،مدارك لازم جهت ثبت برند،مدارك لازم جهت ثبت لوگو،مدارك لازم جهت ثبت آرم،طرح صنعتي،ثبت بين المللي علامت تجاري،ثبت بين المللي توسط سيستم مادريد،سيستم مادريد،ثبت بيت المللي برند،ثبت بين المللي لوگو،ثبت بين المللي آرم،ثبت طرح صنعتي،مدارك لازم جهت ثبت طرح صنعتي،ثبت شركت،مدارك لازم جهت ثبت شركت،ثبت شركت تعاوني،ثبت شركت سهامي خاص،ثبت شركت سهامي عام،مدارك لازم جهت ثبت شركت تعاوني،مدارك لازم جهت ثبت شركت سهامي خاص،مدارك لازم جهت ثبت سهامي عام،ثبت موسسه،مدارك لازم جهت ثبت موسسه،ثبت موسسه غير تجاري،مدارك لازم جهت ثبت موسسه غير تجاري،برند لباس،تاپ برند، نام برند،برند برها،انواع برند،برندهای معروف،دانشگاه برند، برند برتر،نام های تجاری،،ثبت طرح شبنم،مدارك لازم جهت ثبت طرح شبنم،كالاهاي مشمول طرح شبنم،كارت بازرگاني،ثبت كارت بازرگاني،مدارك لازم جهت ثبت كارت بازرگاني

  ثبت نام تجاري، ثبت علامت تجاري ، 09123707174,ثبت علائم تجاري ، ثبت اسم تجاري، ثبت برند تجاري، ثبت لوگو، ثبت نام تجاري در ايران، ثبت نام تجاري محصول، ثبت نام تجاري کالا، مراحل ثبت نام تجاري، سازمان ثبت نام تجاري، اظهارنامه ثبت نام تجاري، فرم ثبت نام تجاري، اداره ثبت نام تجاري، هزينه ثبت نام تجاري، مدارک ثبت نام تجاري، شرايط ثبت نام تجاري، آدرس اداره ثبت نام تجاري، سامانه ثبت نام تجاري، نحوه ثبت نام تجاري، ثبت نام تجاري شرکت ، ثبت نام تجاري بين المللي ، ثبت نام صنعتي، ثبت نام تجاري در سيستم مادريد، ثبت نام تجارتي، ثبت علامت تجاري در ايران، ثبت علامت تجاري محصول، ثبت علامت تجاري کالا، مراحل ثبت علامت تجاري، سازمان ثبت علامت تجاري، اظهارنامه ثبت علامت تجاري، فرم ثبت علامت تجاري، اداره ثبت علامت تجاري، هزينه ثبت علامت تجاري، مدارک ثبت علامت تجاري، شرايط ثبت علامت تجاري، آدرس اداره ثبت علامت تجاري، سامانه ثبت علامت تجاري، نحوه ثبت علامت تجاري، ثبت علامت تجاري شرکت، ثبت علامت تجاري بين المللي ، ثبت علامت صنعتي، ثبت علامت تجاري در سيستم مادريد، ثبت علامت تجارتي، ثبت برند تجاري در ايران، ثبت برند تجاري محصول، ثبت برند تجاري کالا، مراحل ثبت برند تجاري، سازمان ثبت برند تجاري، اظهارنامه ثبت برند تجاري، فرم ثبت برند تجاري، اداره ثبت برند تجاري، هزينه ثبت برند تجاري، مدارک ثبت برند تجاري، شرايط ثبت برند تجاري، آدرس اداره ثبت برند تجاري، سامانه ثبت برند تجاري، نحوه ثبت برند تجاري، ثبت برند تجاري شرکت ، ثبت برند تجاري بين المللي ، ثبت برند صنعتي، ثبت برند تجاري در سيستم مادريد، ثبت برند تجارتي، ثبت علائم تجاري در ايران، ثبت علائم تجاري محصول، ثبت علائم تجاري کالا، مراحل ثبت علائم تجاري، سازمان ثبت علائم تجاري، اظهارنامه ثبت علائم تجاري، فرم ثبت علائم تجاري، اداره ثبت علائم تجاري، هزينه ثبت علائم تجاري، مدارک ثبت علائم تجاري، شرايط ثبت علائم تجاري، آدرس اداره ثبت علائم تجاري، سامانه ثبت علائم تجاري، نحوه ثبت علائم تجاري، ثبت علائم تجاري شرکت ، ثبت علائم تجاري بين المللي ، ثبت علائم صنعتي، ثبت علائم تجاري در سيستم مادريد، ثبت علائم تجارتي، ثبت اسم تجاري در ايران، ثبت اسم تجاري محصول، ثبت اسم تجاري کالا، مراحل ثبت اسم تجاري، سازمان ثبت اسم تجاري، اظهارنامه ثبت اسم تجاري، فرم ثبت اسم تجاري، اداره ثبت اسم تجاري، هزينه ثبت اسم تجاري، مدارک ثبت اسم تجاري، شرايط ثبت اسم تجاري، آدرس اداره ثبت اسم تجاري، سامانه ثبت اسم تجاري، نحوه ثبت اسم تجاري، ثبت اسم تجاري شرکت  ثبت اسم تجاري بين المللي ، ثبت اسم صنعتي، ثبت اسم تجاري در سيستم مادريد، ثبت اسم تجارتي، ثبت لوگو تجاري در ايران، ثبت لوگو تجاري محصول، ثبت لوگو تجاري کالا، مراحل ثبت لوگو تجاري، سازمان ثبت لوگو تجاري، اظهارنامه ثبت لوگو تجاري، فرم ثبت لوگو تجاري، اداره ثبت لوگو تجاري، هزينه ثبت لوگو تجاري، مدارک ثبت لوگو تجاري، شرايط ثبت لوگو تجاري، آدرس اداره ثبت لوگو تجاري، سامانه ثبت لوگو تجاري، نحوه ثبت لوگو تجاري، ثبت لوگو تجاري شرکت ، ثبت لوگو تجاري بين المللي ، ثبت لوگو صنعتي، ثبت لوگو تجاري در سيستم مادريد، ثبت لوگو ، تجارتي،برند لباس،تاپ برند، نام برند،برندها،انواع برند،برندهاي معروف،دانشگاه برند، برند برتر،نام هاي تجاري


برچسب‌ها: ثبت علامت تجاری, ثبت علائم تجاری, مدارک ثبت, برند فروشی, مدارک ثبت علائم تجاري, ثبت نام تجاري, ثبت برند تجاری, خريد برند, فروش برند, خرید علامت, موسسه, برند, طبقه بندی علائم, ثبت بين المللي, مادريد

ارسال توسط شکوهی

مدارک ثبت بین المللی علامت تجاری ، نام تجاری (برند) سیستم مادرید

1 ) ارائه نامه درخواست جهت ثبت بين المللي علامت تجاری خطاب به اداره ثبت علايم تجاري با درج اسامي كشورهاي مورد نظر

2 ) ارائه معرفي نامه بر روي سربرگ شركت همراه با امضاي مديران و دارندگان حق امضا و با مهر شركت براي اشخاص حقوقي و در صورت مراجعه وكيل رسمي ارائه وكالت نامه دادگستري

3 ) ارائه كپي مصدق شناسنامه و كارت ملي مديران و دارندگان حق امضاي شركت و روزنامه تاسيس و آخرين تغييرات شركت براي اشخاص حقوقي و ارائه كپي مصدق شناسنامه و كارت ملي براي اشخاص حقيقي و در صورت مراجعه به وكيل رسمي ارائه وكالت نامه دادگستري

4 ) ارائه اظهارنامه يا اصل گواهي ثبت علامت تجاري در ايران جهت رويت و كپي آن جهت ضبط در پرونده يا ارائه كپي مصدق گواهي ثبت علامت تجاري

5 ) تكميل فرم مخصوص لاتين

6 ) ارائه برگ محاسبه هزينه ها

7 )رسيد مربوط به پرداخت هزينه بررسي اظهارنامه ثبت بين المللي

    فروش برند،خريد برند،فروش علامت،خريد علامت،برند فروشي،خريد علامت تجاري،علامت تجاري فروشي،فروش علامت تجاري،فروش برند تجاري،خريد برند تجاري،برند تجاري فروشي،ثبت برند تجاري،مدارك لازم جهت ثبت،ثبت علائم تجاري،ثبت علامت تجاري،هزينه ثبت،اداره ثبت علائم تجاري،هزينه ثبت،طبقه بندي،خريد نام تجاري،فروش نام تجاري،ثبت برند تجاري،ثبت برند،ثبت علائم،ثبت نشان تجاري،مالکيت صنعتي،نام تجاري فروشي،خريد و فروش،نقل و انتقال،اضافه کالا،اضافه طبقه،مدارك لازم جهت ثبت برند،تمديد،مدارك لازم جهت ثبت علامت تجاري،ثبت طرح صنعتي،مدارك لازم جهت ثبت طرح صنعتي،اختراع،ثبت اختراع،طرح شبنم،ثبت طرح شبنم،مدارك لازم جهت ثبت طرح شبنم،برند لباس،تاپ برند، نام برند،برند ها،انواع برند،برندهای معروف،دانشگاه برند، برند برتر،نام های تجاری،كارت بازرگاني،ثبت كارت بازرگاني،مدارك لازم جهت ثبت كارت بازرگاني

ثبت نام تجاري، ثبت علامت تجاري ، ثبت علائم تجاري ، ثبت اسم تجاري، ثبت برند تجاري، ثبت لوگو، ثبت نام تجاري در ايران، ثبت نام تجاري محصول، ثبت نام تجاري کالا، مراحل ثبت نام تجاري، سازمان ثبت نام تجاري، اظهارنامه ثبت نام تجاري، فرم ثبت نام تجاري، اداره ثبت نام تجاري، هزينه ثبت نام تجاري، مدارک ثبت نام تجاري، شرايط ثبت نام تجاري، آدرس اداره ثبت نام تجاري، سامانه ثبت نام تجاري، نحوه ثبت نام تجاري، ثبت نام تجاري شرکت ، ثبت نام تجاري بين المللي ، ثبت نام صنعتي، ثبت نام تجاري در سيستم مادريد، ثبت نام تجارتي، ثبت علامت تجاري در ايران، ثبت علامت تجاري محصول، ثبت علامت تجاري کالا، مراحل ثبت علامت تجاري، سازمان ثبت علامت تجاري، اظهارنامه ثبت علامت تجاري، فرم ثبت علامت تجاري، اداره ثبت علامت تجاري، هزينه ثبت علامت تجاري، مدارک ثبت علامت تجاري، شرايط ثبت علامت تجاري، آدرس اداره ثبت علامت تجاري، سامانه ثبت علامت تجاري، نحوه ثبت علامت تجاري، ثبت علامت تجاري شرکت، ثبت علامت تجاري بين المللي ، ثبت علامت صنعتي، ثبت علامت تجاري در سيستم مادريد، ثبت علامت تجارتي، ثبت برند تجاري در ايران، ثبت برند تجاري محصول، ثبت برند تجاري کالا، مراحل ثبت برند تجاري، سازمان ثبت برند تجاري، اظهارنامه ثبت برند تجاري، فرم ثبت برند تجاري، اداره ثبت برند تجاري، هزينه ثبت برند تجاري، مدارک ثبت برند تجاري، شرايط ثبت برند تجاري، آدرس اداره ثبت برند تجاري، سامانه ثبت برند تجاري، نحوه ثبت برند تجاري، ثبت برند تجاري شرکت ، ثبت برند تجاري بين المللي ، ثبت برند صنعتي، ثبت برند تجاري در سيستم مادريد، ثبت برند تجارتي، ثبت علائم تجاري در ايران، ثبت علائم تجاري محصول، ثبت علائم تجاري کالا، مراحل ثبت علائم تجاري، سازمان ثبت علائم تجاري، اظهارنامه ثبت علائم تجاري، فرم ثبت علائم تجاري، اداره ثبت علائم تجاري، هزينه ثبت علائم تجاري، مدارک ثبت علائم تجاري، شرايط ثبت علائم تجاري، آدرس اداره ثبت علائم تجاري، سامانه ثبت علائم تجاري، نحوه ثبت علائم تجاري، ثبت علائم تجاري شرکت ، ثبت علائم تجاري بين المللي ، ثبت علائم صنعتي، ثبت علائم تجاري در سيستم مادريد، ثبت علائم تجارتي، ثبت اسم تجاري در ايران، ثبت اسم تجاري محصول، ثبت اسم تجاري کالا، مراحل ثبت اسم تجاري، سازمان ثبت اسم تجاري، اظهارنامه ثبت اسم تجاري، فرم ثبت اسم تجاري، اداره ثبت اسم تجاري، هزينه ثبت اسم تجاري، مدارک ثبت اسم تجاري، شرايط ثبت اسم تجاري، آدرس اداره ثبت اسم تجاري، سامانه ثبت اسم تجاري، نحوه ثبت اسم تجاري، ثبت اسم تجاري شرکت  ثبت اسم تجاري بين المللي ، ثبت اسم صنعتي، ثبت اسم تجاري در سيستم مادريد، ثبت اسم تجارتي، ثبت لوگو تجاري در ايران، ثبت لوگو تجاري محصول، ثبت لوگو تجاري کالا، مراحل ثبت لوگو تجاري، سازمان ثبت لوگو تجاري، اظهارنامه ثبت لوگو تجاري، فرم ثبت لوگو تجاري، اداره ثبت لوگو تجاري، هزينه ثبت لوگو تجاري، مدارک ثبت لوگو تجاري، شرايط ثبت لوگو تجاري، آدرس اداره ثبت لوگو تجاري، سامانه ثبت لوگو تجاري، نحوه ثبت لوگو تجاري، ثبت لوگو تجاري شرکت ، ثبت لوگو تجاري بين المللي ، ثبت لوگو صنعتي، ثبت لوگو تجاري در سيستم مادريد، ثبت لوگو ، تجارتي،برند لباس،تاپ برند، نام برند،برند برها،انواع برند،برندهای معروف،دانشگاه برند، برند برتر،نام های تجاری


برچسب‌ها: ثبت علامت تجاری, ثبت علامت, ثبت علائم تجاري, ثبت نام تجاري, ثبت برند تجاری, آرم تجاري, خريد برند, فروش برند, خرید علامت, فروش علامت, ثبت اسم تجاري, برند, طبقه بندی علائم ئجاری, ثبت بين المللي, مادريد

ارسال توسط شکوهی
 اخطار رفع نقص علامت تجاری

 هر اظهارنامه ثبت علامت تجاري ظرف ٤٥ روز از تاريخ وصول مورد بررسي قرار مي گيرد. چنانچه نقصي در اظهارنامه ثبت علامت تجارتي مشاهده شود مراتب طي اخطاري به نشاني متقاضي ثبت اعلام خواهد شد و ساكنين ايران ظرف ١٠ روز و ساكنين خارج از كشور ظرف یکماه بايد اقدام به رفع نقص نمايند.

مهلت هاي مذكور در صورت استمهال براي يك بار ديگر تمديد خواهد شد و بنابراين ساكنين ايران حداكثر ٤ ماه و ساكنين خارج از ايران حداكثر ١٢ ماه بايد در رفع نقص اقدام لازم را به عمل آورند در غير اين صورت تقاضاي آنان رد خواهد شد. در صورت رد تقاضا متقاضي مي تواند دادخواستي داير بر شكايت از تصميم اداره به دادگاههاي حقوقي ايران تقديم نمايد.

 

دلایل رد علائم تجاری

 در موارد زير تقاضاي ثبت علامت تجاري رد خواهد شد :

١- در صورتي كه علامت تجاري مخالف مقررات قانون باشد.

٢-  در صورتي كه علامت تجاري  قبلا به اسم شخص ديگري ثبت شده باشد.

٣- در صورتي كه شباهت علامت تجاري  با علامت تجاري  ديگري كه ثبت شده به اندازه اي باشد كه مصرف كنندگان عادي يعني اشخاص را كه اطلاعات مخصوصي ندارند به اشتباه اندازد.

٤- علائمي كه مخل انتظامات عمومي يا منافي عفت باشد.

٥- در صورتي كه در علامت تجاري  از علامات مؤسسات رسمي دولتي استفاده (تقليد) شده باشد.

٦- در صورتي كه در علامت تجاري از پرچم دولت جمهوري اسلامي ايران يا پرچم ساير كشورها استفاده شده باشد.

٧-  نشانها و مدالها و انگهاي دولت جمهوري اسلامي ايران.

٨- كلمات يا عباراتي كه موهم انتساب به مقامات رسمي ايران باشد.

٩-  تمثالها (مگر با اجازه مخصوص).

١٠-علامت از نظر شكل ظاهر يا تلفظ يا كتابت يا به هر كيفيت ديگر كه مصرف كنندگان عادي را به اشتباه اندازد.

 شکایت از رد علامت تجاری

 در صورتي كه در اظهارنامه تقديمي به اداره مالكيت صنعتي، موارد فوق در علامتي يافت شود اخطاري داير بر رد علامت صادر و به متقاضي ثبت ابلاغ و علل رد صريحا ذكر مي گردد. تقاضا كننده مي تواند از اين تصميم ظرف ده روز از تاريخ ابلاغ به دادگاههاي حقوقي تهران شكايت نمايد.

  نقل و انتقال علامت تجاري ثبت شده

 در صورتي كه علامت تجاري به طريق قانوني مورد انتقال قرار گيرد در اظهارنامه مربوط به تغيير نام صاحب علامت نكات ذيل صريحا بايد قيد شود.

١-  شماره ثبت علامتتجاري در ايران. ٢- نام و اقامتگاه و تابعيت مالك جديد. ٣- نام و نشاني نماينده قانوني مالك در ايران.

مدارك قانوني انتقال (سند انتقال) و وكالت نامه (در صورتي كه وكيل، متكفل امر انتقال مي باشد) و تصديق ثبت علامات در ايران باشد ضميمه اظهارنامه شود.

تذكر ١- تصديق ثبت بعد از بررسي و ظهرنويسي بنام مالك جديد به صاحب آن مسترد خواهد شد.

تذكر ٢- در صورتي كه انتقال در خارجه به ثبت رسيده باشد رونوشت مصدق (تاييد شده) مستخرجه ثبت اداره ثبت علايم خارجي كافي خواهد بود.

 

استفاده شخص دیگر از علامت تجاری 
ثبت شده

 صاحب علامت تجاري مي تواند اجازه استفاده از علامت تجاري را به شخص ثالثي اعطا نمايد. اين اجازه در صورتي معتبر خواهد بود كه اجازه نامه مربوطه در ايران به ثبت رسيده باشد.

تذكر –در مواردي كه اجازه استفاده از علامت تجاري به امضاي صاحب علامت و شخص استفاده كننده رسيده باشد ثبت اجازه نامه مذكور با تقاضاي كتبي صاحب علامت يا نماينده مجاز او يا استفاده كننده صورت خواهد گرفت.

 اعتراض به ثبت علامت تجاری

 در صورتي كه شخصي آگهي ثبت علامت تجاري را در روزنامه رسمي مشاهده و يا به طريقي از وجود آن مطلع شود در حالي كه آن را علامت تجارتي خود (به شرط اينكه قبلا به ثبت رسيده باشد) مي داند يا اينكه آن علامت را با علامت تجارتي خود با اندازه اي شبيه بداند كه باعث گردد مصرف كنندگان عادي به اشتباه بيفتند، مي تواند ظرف مدت سي روز ار تاريخ انتشار تقاضاي ثبت علامت تجارتي در روزنامه رسمي اعتراض خود را، نسبت به ثبت كتبا به اداره مالكيت صنعتي تسليم نمايد. اين تقاضا در دفتر انديكاتور اداره بايد ثبت شود. مسئول اداره اين اعتراض را ظرف ده روز ار تاريخ وصول به متقاضي ثبت علامت تجارتي طي اخطاري ابلاغ خواهد نمود و چنانچه متقاضي با ملاحظه اعتراض، تمكين نمايد و مراتب انصراف خود را از ثبت علامت تجاري  كتبا به اداره مالكيت صنعتي اعلام دارد تقاضاي وي كان لم يكن تلقي و بايگاني خواهد شد. در صورتي كه متقاضي با ملاحظه اعتراض تمكين ننمايد مراتب عدم تمكين به معترض ابلاغ مي شود و معترض بايد براي اثبات ادعاي خود دادخواستي با ضميمه نمودن كليه دلايل و مدارك مثبته تقديم دادگاههاي حقوقي تهران نمايد و گواهي لازم را ظرف ٢ ماه به اداره مالكيت صنعتي جهت ضبظ در پرونده تسليم دارد و در اين مرحله كليه عمليات ثبتي علامت تجارتي تا اعلام نظر دادگاه متوقف خواهد ماند.
در صورتي كه معترض اقدام لازم را براي پيگيري اعتراض خود به عمل نياورد و گواهي لازم را ارائه ندهد متقاضي مي تواند به دفتر دادگاههاي حقوقي تهران مراجعه و گواهي داير بر اينكه شخص معترض اصولا دادخواستي تقديم ننموده يا دعوي خود را پيگيري نكرده اخذ و به دفتر اداره مالكيت صنعتي تسليم دارد، آنگاه علامت به نفع متقاضي ثبت علامت، ثبت خواهد شد. در صورت مراجعه معترض جهت اقامه دعوي به دادگاههاي حقوقي تهران هدايت كه دادخواست ابطال ثبت علامت تجاري را تقديم نمايد.
   

فروش برند،خريد برند،فروش علامت،خريد علامت،برند فروشي،خريد علامت تجاري،علامت تجاري فروشي،فروش علامت تجاري،فروش برند تجاري،خريد برند تجاري،برند تجاري فروشي،ثبت برند تجاري،مدارك لازم جهت ثبت،ثبت علائم تجاري،ثبت علامت تجاري،هزينه ثبت،اداره ثبت علائم تجاري،هزينه ثبت،طبقه بندي،خريد نام تجاري،فروش نام تجاري،ثبت برند تجاري،ثبت برند،ثبت علائم،ثبت نشان تجاري،مالکيت صنعتي،نام تجاري فروشي،خريد و فروش،نقل و انتقال،اضافه کالا،اضافه طبقه،مدارك لازم جهت ثبت برند،تمديد،مدارك لازم جهت ثبت علامت تجاري،ثبت طرح صنعتي،مدارك لازم جهت ثبت طرح صنعتي،اختراع،ثبت اختراع،طرح شبنم،ثبت طرح شبنم،مدارك لازم جهت ثبت طرح شبنم،كالاهاي مشمول طرح شبنم،كارت بازرگاني،ثبت كارت بازرگاني،مدارك لازم جهت ثبت كارت بازرگاني


برچسب‌ها: ثبت علائم تجاري, ثبت نام تجاري, ثبت برند تجاری, ثبت علامت تجاری, خريد برند, فروش برند, خرید علامت, فروش علامت, ثبت شركت, ثبت اسم تجاري, برند, طبقه بندی علائم ئجاری, ثبت بين المللي, مادريد

ارسال توسط شکوهی

طبقه‌بندي بين‌المللي علائم صنعتي و تجاري


 
 طبقه 1 – مواد شيميايي مورد استفاده در صنايع، علوم، عكاسي و همچنين كشاورزي، باغباني و جنگلباني؛ رزين‌هاي مصنوعي پردازش نشده؛ پلاستيك‌هاي پردازش نشده؛ كودهاي گياه؛ تركيبات اطفاء حريق؛ مواد آبكاري و جوشكاري فلزات؛ مواد شيميايي براي نگهداري مواد غذايي؛ مواد دباغي؛ چسب‌هاي صنعتي.
 

طبقه 2 – رنگ، روغن؛ جلا؛ لاك؛ موادضدرنگ زدگي و جلوگيري كننده از فاسد شدن چوب؛ مواد رنگي؛ مواد تثبيت رنگ، رزين يا صمغ‌هاي خام طبيعي؛ فلزات به صورت پودر يا ورق براي نقاشان ساختمان، چاپگرها و هنرمندان.
 

طبقه 3 – تركيبات سفيدكننده و ساير مواد مخصوص شستشوي لباس؛ مواد مخصوص تميز كردن، براق كردن، لكه‌گيري و سائيدن؛ صابون؛ عطريات، روغن‌هاي اسانس، مواد آرايشي؛ لوسيون‌هاي مو؛ گرد و خمير دندان.
 

طبقه 4 – روغن‌ها و گريس‌هاي صنعتي؛ روان‌كننده‌ها، تركيبات گردگيري، مرطوب كردن و جذب رطوبت؛ انواع سوخت (شامل سوخت موتور) و مواد روشنايي؛ انواع شمع و فتيله چراغ.
 

طبقه 5 – مواد داروئي و بيطاري؛ مواد بهداشتي براي مصارف پزشكي؛ مواد رژيمي براي مصارف پزشكي، غذاي كودكان؛ انواع گچ شكسته‌بندي، لوازم زخم‌بندي؛ مواد پركردن دندان، موم د ندانسازي؛ ضدعفوني كننده‌ها؛ مواد نابودكننده حشرات موذي؛ قارچ كش، مواد دفع نباتات هرزه.
 

طبقه 6 – فلزات عادي و آلياژهاي آن‌ها؛ مواد ساختماني فلزي؛ ساختمان‌هاي فلزي قابل حمل؛ مواد فلزي خطوط راه‌آهن؛ كابل و سيم‌هاي غيربرقي از جنس فلزات عادي؛ آهن‌آلات، اقلام كوچك فلزي؛ لوله و مجراهاي فلزي؛ گاوصندوق؛ اجناس ساخته شده از فلزات عادي كه در طبقات ديگر ذكر نشده‌اند؛ سنگ‌هاي  معدني فلزات.
 

طبقه 7 – انواع ماشين و ماشين‌هاي افزار؛ انواع موتور (به استثناء موتور وسائط نقليه زميني)؛ قفل و بست  حلقه‌هاي اتصال قطعات ماشين‌ها و قطعات انتقال قوه (به غير از اتصالات و اجراء انتقال قوه وسائط نقليه زميني)؛ لوازم و ابزار كشاورزي (به استثناي ابزارهاي دستي)؛ ماشين جوجه كشي.
 

طبقه 8 – انواع  ابزار و لوازم دستي (كه با دست كار مي‌كنند)؛ سرويس كارد و قاشق و چنگال، سلاح كمري، تيغ.
 

طبقه 9 – اسباب و آلات علمي، دريانوردي، مساحي، عكاسي، سينمايي، بصري، وزن كردن، اندازه‌گيري، علامت دادن، كنترل و مراقبت (نظارت)، نجات و آموزش؛ اسباب و لوازم هدايت، قطع و وصل، تبديل، ذخيره‌سازي، تنظيم يا كنترل جريان برق؛ آلات و اسباب ضبط، انتقال يا تكثير صوت يا تصوير؛ اسباب ذخيره اطلاعات مغناطيسي، ديسك‌هاي قابل ضبط؛ ماشين‌هاي فروش خودكار و مكانيسم دستگاه‌هايي كه به سكه كار مي‌كنند؛ صندوق‌هاي ثبت مبلغ دريافتي، ماشين‌هاي حساب، تجهيزات داده‌پردازي و رايانه‌اي؛ دستگاه آتش نشاني.
 

طبقه 10 – آلات و ابزار جراحي، پزشكي، دندانسازي و بيطاري، اندام‌هاي مصنوعي، دندان و چشم‌مصنوعي؛ اقلام ارتوپدي؛ مواد بخيه زني.
 

طبقه 11 – دستگاه‌هاي روشنايي، حرارتي، مواد بخار، طبخ، خنك كردن، تهويه، تأمين آب بهداشتي.
 

طبقه 12 – وسائط نقليه، دستگاه‌هاي حمل و نقل زميني، دريايي يا هوايي.
 

طبقه 13 – اسلحه گرم؛ مهمات و انواع پرتابه (از قبيل موشك، خمپاره و غيره)؛ مواد منفجره؛ مواد وسايل آتشبازي.
 

طبقه 14 – فلزات گرانبها و آلياژهاي آن‌ها و كالاهايي كه با فلزات گرانبها ساخته شده يا با آن‌ها روكش شده‌اند و در ساير طبقات ذكر نشده‌اند؛ جواهرات، سنگ‌هاي گرانبها؛ اسباب و لوازم ساعت‌سازي و زمان سنجي.
 

طبقه 15 – آلات موسيقي.
 

طبقه 16 – كاغذ، مقوا و كالاهاي ساخته شده از آن‌ها كه در طبقات ديگر ذكر نشده‌اند؛ مطالب چاپ شده، مواد صحافي؛ عكس؛ نوشت‌افزار؛ چسب براي مصارف تحريري يا خانگي؛ لوازم نقاشي؛ قلم مو نقاشي؛ ماشين تحرير و لوازم ملزومات دفتري (به استثناي مبلمان) مواد آموزشي و تدريس ( به استثناي دستگاه‌ها)؛ مواد پلاستيكي براي بسته‌بندي (كه در ساير طبقات ذكر نشده‌اند)؛ حروف و كليشه چاپ.
 

طبقه 17 – لاستيك، كائوچو، صمغ، آزبست (پنبه نسوز)، ميكا (سنگ طلق) و كالاهاي ساخته شده از اين مواد كه در طبقات ديگر ذكر نشده‌اند؛ پلاستيك داراي شكل و قالب خاص براي استفاده در توليد ساير كالاها؛ مواد بسته‌بندي، درپوش‌گذاري، انسداد و عايق‌بندي؛ لوله‌هاي قابل ارتجاع غيرفلزي.
 

طبقه 18 – چرم و چرم مصنوعي و كالاهاي ساخته شده از آن‌ها كه در طبقات ديگر ذكر نشده‌اند؛ پوست حيوانات؛ چمدان، كيسه و كيف‌هاي مسافرتي؛ چتر، چتر آفتابگير و عصا؛ شلاق، يراق و زين و برگ.
 

طبقه 19 – مواد و مصالح ساختماني (غيرفلزي)؛ لوله‌هاي غيرفلزي سخت و غيرقابل انعطاف براي استفاده در ساختمان؛ آسفالت، قير و قطران؛ ساختمان‌هاي متحرك غيرفلزي؛ بناهاي يادبود غيرفلزي.
 

طبقه 20 – مبلمان و اثاثيه، آيينه، قاب عكس؛ كالاهاي ساخته شده از چوب، چوب پنبه، ني، حصير، شاخ، استخوان، عاج، استخوان آرواره نهنگ، صدف، كهربا، صدف مرواريد، كف دريا و بدل كليه اين مواد يا ساخته شده از پلاستيك (كه در ساير طبقات ذكر نشده‌اند).
 

طبقه 21 – ظروف خانگي يا لوازم آشپزخانه (كه از فلزات قيمتي ساخته يا روكش نشده‌اند)؛ شانه و ابر و اسفنج؛ انواع برس  قلم مو(به استثناي قلم موهاي نقاشي)؛ مواد ساخت برس؛ لوازم نظافت و تميزكاري؛ سيم ظرفشويي؛ شيشه كار شده يا نيمه كار شده (به استثناي شيشه مورد استفاده درساختمان‌ها) شيشه آلات، اشياء ساخته شده از چيني و سفال كه در طبقات ديگر ذكر نشده‌اند.
 

طبقه 22 – طناب، رسيمان، تور، چادر، سايبان، برزنت (تارپولين)، بادبان و شراع، كيسه و گوني كه در طبقات ديگر ذكر نشده است؛ مواد لايي و لايه‌گذاري و پوشال (به استثناي لاستيك و پلاستيك)؛ مواد خام ليفي براي نساجي.
 

طبقه 23 – انواع نخ و رشته براي مصارف پارچه بافي و نساجي.
 

طبقه 24 – محصولات نساجي و پارچه‌اي كه در طبقات ديگر ذكر نشده‌اند؛ انواع روتختي و روميزي.
 

طبقه 25 – انواع لباس و پوشاك، پاپوش و پوشش سر.
 

طبقه 26 – انواع توري و قلابدوزي، روبان، بند (نوار) حاشيه و قيطان؛ دكمه، قزن قفلي، سنجاق و سوزن ته‌گرد؛ گل‌هاي مصنوعي.
 

طبقه 27 – انواع فرش، قاليچه، حصير و زيرانداز، لينوليوم و ساير كف پوش‌ها، آويزهاي ديواري (غيرپارچه‌اي).
 

طبقه 28 – انواع بازي و اسباب بازي؛ لوازم ورزشي و ژيمناستيك كه در طبقات ديگر ذكر نشده‌اند؛ تزئينات درخت كريسمس.
 

طبقه 29 – گوشت، گوشت ماهي، گوشت طيور و شكار؛ عصاره گوشت؛ سزيجات و ميوه‌جات به صورت كنسرو، خشك شده و پخته شده؛ انواع ژله، مربا و كمپوت؛ تخم مرغ، شير و محصولات لبني؛ روغن‌ها و چربي‌هاي خوراكي.
 

طبقه 30–  قهوه، چاي، كاكائو، شكر، برنج، نشاسته كاسار يا مانيوك (تاپيوكا)، نشاسته نخل خرما (ساگو)، بدل قهوه؛ آرد و فراورده‌هاي تهيه شده از غلات، نان، نان شيريني، شيريني‌جات، شيريني يخي؛ عسل، ملاس يا شيره قند؛ مايه خمير، گرد مخصوص شيريني‌پزي يا پخت نان؛ نمك، خردل؛ سركه، انواع سس (چاشني) ادويه جات، يخ.
 

طبقه 31 – محصولات كشاورزي، باغداري و جنگلباني و دانه‌هايي كه در طبقات ديگر ذكر نشده‌اند؛ حيوانات زنده؛ ميوه و سبزيجات تازه؛ بذر؛ گياهان و گل‌هاي طبيعي؛ غذاي حيوانات؛ مالت (جو سبز خشك شده).
 

طبقه 32 –   ماءالشعير؛ آب‌هاي معدني وگازدار و ساير نوشيدي‌هاي غيرالكلي؛ آبميوه و شربت‌هاي ميوه‌اي؛ شربت و تركيبات مخصوص ساخت نوشابه.
 

طبقه 33 – ....
 

طبقه 34– تنباكو، لوازم تدخين؛ كبريت.
 

 
 

خدمات
 

طبقه 35 – تبليغات؛ مديريت تجاري؛ امور اداري تجارت؛ كارهاي دفتري و اداري.
 

طبقه 36 – بيمه؛ امور مالي؛ امور پولي؛ امور مربو به معاملات املاك و مستغلات.
 

طبقه 37 – ساختمان‌سازي؛ تعمير و بازسازي؛ خدمات نصب.
 

طبقه 38 – مخابرات از راه دور.
 

طبقه 39 – حمل و نقل؛ بسته‌بندي و نگهداري كالاها؛ تهيه مقدمات و ترتيب دادن مسافرت‌ها.
 

طبقه 40 – بهسازي و عمل‌آوري مواد.
 

طبقه 41 – آموزش و پروش؛ دوره‌هاي كارآموزي وتعليمي؛ تفريح و سرگرمي؛ فعاليت‌هاي ورزشي و فرهنگي.
 

طبقه 42 – خدمات علمي و فناوري و تحقيق و پژوهش و طراحي در اين زمينه؛ خدمات تجزيه و تحليل و تحقيقات صنعتي؛ طراحي و توسعه نرم‌افزار و سخت افزارهاي رايانه‌اي.
 

طبقه 43 – خدمات عرضه اغذيه و نوشابه؛ تأمين مسكن و محل اقامت موقت.
 

طبقه 44 – خدمات پزشكي؛ خدمات بيطاري؛ مراقبت‌هاي بهداشتي؛ و زيبايي براي انسان‌ها ياحيوانات؛ خدمات كشاورزي، باغداري و جنگلداري.
 

طبقه 45 – خدمات شخصي يا اجتماعي كه توسط ديگران براي رفع نيازهاي افراد ارائه مي‌شوند؛ خدمات امنيتي براي محافظت از افراد، اموال و دارايي‌ها؛ خدمات حقوقي

   

فروش برند،خريد برند،فروش علامت،خريد علامت،برند فروشي،خريد علامت تجاري،علامت تجاري فروشي،فروش علامت تجاري،فروش برند تجاري،خريد برند تجاري،برند تجاري فروشي،ثبت برند تجاري،مدارك لازم جهت ثبت،ثبت علائم تجاري،ثبت علامت تجاري،هزينه ثبت،اداره ثبت علائم تجاري،هزينه ثبت،طبقه بندي،خريد نام تجاري،فروش نام تجاري،ثبت برند تجاري،ثبت برند،ثبت علائم،ثبت نشان تجاري،مالکيت صنعتي،نام تجاري فروشي،خريد و فروش،نقل و انتقال،اضافه کالا،اضافه طبقه،مدارك لازم جهت ثبت برند،تمديد،مدارك لازم جهت ثبت علامت تجاري،ثبت طرح صنعتي،مدارك لازم جهت ثبت طرح صنعتي،اختراع،ثبت اختراع،طرح شبنم،ثبت طرح شبنم،مدارك لازم جهت ثبت طرح شبنم،برند لباس،تاپ برند، نام برند،برند ها،انواع برند،برندهای معروف،دانشگاه برند، برند برتر،نام های تجاری،كارت بازرگاني،ثبت كارت بازرگاني،مدارك لازم جهت ثبت كارت بازرگاني

 

ثبت نام تجاري، ثبت علامت تجاري ، ثبت علائم تجاري ، ثبت اسم تجاري، ثبت برند تجاري، ثبت لوگو، ثبت نام تجاري در ايران، ثبت نام تجاري محصول، ثبت نام تجاري کالا، مراحل ثبت نام تجاري، سازمان ثبت نام تجاري، اظهارنامه ثبت نام تجاري، فرم ثبت نام تجاري، اداره ثبت نام تجاري، هزينه ثبت نام تجاري، مدارک ثبت نام تجاري، شرايط ثبت نام تجاري، آدرس اداره ثبت نام تجاري، سامانه ثبت نام تجاري، نحوه ثبت نام تجاري، ثبت نام تجاري شرکت ، ثبت نام تجاري بين المللي ، ثبت نام صنعتي، ثبت نام تجاري در سيستم مادريد، ثبت نام تجارتي، ثبت علامت تجاري در ايران، ثبت علامت تجاري محصول، ثبت علامت تجاري کالا، مراحل ثبت علامت تجاري، سازمان ثبت علامت تجاري، اظهارنامه ثبت علامت تجاري، فرم ثبت علامت تجاري، اداره ثبت علامت تجاري، هزينه ثبت علامت تجاري، مدارک ثبت علامت تجاري، شرايط ثبت علامت تجاري، آدرس اداره ثبت علامت تجاري، سامانه ثبت علامت تجاري، نحوه ثبت علامت تجاري، ثبت علامت تجاري شرکت، ثبت علامت تجاري بين المللي ، ثبت علامت صنعتي، ثبت علامت تجاري در سيستم مادريد، ثبت علامت تجارتي، ثبت برند تجاري در ايران، ثبت برند تجاري محصول، ثبت برند تجاري کالا، مراحل ثبت برند تجاري، سازمان ثبت برند تجاري، اظهارنامه ثبت برند تجاري، فرم ثبت برند تجاري، اداره ثبت برند تجاري، هزينه ثبت برند تجاري، مدارک ثبت برند تجاري، شرايط ثبت برند تجاري، آدرس اداره ثبت برند تجاري، سامانه ثبت برند تجاري، نحوه ثبت برند تجاري، ثبت برند تجاري شرکت ، ثبت برند تجاري بين المللي ، ثبت برند صنعتي، ثبت برند تجاري در سيستم مادريد، ثبت برند تجارتي، ثبت علائم تجاري در ايران، ثبت علائم تجاري محصول، ثبت علائم تجاري کالا، مراحل ثبت علائم تجاري، سازمان ثبت علائم تجاري، اظهارنامه ثبت علائم تجاري، فرم ثبت علائم تجاري، اداره ثبت علائم تجاري، هزينه ثبت علائم تجاري، مدارک ثبت علائم تجاري، شرايط ثبت علائم تجاري، آدرس اداره ثبت علائم تجاري، سامانه ثبت علائم تجاري، نحوه ثبت علائم تجاري، ثبت علائم تجاري شرکت ، ثبت علائم تجاري بين المللي ، ثبت علائم صنعتي، ثبت علائم تجاري در سيستم مادريد، ثبت علائم تجارتي، ثبت اسم تجاري در ايران، ثبت اسم تجاري محصول، ثبت اسم تجاري کالا، مراحل ثبت اسم تجاري، سازمان ثبت اسم تجاري، اظهارنامه ثبت اسم تجاري، فرم ثبت اسم تجاري، اداره ثبت اسم تجاري، هزينه ثبت اسم تجاري، مدارک ثبت اسم تجاري، شرايط ثبت اسم تجاري، آدرس اداره ثبت اسم تجاري، سامانه ثبت اسم تجاري، نحوه ثبت اسم تجاري، ثبت اسم تجاري شرکت  ثبت اسم تجاري بين المللي ، ثبت اسم صنعتي، ثبت اسم تجاري در سيستم مادريد، ثبت اسم تجارتي، ثبت لوگو تجاري در ايران، ثبت لوگو تجاري محصول، ثبت لوگو تجاري کالا، مراحل ثبت لوگو تجاري، سازمان ثبت لوگو تجاري، اظهارنامه ثبت لوگو تجاري، فرم ثبت لوگو تجاري، اداره ثبت لوگو تجاري، هزينه ثبت لوگو تجاري، مدارک ثبت لوگو تجاري، شرايط ثبت لوگو تجاري، آدرس اداره ثبت لوگو تجاري، سامانه ثبت لوگو تجاري، نحوه ثبت لوگو تجاري، ثبت لوگو تجاري شرکت ، ثبت لوگو تجاري بين المللي ، ثبت لوگو صنعتي، ثبت لوگو تجاري در سيستم مادريد، ثبت لوگو ، تجارتي،برند لباس،تاپ برند، نام برند،برند ها،انواع برند،برندهای معروف،دانشگاه برند، برند برتر،نام های تجاری


برچسب‌ها: ثبت علائم تجاري, ثبت نام تجاري, ثبت برند تجاری, ثبت علامت تجاری, خريد برند, فروش برند, خرید علامت, فروش علامت, ثبت شركت, ثبت اسم تجاري, طبقه بندی ثبت, برند, طبقه بندی علائم ئجاری, ثبت بين المللي, مادريد

ارسال توسط شکوهی

توصیف اختراع (DESCRIPTION) ؛


همانطورکه قبلاً ذکر شد حق اختراع یک قرارداد دوجانبه است که ازطرف دولت و قوه حاکمه با مخترع بسته می شود و دولت به مخترع در قبال افشای جزئیات اختراع و کمکی که به توسعه صنعتی و تکنولوژی آن کشور می نماید یک حق انحصاری غالباً 20 ساله برای وی قائل می شود و برای تحقق این عقد دوجانبه متقاضی باید با ذکر جزئیات اختراع خود را توصیف و افشا نماید تا هر شخصی که در همان رشته فنی مهارت دارد بتواند آنرا بازسازی کند و اختراع را طبق توصیف و نقشه آن بدون هیچ تلاش اختراعی  یا نوآورانه اجرا کند. اگر چنین نباشد ، اختراع ممکن است ثبت نشود یا اگر در دادگاه دعوی مطرح شود ممکن است باطل شود. توصیف اختراع باید بصورت صریح و گویا ،اختراع را افشا کند تا شرط توانمندسازی (ENABLING)، ساخت و تولید اختراع توسط شخصی که مهارت فنی عادی در آن رشته را دارد فراهم گردد و توسط اشخاص دارای مهارت عادی تکنیکی ادعاهای اختراع را درک نماید و بدون تجربه وتخصص زیاد (EXTRA EXPERIECE) آنرا دوباره سازی (پیاده سازی) نماید، در توصیف متقاضی چگونگی ساخت اختراع و کابردها و مزایای آنرا ذکر می کند.


 ولیکن در تنظیم و تنسیق توصیف اختراع و سایر ضمائم اظهارنامه، کشورها سعی می کنند حتی الامکان ازنظر شکلی قواعد خود را با هم یکسان نمایند و درخصوص توصیف اختراع یک سری معیارهای مشترک برای تنظیم آن درنظر گرفته اند که به تفصیل با توجه به آیین نامه اجرایی قانون1386به بیان آن می پردازیم.


ماده 10 آئین نامه اجرایی قانون ثبت اختراعات، طرحهای صنعتی و علائم تجاری مصوب 1386 درخصوص نحوه تنظیم توصیف اختراع مقرر می دارد ؛توصیف اختراع باید صریح و همراه با جزئیات کامل و مشتمل بر نکات زیر باشد:


الف- عنوان اختراع به گونه ای که در اظهارنامه ذکر گردیده است؛


در پیاده سازی و تنظیم توصیف نخست عنوان اختراع که ترجیحاً بین 3 تا 10 کلمه است باید در مبدأ توصیف اختراع ذکر شود و غالباً این عنوان عیناً همان عنوان مندرج در اظهارنامه اختراع است و ترجیحا" از کلماتی مانند" بهتر "و "نوین" و "جدید" استفاده نشود.

ب- زمینه فنی اختراع مربوط (BACKGROUND OF ART) یا THE INVENTION)  FILED OF)؛


اختراعات اعم از اینکه مربوط به فرآیند یا فرآورده باشد نوآوری تکنیکی و زمینه فنی آن ممکن است یکی از شاخه های علم مانند مکانیک، الکترونیک ،شیمی، متالوژی، برق، سلاحها، فیزیک، بیوتکنولوژی، مواد زیستی، شیمی آلی، فناوری اطلاعات کشاورزی و .... باشند که مخترع باید درابتدا زمینه فنی اختراع مربوط را بیان نماید.

ج- مشکل فنی و بیان اهداف اختراع:


بطورکلی اختراع به معنی ارائه راه حل نوآورانه برای حل یک مشکل فنی در صنعت است که در قالب فرآیند یا فرآورده متجلی می شود و متقاضی در وهله اول باید بیان نماید که پس از تفکر و تدبر به یک مشکل فنی در رشته ای از صنعت پی برده و برای حل آن مشکل فنی راه حل نوآورانه ای ارائه نموده تا به ذهن مخاطب و کارشناس بررسی کننده اختراع این موضوع کلید بخورد که اختراع محقق شده است و موضوع ادعایی درصورت تحقق سایر شرایط می تواند اختراع محسوب شود فلذا متقاضی باید ابتدا مشکل فنی موجود در صنعت و اهداف خود از اختراع موردنظر را بیان کند تا قابلیت اختراعی بودن موضوع محقق شود.

د- شرح وضعیت دانش فنی پیشین :


بطورکلی مخترع شخصی است که از دانشهای مختلفی که در جامعه وارد حوزه قلمرو عمومی مالکیت شده است استفاده نموده و با این دانش پایه زمینه ایجاد و خلق اختراعات و فناوریهای نو را فراهم می آورد بدین ترتیب متقاضی باید دانش فنی پیشین و سابقه پیشرفت هایی که در رابطه با اختراع ادعایی وجود دارد را بیان نماید به نحوی که برای درک و جدید بودن اختراع کفایت کند پرواضح است که بیان عملکردهای مختلف دانش فنی پیشین و ارزیابی و سنجش آن می تواند به نوعی مبین و روشنگر دانش گذشته باشد و با بررسی دانش موجود به نوآور بودن اختراع پی برد و بطورکلی بیان دانش فنی پیشین برای احراز گام ابتکاری الزامی است و گستره دانش فنی پیشین شامل اطلاعات عمومی و اسناد مکتوب و غیرمکتوب به زبانهای مختلف می تواند باشد .

ه- ارائه راه حل برای مشکل فنی موجود همراه با شرح دقیق و کافی و یکپارچه اختراع:


 در توصیف اختراع مخترع باید به طور روشن و گویا دانش موجود خود را افشا نماید و به گونه ای دانش موجود خود را تشریح کند که هرکس دارای مهارت فنی عادی، بدون ابتکار خاصی، قادر باشد با بازخوانی شرح موجود اختراع مورد نظر را بسازد و این شرح اختراع باید دقیق و کافی و بطور یکپارچه بیان شود تا افشا کافی و مؤثر و شرط ساخت اختراع (ENABLING) به طور کامل محقق شود وبیان دانش موجود وارایه راه حل برای مشکل فنی موجود باید بطور مؤثروکافی  تشریح و توصیف شود.

و- توضیح اشکال، نقشه ها، نمودارها درصورت وجود:


 به نحوی که یک متخصص در آن زمینه بتواند اختراع را درک و ارتباط اجزای آن را دریابد ارجاع به شماره هایی که برای بیان ویژگی های اختراع در نقشه آمده است الزامی است.

برای درک بهتر اختراع درصورتیکه، اشکال یا نقشه یا نمودارهایی لازم باشد متقاضی باید آنرا بنحوی که یک متخصص در آن زمینه قادر باشد آنرا دریابد ترسیم و تنظیم نماید و تعبیه این بند نیز به نوعی در راستای افشای کامل و مؤثر اختراع است.

ز- بیان واضح و دقیق مزایای اختراع؛


از مقایسه دانش فنی و راه حلهای پیشین برای حل مشکل فنی با دانش و راه حلهای ابداعی موجود مزایای اختراع قابل استخراج و فهم خواهد بود و بیان مزایای اختراع و تشریح آن سرمایه گذاران و تولیدکنندگان و صنعتگران را فرصت خواهد داد تا تکنولوژی مورد ادعا را ارزیابی نموده، و درصد توفیق آن در بازار کسب و کار را بیشتر درک نمایند.

ح- توضیح حداقل یک روش اجرایی برای به کارگیری اختراع؛


در برخی از قوانین ملی کشورها علاوه بر بیان و توصیف کامل اختراع برای افشای مؤثر اختراع متقاضی باید بهترین روش اجرایی اختراع را نیز توصیف نماید و در آئین نامه به جای بهترین روش اجرایی عبارت حداقل یک روش اجرایی برای بکارگیری اختراع بکار رفته است که متقاضی بایدآنراتوضیح دهد.

ت- ذکر صریح کاربرد صنعتی اختراع درصورتیکه ماهیت اختراع گویای این امر نباشد؛


کاربرد یا کاربردهای صنعتی اختراع درصورتیکه ماهیت اختراع گویای این امر نباشد باید ذکر شود و درصورت عدم ذکر صریح کاربرد صنعتی در این قسمت و عدم کفایت و گویا بودن این امر در اختراع می تواند زمینه استفاده یا سوءاستفاده از این حق رادرآینده برای افرادسودجوورقبا فراهم آورد

   

علامت تجاري،ثبت علامت،ثبت علامت تجاري،ثبت علايم تجاري،ثبت علائم تجاري،ثبت برند،ثبت لوگو،ثبت آرم،ثبت برند تجاري،ثبت لوگو تجاري،ثبت آرم تجاري،مدارك لازم جهت علامت تجاري،مدارك لازم جهت ثبت علايم تجاري،مدارك لازم جهت ثبت علائم تجاري،مدارك لازم جهت ثبت برند،مدارك لازم جهت ثبت لوگو،مدارك لازم جهت ثبت آرم،طرح صنعتي،ثبت بين المللي علامت تجاري،ثبت بين المللي توسط سيستم مادريد،سيستم مادريد،ثبت بيت المللي برند،ثبت بين المللي لوگو،ثبت بين المللي آرم،ثبت طرح صنعتي،مدارك لازم جهت ثبت طرح صنعتي،ثبت شركت،مدارك لازم جهت ثبت شركت،ثبت شركت تعاوني،ثبت شركت سهامي خاص،ثبت اختراع،مدارك لازم جهت ثبت شركت تعاوني،مدارك لازم جهت ثبت شركت سهامي خاص،مدارك لازم جهت ثبت اختراع،ثبت موسسه،مدارك لازم جهت ثبت موسسه،ثبت موسسه غير تجاري،مدارك لازم جهت ثبت موسسه غير تجاري،طرح شبنم،ثبت اختراعات،مدارك لازم جهت ثبت طرح شبنم،كالاهاي مشمول طرح شبنم،كارت بازرگاني،ثبت كارت بازرگاني،مدارك لازم جهت ثبت كارت بازرگاني


برچسب‌ها: توصیف اختراع, DESCRIPTION, اظهارنامه ثبت اختراع, ثبت اختراع, مدارک ثبت اختراع, مراحل ثبت اختراع, مخترع, اختراعات, جستجوی اختراع, ثبت علامت, ثبت علامت تجاری, اداره ثبت اختراع

ارسال توسط شکوهی

ضمائم اظهارنامه ثبت اختراع

ضمائم اظهارنامه شامل توصیف، ادعا، خلاصه و نقشه و غیره، درصورت نیاز باید تعیین شود که مدارک ضمیمه اظهارنامه در ماده 6 آئین نامه اجرایی به تفصیل بیان شده است، که عبارتند از:


1- مدارک مثبت هویت متقاضی و مخترع


2- توصیف اختراع


3- ادعا یا ادعاهای اختراع


4- خلاصه ای از توصیف اختراع


5- نقشه یا نقشه ها درصورت لزوم


6- درخواست کتبی مبنی بر عدم ذکر اسم مخترع، چنانچه مخترع نخواهد اسم وی ذکر شود.


7- مدارک مربوط به حق تقدم که همزمان باید با تسلیم اظهارنامه یا حداکثر ظرف 15 روز از آن تاریخ تسلیم شود.


8- مدارک نمایندگی درصورتی که تقاضا توسط نماینده قانونی بعمل آید.


9- رسید مربوط به پرداخت هزینه های قانونی


======================

مدارک مثبت هویت متقاضی و مخترع ؛


متقاضی اعم از اینکه حقیقی یا حقوقی ازقبیل؛شرکتها، دانشگاهها، مؤسسات و پژوهشگاهها باشند باید مدارکی که هویت و موجودیت آنها را اثبات کند راضمیمه اظهارنامه نمایند .


شخص حقیقی

1-    مدارک مثبت هویت مالک و یا مالکین حقیقی به تعداد مالک، به صورت مجزا به ازای هر مالک (کپی شناسنامه و  کپی کارت ملی)

2-    مدارک مثبت هویت مخترع و یا مخترعین به تعداد مخترعین  ، به صورت مجزا به ازای هر اختراع (کپی شناسنامه و  کپی کارت ملی)

3-    رسید پرداخت هزینه

4-    درصورت وجود نماینده قانونی "وکالتنامه معتبر" انتخاب شود

5-    مدارک مثبت هویت درخواست کننده ابلاغ

 


شخص حقوقی

6-    مدارک مثبت هویت مالک یا مالکین حقوقی با شرایط فوق

2- مدارک مثبت هویت مخترع و یا مخترعین با شرایط فوق

3- رسید پرداخت هزینه

4- درصورت وجود نماینده همانند فوق عمل گردد

5- مدارک مثبت هویت دریافت کننده ابلاغ

6- آگهی تأسیس

7- آگهی آخرین تغییرات

   

علامت تجاري،ثبت علامت،ثبت علامت تجاري،ثبت علايم تجاري،ثبت علائم تجاري،ثبت برند،ثبت لوگو،ثبت آرم،ثبت برند تجاري،ثبت لوگو تجاري،ثبت آرم تجاري،مدارك لازم جهت علامت تجاري،مدارك لازم جهت ثبت علايم تجاري،مدارك لازم جهت ثبت علائم تجاري،مدارك لازم جهت ثبت برند،مدارك لازم جهت ثبت لوگو،مدارك لازم جهت ثبت آرم،طرح صنعتي،ثبت بين المللي علامت تجاري،ثبت بين المللي توسط سيستم مادريد،سيستم مادريد،ثبت بيت المللي برند،ثبت بين المللي لوگو،ثبت بين المللي آرم،ثبت طرح صنعتي،مدارك لازم جهت ثبت طرح صنعتي،ثبت شركت،مدارك لازم جهت ثبت شركت،ثبت شركت تعاوني،ثبت شركت سهامي خاص،ثبت اختراع،مدارك لازم جهت ثبت شركت تعاوني،مدارك لازم جهت ثبت شركت سهامي خاص،مدارك لازم جهت ثبت اختراع،ثبت موسسه،مدارك لازم جهت ثبت موسسه،ثبت موسسه غير تجاري،مدارك لازم جهت ثبت موسسه غير تجاري،طرح شبنم،ثبت اختراعات،مدارك لازم جهت ثبت طرح شبنم،كالاهاي مشمول طرح شبنم،كارت بازرگاني،ثبت كارت بازرگاني،مدارك لازم جهت ثبت كارت بازرگاني


برچسب‌ها: اختراع, ضمائم مدارک ثبت اختراع, مدارک ثبت اختراع, ثبت اختراع, هزینه ثبت اختراع, ثبت علامت تجاری, ثبت علائم تجاری, ثبت برند تجاری, فروش برند, فروش علامت, اداره ثبت اختراع

ارسال توسط شکوهی

اعتراض به رد اظهارنامه طرح صنعتی

وفق ماده 100 آئین نامه اجرایی ثبت طرح صنعتی تصميم مرجع ثبت مبني بر رد اظهارنامه، از سوي متقاضي قابل اعتراض است. اعتراض بايد در دو نسخه به صورت كتبي و همراه با دلايل و مستندات مربوط و رسيد مربوط به پرداخت هزينه رسيدگي به رد ثبت ظرف مدت 30 روز از تاريخ ابلاغ تصميم، از طريق مرجع ثبت به كميسيون موضوع ماده 170 اين آئين‌نامه تسليم شود. پس از ثبت اعتراض‌نامه، نسخه دوم آن با قيد تاريخ و شماره وصول به معترض مسترد مي‌گردد. مهلت مذكور براي متقاضي مقيم خارج از كشور 60 روز مي‌باشد.


تبصره – در صورت رد اعتراض در كميسيون، هزينه رسيدگي به رد ثبت قابل استرداد نخواهد بود

   

فروش برند،خريد برند،فروش علامت،خريد علامت،برند فروشي،خريد علامت تجاري،علامت تجاري فروشي،فروش علامت تجاري،فروش برند تجاري،خريد برند تجاري،برند تجاري فروشي،ثبت برند تجاري،مدارك لازم جهت ثبت،ثبت علائم تجاري،ثبت علامت تجاري،هزينه ثبت،اداره ثبت علائم تجاري،هزينه ثبت طرح صنعتی،طبقه بندي،خريد نام تجاري،فروش نام تجاري،ثبت برند تجاري،ثبت برند،ثبت علائم،ثبت نشان تجاري،مالکيت صنعتي،نام تجاري فروشي،خريد و فروش،نقل و انتقال،اضافه کالا،اضافه طبقه،مدارك لازم جهت ثبت برند،تمديد،مدارك لازم جهت ثبت علامت تجاري،ثبت طرح صنعتي،مدارك لازم جهت ثبت طرح صنعتي،اختراع،ثبت اختراع،مدارک لازم جهت ثبت طرح صنعتی،ثبت طرح شبنم،مدارك لازم جهت ثبت طرح شبنم،كالاهاي مشمول طرح شبنم،كارت بازرگاني،ثبت كارت بازرگاني،مدارك لازم جهت ثبت كارت بازرگاني


برچسب‌ها: اعتراض به رد ثبت طرح صنعتی, ثبت طرح صنعتی, هزینه ثبت طرح صنعتی, مدارک ثبت طرح صنعتی, اعتراض به ثبت, اداره طرح صنعتی, علامت تجاری, ثبت علامت تجاری, خرید علامت تجاری, فروش علامت تجاری, اداره ثبت علائم تجاری

ارسال توسط شکوهی

ضمائم اظهارنامه ثبت طرح صنعتی

الف – مدارک مثبت هویت

1-   مدارك مثبت هويت مالک:

·         اشخاص حقیقی: کپی شناسنامه و کپی کارت ملی

·         اشخاص حقوقی: آخرین روزنامه رسمی دلیل مدیریت کپی شناسنامه و کارت ملی صاحبان امضاء

2-  مدارك نماينده قانونی: درصورتی که تقاضا توسط نماینده قانونی (وکیل، دارنده یا دارندگان حق امضا برای اشخاص حقوقی و ...) به عمل آید مدارک آن ضمیمه گردد.

3-   مدارک مثبت هویت طراح: کپی شناسنامه و کارت ملی

ب- نحوه و نمونه ارسال تصاویر

1-   اگر طرح صنعتي دو بعدي باشد، یک نمونه از شكل يا تصوير گرافيكي يا یک نمونه از طرح ترسيم شده؛

2-   اگر طرح صنعتي سه بعدي باشد، یک نمونه از شكل يا تصوير گرافيكي يا یک نمونه از طرح ترسيم شده از تمامي جوانب طرح موردتقاضا؛ مطابق نمونه پیوست

تذکر:  در طرح صنعتي سه بعدي، مرجع ثبت مي‌تواند ماكتي از آن را به همراه اظهارنامه درخواست نمايد. اندازه ماكتي كه متقاضي از مدل طرح خود ارائه مي‌دهد، بايد حداكثر 20×20×20 سانتي متر و وزن آن حداكثر 2 كيلوگرم و از ماده‌اي بادوام و غيرفاسد شدني باشد.

ج- مشخصات فنی تصاویر

1-    سایز تصاویر حداکثر A4 باشد

2-    حتماً بصورت عمودی اسکن شود.

3-    در تصویر ارسالی حتماً طرح باید در یک زمینه ساده، به نحوی که قابل رویت باشد قرار گیرد.

4-    تصویر کالا حتماً بصورت رنگی باشد و حداکثر حجم آن 500KB باشد.

5-  تصویر مدارک ترجیحاً بصورت سیاه و سفید اسکن شده و حداکثر حجم آن 250KB باشد.(ترجیحاً پشت و روی کارت ملی و کپی صفحه اول شناسنامه در یک تصویر باشد.)

   

فروش برند،خريد برند،فروش علامت،خريد علامت،برند فروشي،خريد علامت تجاري،علامت تجاري فروشي،فروش علامت تجاري،فروش برند تجاري،خريد برند تجاري،برند تجاري فروشي،ثبت برند تجاري،مدارك لازم جهت ثبت،ثبت علائم تجاري،ثبت علامت تجاري،هزينه ثبت،اداره ثبت علائم تجاري،هزينه ثبت طرح صنعتی،طبقه بندي،خريد نام تجاري،فروش نام تجاري،ثبت برند تجاري،ثبت برند،ثبت علائم،ثبت نشان تجاري،مالکيت صنعتي،نام تجاري فروشي،خريد و فروش،نقل و انتقال،اضافه کالا،اضافه طبقه،مدارك لازم جهت ثبت برند،تمديد،مدارك لازم جهت ثبت علامت تجاري،ثبت طرح صنعتي،مدارك لازم جهت ثبت طرح صنعتي،اختراع،ثبت اختراع،مدارک لازم جهت ثبت طرح صنعتی،ثبت طرح شبنم،مدارك لازم جهت ثبت طرح شبنم،كالاهاي مشمول طرح شبنم،كارت بازرگاني،ثبت كارت بازرگاني،مدارك لازم جهت ثبت كارت بازرگاني


برچسب‌ها: اظهارنامه ثبت طرح صنعتی, ضمائم ثبت طرح صنعتی, مدارک ثبت طرح صنعتی, ثبت طرح صنعتی, هزینه ثبت طرح صنعتی, علمت تجاری, ثبت علامت تجاری, فروش علامت تجاری, خرید علامت تجاری, ثبت علائم تجاری, اداره ثبت علائم تجاری

ارسال توسط شکوهی

مدارک لازم جهت ثبت طرح صنعتی

  شخص حقیقی

1-1-        مدارک مثبت هویت مالک و یا مالکین حقیقی به تعداد مالک، به صورت مجزا به ازای هر مالک

1-2-        مدارک مثبت هویت طراح و یا طراح ها به تعداد طراح ها ، به صورت مجزا به ازای هر طراح

1-3-        رسید پرداخت هزینه

1-4-        تصویر و یا تصاویر کالا ، به تعداد کالاها باید گزینه "تصویر کالا" از "نوع ضمیمه" انتخاب و در شرح ضمیه ، شرح مختصری از تصویر نوشته شود.

1-5-        درصورت وجود نماینده قانونی "وکالتنامه معتبر" انتخاب شود.

1-6-         مدارک مثبت هویت درخواست کننده ابلاغ

·        در قسمت "شرح ضمیمه" به ازای هر مالک ، نماینده قانونی و یا طراح می توان نام شخص را نوشت

2-        شخص حقوقی

1-2- مدارک مثبت هویت مالک یا مالکین حقوقی با شرایط فوق

2-2- مدارک مثبت هویت طراح و یا طراح ها با شرایط فوق

3-2- رسید پرداخت هزینه

4-2- تصویر و یا تصاویر کالاها با شرایط فوق

5-2- درصورت وجود نماینده همانند فوق عمل گردد

6-2- مدارک مثبت هویت دریافت کننده ابلاغ

7-2- آگهی تأسیس

8-2- آگهی آخرین تغییرات

   

فروش برند،خريد برند،فروش علامت،خريد علامت،برند فروشي،خريد علامت تجاري،علامت تجاري فروشي،فروش علامت تجاري،فروش برند تجاري،خريد برند تجاري،برند تجاري فروشي،ثبت برند تجاري،مدارك لازم جهت ثبت،ثبت علائم تجاري،ثبت علامت تجاري،هزينه ثبت،اداره ثبت علائم تجاري،هزينه ثبت طرح صنعتی،طبقه بندي،خريد نام تجاري،فروش نام تجاري،ثبت برند تجاري،ثبت برند،ثبت علائم،ثبت نشان تجاري،مالکيت صنعتي،نام تجاري فروشي،خريد و فروش،نقل و انتقال،اضافه کالا،اضافه طبقه،مدارك لازم جهت ثبت برند،تمديد،مدارك لازم جهت ثبت علامت تجاري،ثبت طرح صنعتي،مدارك لازم جهت ثبت طرح صنعتي،اختراع،ثبت اختراع،مدارک لازم جهت ثبت طرح صنعتی،ثبت طرح شبنم،مدارك لازم جهت ثبت طرح شبنم،كالاهاي مشمول طرح شبنم،كارت بازرگاني،ثبت كارت بازرگاني،مدارك لازم جهت ثبت كارت بازرگاني


برچسب‌ها: ثبت طرح صنعتی, مدارک ثبت طرح صنعتی, هزینه ثبت طرح صنعتی, اداره ثبت طرح صنعتی, ثبت علامت تجاری, خرید علامت تجاری, فروش علامت تجاری, خرید برند, فروش برند

ارسال توسط شکوهی

1-در صورتی که شما با نامی فعالیت می نمایید که آنرا به ثبت نرسانده اید در صورتی که شخصی یا شرکت دیگری قبل از شما آنرا ثبت نماید می تواند جلوی کلیه فعالیتهای شما را با آن نام تجاری بگیرد. می دانید چه خسارتی هنگفتی متحمل می شوید.

2-در صورتی که شما با نام تجاری که متعلق به شما نیست فعالیت نمائید یعنی محصولی را تولید کنید و یا درهر قسمت از تجارت خود از آن استفاده نمایید جرمی که مرتکب می شوید شامل جرایم کیفری است و بین 3 الی 6 ماه حبس و جرایم نقدی بهمراه دارد.

3-در حال حاضر اکثر نامها عینا و یا مشابها به ثبت رسیده و به ندرت میتوان برند جدید ی را به ثبت رسانید با توجه به اینکه حداقل زمان لازم برای ثبت یک برند یا علامت تجاری در ایران بین 4 الی 6 ماه میباشد لذا در بسیاری مواقع خرید یک برند به ثبت رسیده توجیه بالاتری نسبت به اقدام جهت ثبت یک برند جدید دارد


همچنین وکلای متبحر و با تجربه سایت میتوانند این نقل و انتقال را برای شما انجام دهند بدون آنکه حتی هموطنان شهرستانی نیازی به آمدن به تهران و برعکس را داشته باشند. 

   

فروش برند،خرید برند،فروش علامت،خرید علامت،برند فروشی،خرید علامت تجاری،علامت تجاری فروشی،فروش علامت تجاری،فروش برند تجاری،خرید برند تجاری،برند تجاری فروشی،ثبت برند تجاری،مدارك لازم جهت ثبت،ثبت علائم تجاری،ثبت علامت تجاری،هزینه ثبت،اداره ثبت علائم تجاری،هزینه ثبت،طبقه بندی،خرید نام تجاری،فروش نام تجاری،ثبت برند تجاری،ثبت برند،ثبت علائم،ثبت نشان تجاری،مالکیت صنعتی،نام تجاری فروشی،خرید و فروش،نقل و انتقال،اضافه کالا،اضافه طبقه،مدارك لازم جهت ثبت برند،تمدید،مدارك لازم جهت ثبت علامت تجاری،ثبت طرح صنعتی،مدارك لازم جهت ثبت طرح صنعتی،اختراع،ثبت اختراع،طرح شبنم،ثبت طرح شبنم،مدارك لازم جهت ثبت طرح شبنم،كالاهاي مشمول طرح شبنم،كارت بازرگاني،ثبت كارت بازرگاني،مدارك لازم جهت ثبت كارت بازرگاني


برچسب‌ها: فروش علائم تجاری, فروش برند تجاری, فروش علامت تجاری, فروش نام تجاری, خرید علامت تجاری, خرید برند, خرید علائم تجاری, علامت تجاری فروشی, برندفروشی

ارسال توسط شکوهی
فصل اول: تسليم، اصلاح، استرداد، انتقال و ثبت اظهارنامه
ماده ۶۷ ـ ثبت طرح صنعتي مستلزم تسليم اظهارنامه به مرجع ثبت است.
ماده ۶۸ ـ اظهارنامه ثبت طرح صنعتي بايد در ۲ نسخه و در فرم مخصوص (ط ـ ۱) و به زبان فارسي تنظيم شده و پس از ذكر تاريخ، توسط متقاضي يا نماينده قانوني وي امضاء شود.
تبصره ـ در صورتي كه اسناد ضميمه اظهارنامه و ساير اسناد مربوط، به زبان ديگري غير از فارسي باشد، ارائه اصل مدارك مورد نياز همراه با ترجمه عادي كامل آن ها الزامي است، مع ذلك اگر ترجمه كامل اين مدارك براي متقاضي ميسر نباشد مي تواند خلاصه آن ها را به فارسي ضميمه نمايد. مرجع ثبت در صورت لزوم مي تواند در جريان بررسي اظهارنامه، ترجمه رسمي مدارك مذكور را مطالبه كند. چنانچه اصطلاحات فناوري و علمي به كار رفته در اسناد مذكور، معادل فارسي نداشته باشند، ذكر همان اصطلاحات كفايت مي كند.
ماده۶۹ ـ متقاضي بايد اظهارنامه ثبت طرح صنعتي را به صورت حضوري يا با پست سفارشي و يا درچارچوب ماده ۱۶۷ اين آيين نامه به مرجع ثبت تسليم نمايد. تاريخ وصول اظهارنامه يا تاريخ داده پيام، تاريخ اظهارنامه تلقي مي گردد.
ماده۷۰ ـ اظهارنامه طرح صنعتي بايد حاوي نكات زير باشد:
۱ـ اسم، نشاني، كدپستي، شماره ملي، تابعيت و سمت متقاضي يا نماينده قانوني وي و در صورتي كه متقاضي شخص حقوقي است، ذكر نام، نوع فعاليت، اقامتگاه، محل و شماره ثبت، تابعيت، مركز اصلي و عنداللزوم هر شناسه ديگر الزامي است؛
۲ـ اسم، اقامتگاه و كد پستي شخص يا اشخاصي كه صلاحيت دريافت ابلاغ ها در ايران را دارند، در صورتي كه متقاضي مقيم ايران نباشد؛
۳ـ اسم و اقامتگاه طراح در صورتي كه متقاضي همان طراح نباشد؛
۴ـ ذكر كالا و طبقه اي كه متقاضي درخواست ثبت طرح براي آن را دارد؛
۵ ـ تاريخ، محل و شماره اظهارنامه يا گواهي نامه طرح صنعتي در خارج، در صورت درخواست حق تقدم؛
۶ ـ تعيين ضمائم.
تبصره۱ـ در صورت تسليم اظهارنامه و ساير اسناد مربوط توسط اشخاص حقوقي، امضاء آن ها از طرف اشخاص مجاز، ضروري است.
تبصره۲ـ اسم و نشاني متقاضي مقيم خارج از كشور علاوه برفارسي بايد به حروف لاتين باشد و با همان حروف نيز ثبت و آگهي شود.
ماده۷۱ ـ دو يا چند طرح صنعتي مربوط به يك طبقه از طبقه بندي بين المللي و يا به يك مجموعه يا تركيبي از اجزاء ، ولو مربوط به طبقات مختلف چنانچه با هم استعمال گردند، را مي توان در يك اظهارنامه قيد و به مرجع ثبت تسليم نمود.
ماده۷۲ ـ در صورتي كه متقاضي، دو اظهارنامه داراي طرح هاي صنعتي مشابه را در يك تاريخ تسليم نمايد، بنابه درخواست متقاضي، مرجع ثبت مي تواند يكي از اظهارنامه ها را به عنوان طرح صنعتي اصلي و ديگري را به صورت طرح صنعتي متمم بپذيرد.
ماده ۷۳ ـ مدارك زير بايد ضميمه اظهارنامه شوند:
۱ـ مدارك مثبت هويت متقاضي و طراح؛
۲ـ مدارك نمايندگي، در صورتي كه تقاضا توسط نماينده قانوني به عمل آيد؛
۳ـ اگر طرح صنعتي دو بعدي باشد، پنج نمونه از شكل يا تصوير گرافيكي يا پنج نمونه از طرح ترسيم شده به عنوان نمونه؛
۴ـ اگر طرح صنعتي سه بعدي باشد، پنج نمونه از شكل يا تصوير گرافيكي يا پنج نمونه از طرح ترسيم شده از تمامي جوانب طرح؛
۵ ـ در طرح صنعتي سه بعدي، مرجع ثبت مي تواند ماكتي از آن را به همراه اظهارنامه درخواست نمايد. اندازه ماكتي كه متقاضي از مدل طرح خود ارائه مي دهد، بايد حداكثر ۲۰×۲۰×۲۰ سانتي متر و وزن آن حداكثر ۲ كيلوگرم و از ماده اي بادوام و غيرفاسد شدني باشد. شكل هاي گرافيكي و ترسيم شده بايد حداكثر در ابعاد ۲۰×۱۰ سانتي متر بوده و قابل نصب بر چهار صفحه مقوا در قطع A۴ و با جوهر مشكي باشد؛
۶ ـ درخواست كتبي به تاخير انداختن انتشار آگهي ثبت طرح صنعتي و تعيين مدت آن، در صورت تمايل؛
۷ ـ درخواست كتبي مبني بر عدم ذكر اسم طراح، چنانچه طراح نخواهد اسم وي ذكر شود؛
۸ ـ رسيد مربوط به پرداخت هزينه اظهارنامه و در صورتي كه اظهارنامه شامل دو يا چند طرح صنعتي است، رسيد مربوط به پرداخت هزينه هاي اضافي؛
۹ـ مدارك مربوط به حق تقدم كه بايد همزمان با تسليم اظهارنامه يا حداكثر ظرف ۱۵ روز از آن تاريخ تسليم شود.
تبصره۱ـ طرح چاپ شده اشكال و تصاوير گرافيكي يا ترسيم شده، موضوع بندهاي ۳ و ۴ فوق، بايد حداكثر در ابعاد ۲۰×۲۰ سانتي متر باشد و در آن رنگي بودن يا نبودن اشكال و تصاوير تصريح گردد.
تبصره۲ـ در صورت ارائه ماكتي از مدل طرح، مرجع ثبت مي تواند ماكت مزبور را ممهور به مهر و تاريخ نموده به متقاضي اعاده نمايد.
تبصره۳ـ در فرضي كه اظهارنامه حاوي طرح هاي صنعتي متعدد باشد، تصاوير يا اشكال يا مدل ها به صورت جداگانه ارائه شده و به وسيله شماره از يكديگر متمايز مي گردند.
ماده ۷۴ ـ در صورتي كه متقاضي طبق ماده ۹ قانون، درخواست حق تقدم كرده باشد، هنگام تقاضاي ثبت طرح صنعتي بايد درخواست خود را كه حاكي از اين حق باشد، به مرجع ثبت تسليم نمايد. اين درخواست بايد مشتمل بر نكات زير باشد:
۱ـ تاريخ و شماره اظهارنامه اصلي؛
۲ـ طبقه بندي بين المللي مرتبط با اظهارنامه اصلي؛
۳ـ كشور يا كشورهايي كه اظهارنامه اصلي در آنجا تسليم شده است و چنانچه اظهارنامه منطقه اي يا بين المللي مبناي حق تقدم باشد، ذكر ماخذ آن.
ماده۷۵ ـ در صورتي كه متقاضي مدعي دو يا چند اظهارنامه پيشين باشد، مدت حق تقدم از زمان مقدم ترين آن ها محاسبه مي شود.
ماده۷۶ـ مدت زمان حق تقدم در ثبت طرح صنعتي، ۶ ماه از تاريخ تسليم اظهارنامه اصلي خواهد بود. در اين مورد روز تسليم جزء مدت محسوب نخواهد شد و اگر آخرين روز مصادف با روز تعطيل باشد، اين مدت تا آخرين ساعت اولين روز اداري بعد از روز تعطيل محاسبه خواهد شد.
ماده۷۷ـ استفاده از مهلت ارفاقي مقرر در بند هـ ماده ۴ قانون براي ثبت طرح صنعتي، با انجام تغييرات لازم، مشمول مقررات ماده ۲۶ اين آيين نامه خواهد بود.
ماده ۷۸ـ متقاضي مي تواند تا قبل از ثبت طرح صنعتي، اظهارنامه خود را اصلاح كند، مشروط بر اينكه از حدود اظهارنامه نخست تجاوز ننمايد. درخواست اصلاح با پرداخت هزينه مقرر در جدول هزينه ها انجام مي پذيرد.
ماده۷۹ـ متقاضي يا نماينده قانوني او در هر زمان قبل ازثبت طرح صنعتي مي تواند ضمن تسليم درخواست كتبي به مرجع ثبت، اظهارنامه خود را مسترد دارد.
درصورت استرداد اظهارنامه، هزينه هاي پرداختي مسترد نخواهدشد.
ماده۸۰ ـ انتقال حق مالكيت ناشي از تسليم اظهارنامه يا اعطاي هرگونه اجازه بهره برداري از آن بايد به درخواست كتبي هر ذي نفع به مرجع ثبت اعلام و در پرونده مربوط درج گردد. اعمال اين تغيير منوط به پرداخت هزينه مقرر در جدول هزينه ها خواهد بود.
ماده ۸۱ ـ مرجع ثبت، مقدمتاً صحت تنظيم اظهارنامه را از لحاظ شناسايي هويت متقاضي و نمايش گرافيكي طرح صنعتي مورد رسيدگي قرار داده و پس از وارد نمودن اظهارنامه در دفتر ثبت، نسخه دوم آن را همراه با ضمائم كه داراي همان مشخصات نسخه اصلي است بعد از امضا و مهر و قيد تاريخ (ساعت، روز، ماه و سال) وصول آن با تمام حروف، به عنوان رسيد به متقاضي مسترد خواهد كرد.
تبصره ـ در خصوص اظهارنامه هايي كه با پست سفارشي ارسال مي شوند، درصورت ثبت اظهارنامه ها، نسخه دوم آن ها همراه با ضمائم توسط و به هزينه مرجع ثبت با پست سفارشي، به عنوان رسيد به متقاضيان مسترد خواهد شد. در صورت عدم ثبت نيز مراتب به همين ترتيب به اطلاع متقاضيان خواهد رسيد. پاسخ اظهارنامه هاي واصله در چارچوب ماده ۱۶۷ اين آيين نامه به صورت الكترونيكي خواهد بود.
فصل دوم: بررسي اظهارنامه و ثبت طرح صنعتي
ماده۸۲ ـ مرجع ثبت ظرف ۶۰ روز از تاريخ وصول، اظهارنامه و ضمائم آن را از لحاظ رعايت جنبه هاي شكلي و ساير شرايط مقرر در قانون و اين آيين نامه و همچنين تطبيق طبقه يا طبقات اعلامي با طبقه بندي بين المللي، مورد بررسي قرار مي دهد.
ماده۸۳ ـ مرجع ثبت چنانچه پس از بررسي، ايرادات و نواقصي را در اظهارنامه و ضمائم آن مشاهده نمايد، مراتب را به صورت مكتوب و با قيد جزييات به متقاضي ابلاغ تا ظرف مهلت مقرر در اين آيين نامه اقدام به رفع نقص نمايد.
چنانچه متقاضي در مهلت مقرر قانوني به هر علتي نتواند نقايص اعلامي را رفع نمايد، مرجع ثبت اظهارنامه را رد و مراتب را كتباً با ذكر علت يا علل رد به متقاضي ثبت ابلاغ خواهد كرد.
تبصره ـ مهلت رفع نقص براي متقاضيان ايراني تا ۳۰ روز و براي متقاضيان مقيم خارج از كشور تا ۶۰ روز از تاريخ ابلاغ محاسبه مي شود.
ماده ۸۴ ـ طرح هاي صنعتي زير قابل حمايت نيستند:
۱ـ طرح هايي كه جديد يا اصيل نباشند؛
۲ـ طرح هايي كه تنها در نتيجه عملكرد فني محصول ايجاد مي شوند؛
۳ـ طرح هاي حاوي نمادها يا نشان هاي رسمي؛
۴ـ طرح هاي مخالف نظم عمومي يا اخلاق حسنه.
طرح صنعتي جديد با رعايت مفاد ماده ۲۱ قانون، طرحي است كه قبل از تسليم اظهارنامه و يا قبل از تاريخ ادعاي حق تقدم، همانند آن به عموم عرضه نشده باشد.
طرح صنعتي در صورتي اصيل محسوب مي شود كه به طور مستقل توسط طراح پديد آمده و كپي و تقليد طرح هاي موجود نباشد، به نحوي كه از ديد يك كاربر آگاه، متفاوت از طرح هايي باشد كه قبلاً در اختيار عموم قرار گرفته است.
ماده ۸۵ ـ هرگاه تقاضاي ثبت طرح صنعتي مورد پذيرش مرجع ثبت قرار گيرد، مراتب كتباً به متقاضي اعلام شده و وي بايد ظرف ۳۰ روز پس از تاريخ اعلام، جهت پرداخت هزينه هاي مربوط به ثبت طرح صنعتي و انتشار آگهي موضوع ماده ۸۶ اين آيين نامه اقدام نمايد. در صورت عدم پرداخت هزينه ها در مهلت مقرر فوق، اظهارنامه كان لم يكن تلقي مي گردد. اين مهلت براي متقاضيان مقيم خارج از كشور ۶۰ روز مي باشد.
ماده ۸۶ ـ مرجع ثبت پس از ثبت طرح صنعتي، مراتب را ظرف ۳۰ روز جهت اطلاع عموم در روزنامه رسمي آگهي مي نمايد. آگهي مزبور شامل موارد زير مي باشد:
۱ ـ شماره و تاريخ اظهارنامه؛
۲ـ شماره و تاريخ ثبت طرح صنعتي؛
۳ـ اسم و نشاني طراح مگر آن كه طراح كتباً درخواست كند كه نامش ذكر نشود؛
۴ـ اسم و اقامتگاه متقاضي يا نماينده وي؛
۵ ـ ذكر كالا و طبقه اي كه طرح مورد تقاضا مربوط به آن مي باشد؛
۶ ـ تعيين تاريخ، محل و شماره حق تقدم، در صورت وجود؛
۷ـ تصوير يا تصاويري كه طرح را معرفي كند و تصريح به رنگي يا غيررنگي بودن تصوير؛
۸ ـ اشاره به ماكت طرح، در صورت ارائه؛
۹ـ مدت اعتبار ثبت.
تبصره ـ هرگاه درخواستي طبق ماده ۲۵ قانون ارائه شده باشد، پس از ثبت طرح صنعتي، نمونه طرح و مفاد اظهارنامه منتشر نمي شود. در اين صورت مرجع ثبت، يك آگهي حاوي تاخير انتشار طرح صنعتي مذكور و اطلاعات مربوط به هويت مالك طرح ثبت شده و تاريخ تنظيم اظهارنامه و مدت تاخير مورد درخواست و ساير امور ضروري را منتشر مي كند. پس از انقضاء مدت تاخير درخواست شده، مرجع ثبت آگهي طرح صنعتي ثبت شده را صادر و براي انتشار تسليم روزنامه رسمي خواهد كرد. هزينه انتشار آگهي هاي مذكور در اين تبصره به عهده متقاضي ثبت طرح صنعتي خواهد بود.
ماده۸۷ ـ ثبت طرح صنعتي با قيد مراتب زير و طبق فرم (ط ـ ۲) در دفتر ثبت طرح صنعتي انجام مي پذيرد:
۱ـ تاريخ كامل (ساعت، روز، ماه و سال) و شماره ثبت اظهارنامه؛
۲ـ تاريخ و شماره ثبت طرح صنعتي؛
۳ـ اسامي كالاها و طبقاتي كه طرح صنعتي براي آن ها اختيار شده است؛
۴ـ ذكر مشخصات طرح يا طرح هاي صنعتي به طور اجمال با تعيين اجزايي كه متقاضي مي خواهد حق استعمال انحصاري آن را به خود اختصاص دهد؛
۵ ـ در صورت ادعاي حق تقدم و پذيرش آن، تاريخ، شماره و محل تسليم اظهارنامه مقدم؛
۶ ـ اسم، محل اقامت و تابعيت مالك طرح و نماينده او در صورتي كه اظهارنامه توسط نماينده قانوني تسليم شده باشد؛
۷ـ اسم و نشاني و تابعيت طراح، در صورتي كه متقاضي شخص طراح نيست، مگر اينكه طراح كتباً تقاضا نموده باشد كه اسمش در گواهي نامه طرح صنعتي ذكر نشود؛
۸ ـ مدت اعتبار ثبت طرح صنعتي.
تبصره۱ ـ در دفتر ثبت طرح صنعتي براي هر طرح دو صفحه اختصاص مي يابد و هر تغيير و اصلاح و همچنين نقل و انتقالاتي كه نسبت به طرح صنعتي صورت مي گيرد، در صفحات مزبور قيد مي گردد.
تبصره۲ـ درج مراتب فوق پس از تكميل بايد به امضاء مالك طرح صنعتي يا نماينده قانوني وي و همچنين رئيس اداره ثبت طرح هاي صنعتي برسد.
ماده۸۸ ـ پس از ثبت طرح صنعتي و انتشار آگهي مربوط به آن و تحويل نسخه منتشرشده يا منعكس در سايت روزنامه رسمي به مرجع ثبت، گواهي نامه اي طبق فرم (ط ـ ۳) كه حاوي نكات زير باشد با الصاق تصوير يك نمونه كامل از طرح و منگنه و ممهور كردن آن، به مالك طرح يا نماينده قانوني وي تسليم مي شود:
۱ـ تاريخ وصول اظهارنامه و شماره ثبت آن در دفتر ثبت اظهارنامه؛
۲ـ تاريخ و شماره ثبت طرح يا طرح ها؛
۳ـ اسم و اقامتگاه و تابعيت مالك طرح؛
۴ـ اسم، نشاني و تابعيت طراح، مگر اينكه طراح كتباً از مرجع ثبت درخواست عدم ذكر اسم خود را نمايد؛
۵ ـ ذكر كالا يا كالاهايي كه طرح ثبت شده مربوط به آن ها مي باشد و طبقه و يا طبقاتي كه مورد تاييد قرار گرفته است؛
۶ ـ مدت اعتبار طرح و تاريخ انقضاي آن؛
۷ـ ذكر تاريخ، شماره و محل تسليم اظهارنامه مقدم، در صورت ادعاي حق تقدم و پذيرش آن؛
۸ ـ تصوير يا تصاويري كه طرح را معرفي كند و تصريح به رنگي يا غيررنگي بودن آن.

اين گواهي نامه با استفاده از فناوري روز تهيه و به امضاء رئيس اداره ثبت طرح هاي صنعتي مي رسد

کلید واژه ها: ثبت علامت تجاری ، ثبت علامت ، ثبت علائم تجاری ، ثبت علائم ، ثبت نام تجاری ، ثبت اسامی تجاری ، ثبت لوگو ، ثبت برند ، ثبت برند تجاری ، برند تجاری، خرید برند ، فروش برند ، برند فروشی ، خرید علامت ، فروش علامت ، علامت فروشی، علامت تجاری فروشی ، اسم تجاری فروشی ، نام تجاری فروشی ، لوگوی فروشی ، نشان فروشی ، ثبت نشان تجاری ، ثبت بین المللی ، ثبت علامت بین المللی ، ثبت نام تجاری بین المللی ، ثبت برند بین المللی ، طرح صنعتی ، ثبت طرح صنعتی ، ثبت اختراع ، اختراعات، ثبت اضافه کالا، ثبت اضافه طبقه ، تمدید

   

فروش برند،خريد برند،فروش علامت،خريد علامت،برند فروشي،خريد علامت تجاري،علامت تجاري فروشي،فروش علامت تجاري،فروش برند تجاري،خريد برند تجاري،برند تجاري فروشي،ثبت برند تجاري،مدارك لازم جهت ثبت،ثبت علائم تجاري،ثبت علامت تجاري،هزينه ثبت،اداره ثبت علائم تجاري،هزينه ثبت،طبقه بندي،خريد نام تجاري،فروش نام تجاري،ثبت برند تجاري،ثبت برند،ثبت علائم،ثبت نشان تجاري،مالکيت صنعتي،نام تجاري فروشي،خريد و فروش،نقل و انتقال،اضافه کالا،اضافه طبقه،مدارك لازم جهت ثبت برند،تمديد،مدارك لازم جهت ثبت علامت تجاري،ثبت طرح صنعتي،مدارك لازم جهت ثبت طرح صنعتي،اختراع،ثبت اختراع،طرح شبنم،ثبت طرح شبنم،مدارك لازم جهت ثبت طرح شبنم،كالاهاي مشمول طرح شبنم،كارت بازرگاني،ثبت كارت بازرگاني،مدارك لازم جهت ثبت كارت بازرگاني


برچسب‌ها: قانون, مدارک, ثبت علائم تجاري, ثبت نام تجاري, ثبت برند تجاری, هزینه ثبت, خريد برند, فروش برند, خرید علامت, فروش علامت, ثبت علامت, ثبت اسم تجاري, برند, طبقه بندی, ثبت بين المللي, مادريد

ارسال توسط شکوهی
ماده ۸۹ ـ با توجه به بند د ماده ۲۸ قانون، مالك طرح صنعتي مي تواند با پرداخت هزينه مقرر، درخواست تمديد اعتبار ثبت طرح صنعتي را براي دو دوره پنجساله متوالي ديگر بنمايد. درخواست تمديد ثبت، ظرف شش ماه قبل از انقضاي مدت اعتبار ثبت طرح صنعتي در هر دوره، به عمل خواهد آمد.
تبصره ـ در صورت عدم درخواست تمديد ثبت ظرف مهلت يادشده، امكان درخواست آن ظرف مهلت ۶ ماه پس از پايان اعتبار ثبت طرح صنعتي، با پرداخت جريمه تاخير طبق جدول هزينه ها وجود دارد، والا ثبت طرح صنعتي از درجه اعتبار ساقط خواهد شد.
ماده ۹۰ ـ درخواست تمديد ثبت طرح صنعتي در دو نسخه توسط مالك طرح ثبت شده يا نماينده قانوني او تهيه و پس از امضاء و الصاق تصوير نمونه طرح و رسيد پرداخت هزينه مربوط، به مرجع ثبت تسليم مي گردد.
مرجع ثبت پس از دريافت درخواست تمديد ثبت و ضمائم، آن را در دفتر مربوط وارد كرده و برروي هريك از نسخ درخواست، تاريخ دريافت و شماره آن را قيد و نسخه دوم آن را كه داراي همان مشخصات نسخه اصلي است، بعد از امضاء و مهر به عنوان رسيد به درخواست كننده مسترد خواهد كرد.
ماده ۹۱ ـ درخواست تمديد ثبت طرح صنعتي بايد حاوي نكات ذيل باشد:
۱ـ شماره و تاريخ ثبت اظهارنامه و طرح صنعتي اي كه تمديد آن مورد درخواست است؛
۲ـ طبقه يا طبقات كالاهاي موضوع طرح صنعتي؛
۳ـ اسم و آخرين نشاني كامل مالك طرح صنعتي ثبت شده يا نماينده قانوني وي، در صورتي كه درخواست توسط نماينده به عمل آيد.
مدارك مثبت هويت متقاضي، رسيد مربوط به پرداخت هزينه تمديد، حداقل شش نمونه از طرح و مدارك نمايندگي قانوني، درصورتي كه درخواست توسط نماينده به عمل آيد، بايد به همراه درخواست تمديد ارائه شود.
ماده ۹۲ ـ تمديد ثبت، دنباله ثبت اصلي، در دفتر ثبت طرح به عمل خواهد آمد و پس از انتشار آگهي مربوط، گواهي نامه تمديد ثبت طبق فرم (ط ـ ۴) صادر و تسليم مالك طرح يا نماينده قانوني وي خواهدشد. گواهي نامه تمديد شامل مندرجات گواهي نامه اصلي، با انجام تغييرات لازم، و نيز مدت اعتبار طرح صنعتي و تاريخ انقضاي آن خواهد بود.
تبصره۱ـ در موقع تمديد ثبت، مرجع ثبت مكلف است طبقه محصولات را مطابق با جديدترين ويرايش طبقه بندي بين المللي در دفتر، ثبت و گواهي نامه تمديد ثبت طرح صنعتي را براساس آن تصحيح نمايد. هزينه تغيير طبقات ناشي از اعمال ويرايش جديد طبقه بندي بين المللي و هزينه انتشار آگهي مربوط در روزنامه رسمي به عهده مالك علامت خواهد بود.
تبصره۲ـ تمديد ثبت طرح صنعتي نمي تواند هيچ تغييري در آخرين شكل ثبت آن به وجود آورد. در غير اين صورت، مقررات تغيير طرح صنعتي موضوع ماده ۹۳ اين آيين نامه قابل اعمال خواهد بود.
فصل چهارم: تغييرات،انتقالات و اعراض در مورد طرح صنعتي ثبت شده
ماده ۹۳ـ مالك طرح صنعتي مكلف است هر نوع تغيير راجع به اسم، نشاني، تابعيت و اقامتگاه يا اعطاء اجازه بهره برداري از طرح يا انتقال و يا اعراض از مالكيت طرح صنعتي ثبت شده را كتباً و همراه با مدارك مربوط جهت ثبت در سوابق به مرجع ثبت اعلام نمايد. اعمال اين تغييرات با رعايت مقررات قانون و اين آيين نامه خواهد بود.
تبصره ـ چنانچه در طبقه بندي بين المللي طرح صنعتي ثبت شده تغييراتي به وجود آيد، مالك طرح صنعتي مي تواند از مرجع ثبت درخواست كند كه تغييرات مذكور در گواهي نامه طرح صنعتي اعمال شود.
ماده۹۴ـ در مواردي كه مالك طرح اجازه بهره برداري از طرح را به ديگري واگذار كند، مدارك و اسناد رسمي مثبت اين اجازه بايد جهت ثبت در دفتر مربوط، به مرجع ثبت ارائه شود. در اين فرض مرجع ثبت، مفاد مجوز را به صورت محرمانه حفظ، لكن اجازه بهره برداري را ثبت و آگهي مي كند.
تبصره ـ مراتب فسخ يا خاتمه پيش از موعد مجوز بهره برداري در صورتي كه در چارچوب متن قرارداد و مطابق قوانين و مقررات مربوط باشد، نيز به موجب مقررات اين ماده، با انجام تغييرات لازم، قابل ثبت خواهد بود.
ماده ۹۵ ـ هرنوع انتقال گواهي نامه طرح صنعتي بايد در مرجع ثبت به ثبت برسد. درخواست كتبي براي ثبت انتقال بايد همراه با مدارك ذيل تسليم مرجع ثبت گردد:
۱ـ آخرين گواهي نامه معتبر طرح صنعتي؛
۲ـ سند رسمي حاكي از انتقال؛
۳ـ مدارك نمايندگي قانوني؛
۴ـ رسيد مربوط به پرداخت هزينه ها.
ماده ۹۶ ـ درآگهي تغيير مالكيت ذكر موارد زير ضروري است:
۱ـ عنوان طرح
۲ـ تاريخ ثبت انتقال؛
۳ـ شماره ثبت طرح در ايران، با ذكر كالا يا كالاهايي كه طرح ثبت شده مربوط به آن مي باشد؛
۴ـ اسم، اقامتگاه و تابعيت مالكان قديم و جديد؛
۵ ـ اسم و نشاني نماينده قانوني مالك جديد در ايران، در صورت وجود.

   

فروش برند،خريد برند،فروش علامت،خريد علامت،برند فروشي،خريد علامت تجاري،علامت تجاري فروشي،فروش علامت تجاري،فروش برند تجاري،خريد برند تجاري،برند تجاري فروشي،ثبت برند تجاري،مدارك لازم جهت ثبت،ثبت علائم تجاري،ثبت علامت تجاري،هزينه ثبت،اداره ثبت علائم تجاري،هزينه ثبت،طبقه بندي،خريد نام تجاري،فروش نام تجاري،ثبت برند تجاري،ثبت برند،ثبت علائم،ثبت نشان تجاري،مالکيت صنعتي،نام تجاري فروشي،خريد و فروش،نقل و انتقال،اضافه کالا،اضافه طبقه،مدارك لازم جهت ثبت برند،تمديد،مدارك لازم جهت ثبت علامت تجاري،ثبت طرح صنعتي،مدارك لازم جهت ثبت طرح صنعتي،اختراع،ثبت اختراع،طرح شبنم،ثبت طرح شبنم،مدارك لازم جهت ثبت طرح شبنم،كالاهاي مشمول طرح شبنم،كارت بازرگاني،ثبت كارت بازرگاني،مدارك لازم جهت ثبت كارت بازرگاني


برچسب‌ها: ثبت علائم تجاري, ثبت نام تجاري, ثبت برند تجاری, ثبت علامت تجاري, خريد برند, فروش برند, خرید علامت, فروش علامت, ثبت شركت, ثبت اسم تجاري, ثبت موسسه, برند, طبقه بندی علائم ئجاری, ثبت بين المللي, مادريد

ارسال توسط شکوهی
  طرح صنعتي


اقلام هزينه: ۱ـ حق ثبت اظهارنامه به ازاي يك طبقه
شخص حقيقي: ۵۰.۰۰۰
شخص حقوقي: ۱۵۰.۰۰۰
اقلام هزينه: هزينه هر طبقه اضافي در اظهارنامه
شخص حقيقي: ۲۰.۰۰۰
شخص حقوقي: ۶۰.۰۰۰

اقلام هزينه: ۲ـ حق ثبت به ازاء يك طبقه براي پنج سال اول
شخص حقيقي: ۴۵۰.۰۰۰
شخص حقوقي: ۱.۳۵۰.۰۰۰
اقلام هزينه: حق ثبت هر طبقه اضافي براي پنج سال اول
شخص حقيقي: ۱۰۰.۰۰۰
شخص حقوقي: ۳۰۰.۰۰۰

اقلام هزينه: ۳ـ حق ثبت تمديد به ازاء يك طبقه براي پنج سال دوم
شخص حقيقي: ۹۰۰.۰۰۰
شخص حقوقي: ۲.۷۰۰.۰۰۰
اقلام هزينه: حق ثبت تمديد هر طبقه اضافي براي پنج سال دوم
شخص حقيقي: ۲۰۰.۰۰۰
شخص حقوقي: ۶۰۰.۰۰۰

اقلام هزينه: ۴ـ حق ثبت تمديد به ازاء يك طبقه براي پنج سال سوم
شخص حقيقي: ۴۵۰.۰۰۰
شخص حقوقي: ۱.۳۵۰.۰۰۰
اقلام هزينه: حق ثبت تمديد هر طبقه اضافي براي پنج سال سوم
شخص حقيقي: ۱۰۰.۰۰۰
شخص حقوقي: ۳۰۰.۰۰۰

اقلام هزينه: ۵ ـ جريمه تاخير در تمديد ثبت دوره پنج ساله دوم
شخص حقيقي: ۲۰۰.۰۰۰
شخص حقوقي: ۶۰۰.۰۰۰

اقلام هزينه:۶ ـ جريمه تاخير در تمديد ثبت دوره پنج ساله سوم
شخص حقيقي: ۱۰۰.۰۰۰
شخص حقوقي: ۳۰۰.۰۰۰

اقلام هزينه: ۷ـ هزينه استعلام براي انتقال، اجازه بهره برداري يا اعراض
شخص حقيقي: ۵۰.۰۰۰
شخص حقوقي: ۱۵۰.۰۰۰

اقلام هزينه: ۸ ـ حق ثبت انتقال قراردادي و قهري
شخص حقيقي: ۳۰۰.۰۰۰
شخص حقوقي: ۹۰۰.۰۰۰

اقلام هزينه: ۹ـ حق ثبت مجوز بهره برداري يا فسخ و خاتمه آن
شخص حقيقي ـ شخص حقوقي: نصف هزينه انتقال قراردادي و قهري

اقلام هزينه: ۱۰ـ هزينه هر بار اصلاح اظهارنامه و ضمائم آن
شخص حقيقي: ۲۵.۰۰۰
شخص حقوقي: ۷۵.۰۰۰

اقلام هزينه:۱۱ـ حق ثبت انتقال اظهارنامه يا اجازه بهره برداري از آن
شخص حقيقي: ۵۰.۰۰۰
شخص حقوقي: ۱۵۰.۰۰۰

اقلام هزينه:۱۲ـ حق ثبت تغييرات (غير از انتقال مالكيت و اجازه بهره برداري)
شخص حقيقي: ۵۰.۰۰۰
شخص حقوقي: ۱۵۰.۰۰۰

اقلام هزينه: ۱۳ـ هزينه صدور گواهي المثني
شخص حقيقي: ۱۰۰.۰۰۰
شخص حقوقي: ۳۰۰.۰۰۰

اقلام هزينه: ۱۴ـ هزينه رونوشت مصدق
شخص حقيقي: ۵.۰۰۰
شخص حقوقي: ۱۵.۰۰۰

اقلام هزينه: ۱۵ـ هزينه اخذ تاييديه تسليم اظهارنامه يا صدور گواهي نامه طرح صنعتي
شخص حقيقي: ۱۵.۰۰۰
شخص حقوقي: ۴۵.۰۰۰

اقلام هزينه: ۱۶ـ هزينه رسيدگي به اعتراض به رد ثبت
شخص حقيقي: ۵۰۰.۰۰۰
شخص حقوقي: ۷۵۰.۰۰۰

اقلام هزينه:۱۷ـ هزينه رسيدگي به اعتراض به تقاضاي ثبت
شخص حقيقي: ۱.۵۰۰.۰۰۰
شخص حقوقي: ۳.۰۰۰.۰۰۰

اقلام هزينه: ۱۸ـ وديعه سليم دادخواست ابطال به دادگاه
شخص حقيقي: ۳.۰۰۰.۰۰۰
شخص حقوقي: ۴.۵۰۰.۰۰۰

اقلام هزينه: ۱۹ـ هزينه بررسي اظهارنامه ثبت بين المللي به عنوان اداره مبدا
شخص حقيقي: ۵۰.۰۰۰
شخص حقوقي: ۱۵۰.۰۰۰

توضيح : در مورد متقاضيان خارجي كه در اجراي مقررات كنوانسيون پـاريس، تقاضاهاي خود را مستقيماً تسليم مرجع ثبت (اداره ثبت طرح هاي صنعتي اداره كل مالكيت صنعتي) مي نمايند، مي بايست معادل ارزي مبلغ ريالي تعيين شده درجدول هزينه ها را مطابق نرخ رسمي بپردازند .



علامت تجاري



اقلام هزينه: ۱ـ حق ثبت اظهارنامه به ازاء يك طبقه
شخص حقيقي: ۲۰۰.۰۰۰
شخص حقوقي: ۴۰۰.۰۰۰
اقلام هزينه: هر طبقه اضافي
شخص حقيقي: ۲۰.۰۰۰
شخص حقوقي: ۴۰.۰۰۰

اقلام هزينه: ۲ـ حق ثبت علامت به ازاء يك طبقه
شخص حقيقي: ۱.۲۰۰.۰۰۰
شخص حقوقي: ۲.۴۰۰.۰۰۰
اقلام هزينه: حق ثبت هر طبقه اضافي
شخص حقيقي: ۱۰۰.۰۰۰
شخص حقوقي: ۲۰۰.۰۰۰

اقلام هزينه: ۳ـ حق ثبت تمديددوره هاي ده ساله
شخص حقيقي ـ شخص حقوقي: معادل حق ثبت علامت

اقلام هزينه: ۴ـ جريمه تاخير در تمديد ثبت
شخص حقيقي ـ شخص حقوقي: معادل نصف حق ثبت علامت

اقلام هزينه: ۵ ـ هزينه استعلام براي انتقال، اجازه بهره برداري يا اعراض
شخص حقيقي: ۵۰.۰۰۰
شخص حقوقي: ۱۰۰.۰۰۰

اقلام هزينه: ۶ ـ حق ثبت انتقال قراردادي و قهري به ازاء هر طبقه (با هر تعداد كالا و خدمات)
شخص حقيقي: ۱۰۰.۰۰۰
شخص حقوقي: ۲۰۰.۰۰۰
اقلام هزينه: حق ثبت انتقال براي هر طبقه اضافي
شخص حقيقي: ۵۰.۰۰۰
شخص حقوقي: ۱۰۰.۰۰۰

اقلام هزينه: ۷ـ حق ثبت مجوز بهره برداري يا فسخ و خاتمه آن به ازاء يك طبقه (با هر تعداد كالا و خدمات)
شخص حقيقي: ۱۰۰.۰۰۰
شخص حقوقي: ۲۰۰.۰۰۰
اقلام هزينه: حق ثبت اجازه بهره برداري يا فسخ و خاتمه آن به ازاي هر طبقه اضافي
شخص حقيقي: ۵۰.۰۰۰
شخص حقوقي: ۱۰۰.۰۰۰

اقلام هزينه: ۸ ـ هزينه هربار اصلاح اظهارنامه و ضمائم آن
شخص حقيقي: ۵۰.۰۰۰
شخص حقوقي: ۱۰۰.۰۰۰

اقلام هزينه: ۹ـ حق ثبت انتقال اظهارنامه يا اجازه بهر ه برداري از آن
شخص حقيقي: ۵۰.۰۰۰
شخص حقوقي: ۱۰۰.۰۰۰

اقلام هزينه: ۱۰ـ حق ثبت تغييرات (غير از انتقال مالكيت و اجازه بهره برداري)
شخص حقيقي: ۵۰.۰۰۰
شخص حقوقي: ۱۰۰.۰۰۰

اقلام هزينه: ۱۱ـ هزينه صدور گواهي المثني
شخص حقيقي: ۱۰۰.۰۰۰
شخص حقوقي: ۲۰۰.۰۰۰

اقلام هزينه: ۱۲ـ هزينه رونوشت مصدق
شخص حقيقي: ۵۰۰۰
شخص حقوقي: ۱۰.۰۰۰

اقلام هزينه: ۱۳ـ هزينه اخذ تاييديه تسليم اظهارنامه يا صدورگواهي نامه
شخص حقيقي: ۱۵.۰۰۰
شخص حقوقي: ۳۰.۰۰۰

اقلام هزينه: ۱۴ـ هزينه رسيدگي به اعتراض به رد ثبت
شخص حقيقي: ۵۰۰.۰۰۰
شخص حقوقي: ۷۵۰.۰۰۰

اقلام هزينه: ۱۵ـ هزينه رسيدگي به اعتراض به تقاضاي ثبت
شخص حقيقي: ۱.۵۰۰.۰۰۰
شخص حقوقي: ۳.۰۰۰.۰۰۰

اقلام هزينه: ۱۶ـ وديعه تسليم دادخواست ابطال به دادگاه
شخص حقيقي: ۳.۰۰۰.۰۰۰
شخص حقوقي: ۴.۵۰۰.۰۰۰

اقلام هزينه: ۱۷ـ هزينه بررسي اظهارنامه ثبت بين المللي به عنوان اداره مبدا
شخص حقيقي: ۲۰۰.۰۰۰
شخص حقوقي: ۴۰۰.۰۰۰

توضيح : در مورد متقاضيان خارجي كه در اجراي مقررات كنوانسيون پاريس، تقاضاهاي خود را مستقيماً تسليم مرجع ثبت (اداره ثبت علائم اداره كل مالكيت صنعتي) مي نمايند، مي بايست معادل ارزي مبلغ ريالي تعيين شده درجدول هزينه ها را مطابق نرخ رسمي بپردازند.

کلید واژه ها: ثبت علامت تجاری ، ثبت علامت ، ثبت علائم تجاری ، ثبت علائم ، ثبت نام تجاری ، ثبت اسامی تجاری ، ثبت لوگو ، ثبت برند ، ثبت برند تجاری ، برند تجاری، خرید برند ، فروش برند ، برند فروشی ، خرید علامت ، فروش علامت ، علامت فروشی، علامت تجاری فروشی ، اسم تجاری فروشی ، نام تجاری فروشی ، لوگوی فروشی ، نشان فروشی ، ثبت نشان تجاری ، ثبت بین المللی ، ثبت علامت بین المللی ، ثبت نام تجاری بین المللی ، ثبت برند بین المللی ، طرح صنعتی ، ثبت طرح صنعتی ، ثبت اختراع ، اختراعات، ثبت اضافه کالا، ثبت اضافه طبقه ، تمدید

   

فروش برند،خريد برند،فروش علامت،خريد علامت،برند فروشي،خريد علامت تجاري،علامت تجاري فروشي،فروش علامت تجاري،فروش برند تجاري،خريد برند تجاري،برند تجاري فروشي،ثبت برند تجاري،مدارك لازم جهت ثبت،ثبت علائم تجاري،ثبت علامت تجاري،هزينه ثبت،اداره ثبت علائم تجاري،هزينه ثبت،طبقه بندي،خريد نام تجاري،فروش نام تجاري،ثبت برند تجاري،ثبت برند،ثبت علائم،ثبت نشان تجاري،مالکيت صنعتي،نام تجاري فروشي،خريد و فروش،نقل و انتقال،اضافه کالا،اضافه طبقه،مدارك لازم جهت ثبت برند،تمديد،مدارك لازم جهت ثبت علامت تجاري،ثبت طرح صنعتي،مدارك لازم جهت ثبت طرح صنعتي،اختراع،ثبت اختراع،طرح شبنم،ثبت طرح شبنم،مدارك لازم جهت ثبت طرح شبنم،كالاهاي مشمول طرح شبنم،كارت بازرگاني،ثبت كارت بازرگاني،مدارك لازم جهت ثبت كارت بازرگاني


برچسب‌ها: ثبت علامت, هزینه ثبت علامت, علامت تجاری, ثبت بین المللی, مادرید, هزینه ثبت, علائم تجاري, ثبت نام تجاري, برند تجاری, آرم تجاري, خريد برند, فروش برند, خرید علامت, فروش علامت

ارسال توسط شکوهی

اگر قصد دارید فعالیت جدیدی را در دنیای تجارت آغاز کنید، من از این تصمیم حمایت می کنم. اما آیا برنامه ای مشخص برای این کار در نظر گرفته اید؟ منظورم یک" برنامه" با حرف "ب" بزرگ و برجسته است. در غیر این صورت اقدام شما چیزی جز خیال پردازی بیهوده نخواهد بود. 

 

باور کنید مساله را بیش از حد بزرگ نمی کنم. برنامه  و طرح تجاری  شما بانک ها و سازمان های گوناگون را وادار می کند به شما وام پرداخت کنند. درواقع با تنظیم راه کارهای مناسب موفقیت شرکت خود را تضمین می کنید و مطابق برنامه ای مشخص گام برمی دارید. 

 

اگر با هزینه ای اندک شرکت خود را راه انداخته اید، به بسیاری ازاین رهنمودها نیازی ندارید.

 اما در هر صورت باید برنامه ای طراحی کنید که خطوط کلی اهداف، هزینه های احتمالی، روش های بازاریابی و راه های گریز از مشکلات فرضی را در بر داشته باشد. این برنامه نقشه‌ عبور موفق یا انحراف از جاده در فعالیت شغلی است. 

 

در ادامه 9 روش سودمند برای تضمین موفقیت در این راه به شما پیش نهاد می کنم: 

 

1. تهیه خلاصه ای دقیق از اهداف مورد نظر شغلی. این خلاصه روند فعالیت شغلی شما را به اطلاع موسسات مالی و اعتباری می رساند و در واقع مهم ترین معرف شما به این مراکز است. اگر نتوانید اهمیت شغل خود را به مامور مربوطه بقبولانید کاری از پیش نمی برید. این برنامه هم چنین ابزار ارتباطی کارکنان و مشتریان احتمالی شما به عنوان پشتیبان فعالیت های شما است.

 

2. تاریخچه ی مختصر شرکت. تاریخچه  فعالیت و نحوه  پیدایش شرکت را به وضوح توضیح دهید.

 

3. اهداف شرکت.در چند پاراگراف کوچک اهداف بلند مدت و کوتاه مدت خود را بیان کنید: فکر می کنید درچه مدت به رشد نهایی مورد نظر خود برسید؟ مشتریان احتمالی شما چه کسانی هستند؟ 

 

4. بیوگرافی تیم مدیریت. در این مرحله باید نام و سوابق گروه مدیریت و مسئولیت های این افراد را در دسترس و اطلاع عموم قرار دهید. 

 

5. خدمات یا تولیدات احتمالی مورد نظر شرکت. در این بخش باید به بررسی تفاوت های تولیدات شما با محصولات موجود در بازار بپردازید. 

 

6. پاسخ بازار با تولیدات یا خدمات شرکت. به خاطر داشته باشید که شما باید موسسات مالی، کارکنان و دیگران را قانع کنید که بازار تولیدات شما رشدی فراوان خواهد داشت. برای این کار باید تحقیق کنید. اگر شرکت کوچکی را اداره می کنید باید میزان استقبال مشتریان را در شعاع بی نهایت برآورد کنید. اگر شرکت شما خدمات روی خط ارایه می کند یا شیوه  تجارت کهن را با این روش درآمیخته است، باید با تبلیغ مناسب، میزان تقاضا را افزایش دهید. یک گزارش تحقیقاتی از موسسه  تحقیق فورستر هزاران دلار هزینه در بر دارد. با این حال شما می توانید اطلاعات ابتدایی و پایه ای را از موتورهای جستجو و دایرکتوری ها به دست آورید. 

 

7. برنامه ای مشخص برای بازاریابی. آیا شما چگونه حضور خود را در عرصه  تجارت به اطلاع جهان تجارت می رسانید؟ آیا فقط به روش بازاریابی دهان به دهان اکتفا می کنید؟(من این روش را توصیه نمی کنم مگر آن‌که به اندازه  کافی مشهور باشید) آیا در روزنامه، تلویزیون یا صفحات وب تبلیغ می کنید؟( یا در هر سه رسانه). آیا از ابزارهای بازاریابی الکترونیکی برای عضویت شرکت خود در موتورهای جستجو استفاده می کنید؟ هم چنین شما باید از همین ابتدا مشخص کنید که چه میزان بودجه برای این بخش در نظر گرفته شده است؟ 

 

8. پیش بینی 3 یا 5 ساله  وضعیت مالی شرکت. این بخش در واقع برآورد مالی چند ساله و روش تحقق این پیش بینی ها است. هم چنین باید میزان وام مورد نیاز شرکت را در این قسمت ذکر کنید. صحت این برآورد موفقیت یا شکست مالی شرکت را تعیین می کند. اگر در انتخاب الگوی مناسب مالی شرکت دچار تردید هستید می توانید از کارشناسان امور مالی کمک بگیرید. این کار ارزش هزینه کردن را دارد. 

 

9. تنظیم برنامه ای برای گریز از خطرات احتمالی. تمام شرکت های بزرگ و موفق روش هایی برای اجتناب از وضعیت خطر و نجات از آن در نظر می گیرند. در این بخش باید رشد درآمد، بازدهی، موفقیت و عدم موفقیت در بازار را در نظر بگیرید. 


برچسب‌ها: خرید و فروش علامت و نام تجاری, ثبت علائم تجاری, کسب و کار, بازاریابی, روانشناسی فروش

ارسال توسط شکوهی
چکیده:
مهمترین دارایی یک سازمان نیروی انسانی ان می باشد . کیفیت و توانمندی نیروی انسانی ، مهمترین عامل بقا و حیات سازمان بوده و این نیروی انسانی توانمند است که سازمان توانمند را به وجود می اورد. سازمان توانمند محیطی است که در آن افراد توانمند در تیم های مختلف با یکدیگر همکاری می کنند. وجود تیم در سازمان ها عاملی در جهت موفقیت سازمان ها قلمداد می شود بطوریکه اگر این تیم ها از هوش هیجانی بالایی برخوردار باشند باعث بهبود عملکرد سازمان و اثر بخشی ان خواهند شد در این مقاله ، مزیت هوش هیجانی رهبر به عنوان یک عامل تأثیر گذار بر هوش هیجانی گروه / تیم و در نهایت اثر بخشی سازمان قلمداد شده است و همچنین معیارهایی به منظور آزمایش هوش هیجانی رهبر/ گروه و تیم نیز پیشنهاد گردید است.
کلمات کلیدی: هوش هیجانی ، مهارت روابط اجتماعی، رهبر تیم، کار تیمی، عملکرد تیم.
 
مقدمه:
از سالها پیش روان شناسان متوجه شده اند که برای کسب موفقیت تنها دارا بودن ظرفیتهای هوش عقلانی قوی (IQ) کفایت نمی کند. مطالعات نشان می دهد ، تعداد زیادی از افراد دارای هوش عقلانی و شناختی بالا نتوانسته اند در زمینه شغلی ، زندگی زناشویی ، ایجاد روابط با دیگران و حتی زمینه های تحصیلی موفق باشند. پس از آن نظر دانشمندان از جمله پیتر سالوی و جان مایر به توانمندیهای دیگری جلب شد که بیشتر از جنس هیجانات بودند تا شناختها. این توانمندی که از این پس هوش هیجانی نامیده می شود به توانایی های آموخته شده ای اشاره دارد که به ما کمک می کند تا احساسات و هیجانات خود را درک کرده و کنترل نماییم تا به نفع ما کار کنند نه بر علیه ما. به بیان دیگر هوش هیجانی بیانگر آن است که در روابط اجتماعی در شرایط خاص چه عملی مناسب و چه عملی نامناسب است. یعنی اینکه فرد در شرایط مختلف بتواند امید را در خود همیشه زنده نگه دارد، با دیگران همدلی نماید، احساسات دیگران را بشنود، برای به دست آوردن پاداش بزرگتر، پاداش‌های کوچک را نادیده انگارد، نگذارد نگرانی قدرت تفکر و استدلال او را مختل نماید، در برابر مشکلات پایداری نماید و در همه حال انگیزه خود را حفظ نماید. هوش هیجانی نوع استعداد عاطفی ا ست که تعیین می‌کند از مهارت‌های خود چگونه به بهترین نحو ممکن استفاده کنیم و حتی کمک می‌کند خرد را در مسیری درست به کار گیریم.
معیارهای هوش هیجانی
هوش هیجانی از پنج مهارت ۱) خود آگاهی:شناخت احساسات و هیجانات خود به طور آنی و عمیق و استفاده از آن برای راهنمایی در تصمیم گیری های مناسب.۲) مهارت خود نظم دهی:توانایی مهار و مدیریت هیجانات و حفظ آرامش برای کمک به تصمیم گیری و بهره گیری از توانمندیهای شناختی به نحو مناسب. هماهنگی با هیجاناتمان به نحوی که به جای اختلال در کارها ، در تسهیل آن به ما یاری رساند.۳) خود انگیختگی:استفاده از عمیقترین علایق خود برای حرکت دادن و هدایت به سمت اهداف تا کمک کند پیش قدم شده و در جهت تکامل و پیشرفت تلاش کنیم ، نه اینکه منتظر مانده تا یک واقعه یا شخص باعث ایجاد انگیزه و حرکت در ما گردد.۴) همدلی:درک آنچه افراد احساس می کنند ، توانایی در نظر گرفتن دیدگاه های دیگران و توسعه حسن تفاهم و هماهنگی با انسان های گوناگون به منظور ارتقای کار گروهی (بویژه در محیط کاری و سازمانی).۵) ارتباطات اجتماعی: در روابط با دیگران ، به خوبی کنار آمدن با عواطف خود و دیگران. فهم دقیق موقعیتها و شبکه های اجتماعی. مهارت خوب گوش کردن، و خوب ابراز وجود کردن ، حل تضادها و تعارض ها و استفاده از این مهارتها برای متقاعد سازی ، رهبری و مدیریت(Stubbs,2005,Golemn,1998,Boyatzis,1982).
 
.مهارت خود نظم دهی بمنظور کنترل هیجانات ، مهارت خودشناسی برای درک بهتر لایه های زیرین احساسات ، رنجش ها ، تمایلات و افکار ، و مهارت خود انگیختگی در جهت ایجاد امید و رفتاری که به آن پشتکارنیز
می گویند برای یک مدیر از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد. آنگاه که مدیر با شناخت عمیق احساسات و مدیریت هیجانات خود ،‌و با شناسایی اموج احساسات و هیجانات جاری سازمان خود ، با رفتاری حاکی از همدلی با این امواج هماهنگ می گردد ، به رهبری مبدل خواهد شد که بر دل ها حکومت می کند ، نه بر سِمت ها و پستهای سازمانی.
 
معیارهای هوش هیجانی در سطح تیمیDruskat and Wolff(1999) معیارهایی را به عنوان شایستگی هوش هیجانی یک تیم که هوش هیجانی را در مسیرایجاد شایستگی هیجانی وتوسعه سرمایه اجتماعی قرار می دهدو اثر بخشی را منتج می شود، بیان داشتند.آنها معیارهایی را مرتبط با فرد، گروه و سازمان نشان دادندکه در هر سه سطح حداقل یک معیار به عنوان شاخص آگاهی و یک معیار به عنوان شاخص قانونمند درنظر گرفته شده است.معیارهای شایستگی هوش هیجانی را در سطح فرد می توان به خود آگاهی و خود مدیریتی افراد به معنی تفهیم احساسات ابراز شده و ابراز نشده، علایق، ترجیحات، نقاط قوت و ضعف تک تک افراد تیم،و در سطح گروه به خود مدیریتی و خود آگاهی گروه به معنی خود درمانی تیم ، جمع آوری اطلاعات در زمینه عملکرد و مقایسه آن اطلاعات با تیم های دیگردر راستای رسیدن به عملکرد بالاتر تیم و پذیرش احساسات به عنوان قسمتی از کار گروهی و در تهایت در سطح سازمان به خود مدیریتی و خود آگاهی سازمان در شناخت محیط و سیستم سازمانی که تیم قسمتی از آن به شمار می اید و تمایل تیم در کمک به ایجاد روابط مثبت با ذیتفعان به منظور پشتیبانی و امنیت درمالکیت منابع برشمرد(Stubbs,2005, Hamme,2003).
 
به سادگی می توان گفت که در هر گروه انسانی ، رهبر، حداکثر قدرت را برای تاثیر گذاری بر هیجانات داراست. اگر هیجانات افرادتوسط رهبر به سمت اشتیاق کشیده شود ، عملکرد به اوج خواهد رسید اگر افراد به سمت کینه و اضطراب سوق یابند ، از پیشرفت باز خواهند یافت. این امر جنبه ی دیگری از رهبری پایه ای را نشان می دهد، که آثارش فراتر از تعیین کردن اینکه آیا یک وظیفه به خوبی انجام می شود ، می رود. پیروان نیز برای ارتباط هیجانی حمایت گرانه و همدلی ، نگاه خود را به رهبر معطوف می کنند.
 

هوش هیجانی و مدیریت بازار

 
استفاده از هوش هیجانی در تجارت ایده‌ای نوین می‌باشد. در واقع بیشتر مدیران ترجیح می‌دهند برای انجام کارها از مغزشان استفاده کنند تا از قلبشان. نگرانی اصلی آنها آن است که احساس همدلی و دلسوزی با همکاران و مشتریان آنها را از پرداختن به اهداف سازمان دورمی نماید. سیستم بازاریابی فرایندی کامل است که موجب هماهنگی شرکت با بهترین فرصت‌های بازار می‌شود.
 
فرایند کلی مدیریت بازار شامل ۴ مرحله اصلی است که عبارتند از:
 
-تجزیه و تحلیل بازار:
معمولاً شامل سیستم‌های اطلاعاتی و تحقیقاتی بازار و بررسی بازارهای مصرف کننده و بررسی بازارهای سازمانی می‌باشد. محیط پیچیده و در حال تغییر است و همواره فرصت‌ها و تهدیدهای جدیدی به همراه می‌آورد. شرکت و سیستم استراتژیک آن باید محیط را همواره تحت نظر داشته باشند که این تحت نظر گرفتن محیط مستلزم دریافت اطلاعات زیادی می‌باشد. اطلاعاتی در مورد مصرف کنندگان و نحوه خرید آنها.
 
-انتخاب بازارهای هدف:
هیچ شرکتی توانایی تأمین رضایت تمام مصرف کنندگان را ندارد. وجود شرکت‌های مختلف و قوی در تولید کالاهای مشابه بیانگر تنوع و تشتت سلایق بین مصرف کنندگان می‌باشد. هر شرکتی برای اینکه بتواند بهترین استفاده را از توانایی‌های بالقوه خود نماید و بهترین جایگاه را در بازار انتخاب نماید و در وضعیت بهتری قرار گیرد نیازمند بررسی چهار مرحله‌ای می‌باشد که شامل اندازه گیری و پیش بینی تقاضا تقسیم بازار، هدف‌گیری در بازار و جایگاه‌یابی در بازار می‌باشد.
-تهیه ترکیب عناصر بازاریابی: یکی از اساسی‌ترین مفاهیم در بازاریابی نوین همین مفهوم آمیخته بازاریابی می‌باشد. مجموعه‌ای از متغیرهای قابل کنترل که شرکت آنها در بازار هدف و برای ایجاد واکنش مورد نیاز خود ترکیب می‌کند. این ترکیب در واقع ابزار دست تاجر می‌باشد برای اینکه بازار را تحت تأثیر قرار دهد. این ترکیب که شامل طراحی محصول ،توزیع کالا، قیمت‌گذاری و تبلیغات پیشبردی می‌باشد کلید اصلی تجارت در بازارهای نوین می‌باشد.
 
-تلاش‌های بازاریابی: این مرحله شامل تجزیه و تحلیل رقبا و خط مشی‌های رقابتی بازار و برنامه‌ریزی ،اجرا و سازماندهی و کنترل برنامه‌های بازاریابی است. شرکت‌ها وجه مهمی از بررسی‌های خود را باید روی رقبا بگذارند و به طور مداوم محصولات و قیمت‌ها و شیوه توزیع و تبلیغات پیشبردی رقبا را از نزدیک پی بگیرند و بدانند که در چه وضعی هستند. مدیریت در رأس هرم سازمان بایستی برنامه‌های بازاریابی را تنظیم نماید و بعد با برانگیختن همه افراد در همه سطوح برنامه را اجرایی نموده و برای اطمینان از اجرای برنامه‌ها و رسیدن به اهداف کنترل داشته باشد و ممیزی بازاریابی را نیز فراموش ننماید.
 
در لایه‌های مختلف فرایند بازاریابی توجهی ویژه به مشتریان به عنوان شرکای سازمان می‌شود. به انسان‌هایی که دارای عواطف هستند و هر چه شرکت‌ها به سمت فعالیت‌های خدماتی می‌روند این حساسیت بیشتر می‌شود.
 
مدیران و تجاری که هوش هیجانی بالایی دارند یعنی کسانی که احساسات خود را به خوبی می‌شناسند و هدایت می‌کنند و احساسات دیگران را نیز درک می‌کنند و هدفمند با آن برخورد می‌کنند در اداره بازار متمایزترند. این افراد حتی در زندگی فردی نیز خرسند و کارآمدند و توانی را در اختیار دارند که موجب می‌گردد افرادی مولد باشند.
 
چهار توانایی مجزایی را که به عنوان مؤلفه‌های هوش بین فردی شامل:

۱)سازماندهی گروه:
داشتن ابتکار عمل در هماهنگ ساختن تلاش‌های گروهی از مردم است. این مهارت برای رهبران ضروری است و در رهبران کارآمد هر نوع سازمان تجاری مشاهده می‌شود. ۲)ارائه راه حل: استعداد میانجیگری، اجتناب از تعارض‌ها یا حل تعارض‌هایی که به وجود آمده است. افرادی که این توانایی را در سطح بالا دارند در جوش دادن معاملات و داوری کردن و وساطت توانایی زیادی دارند. ۳)ارتباط فردی: دارا بودن این استعداد رویارویی با دیگران یا شناخت و پاسخ دادن مناسب به احساسات و علایق مردم را آسان می‌سازد. این افراد همکاران تجاری خوبی هستند و در دنیای تجارت به عنوان فروشنده یا مدیر موفق می‌باشند و در زمینه دریافتن احساسات دیگران از طریق حالت‌های چهره بسیار موفقند و از محبوبیت زیادی برخوردارند. ۴)تجزیه و تحلیل اجتماعی: به معنای توانایی دریافت احساسات، انگیزش ها، علایق دیگران و داشتن درکی عمیق از آنهاست. این آگاهی از احساسات دیگران باعث می‌شود این افراد به راحتی با دیگران صمیمی شوند. در بهترین حالت می‌توان گفت فردی با این توانایی مشاور تجاری خوبی می‌تواند باشد.۵)خوش بینی و امید :. امید نقش مهمی در موفقیت تجاری و مدیریتی افراد دارد و زندگی حرفه‌ای هر کس که به کسب و کار تجاری می‌پردازد به نحو چشمگیری وابسته به میزان امید اوست. امید چشم‌انداز و دورنمایی روشن و پرنوری است که نشان می‌دهد در نهایت همه چیز به خوبی پیش خواهد رفت. اشنایدر، امید را این گونه تعریف می‌کند: اعتقاد به این امر که هدفتان هرچه باشد هم اراده دستیابی به آن را دارید و هم راه آن مقابلتان گشوده است. افراد پرامید که امیدشان تمامی ندارد وقتی در دستیابی به هدفی مثلاً در انعقاد قرارداد معامله‌ای شکست می‌خورند بر این باورند که سخت تر کار و تلاش کنند و به مجموعه کارهایی می‌اندیشند که می‌توانست سبب موفقیت آنها در معامله مذکور شود و از آنها درس می‌گیرند(Gardner,2001).
در تحقیقی که سیلکمن بر روی بازاریاب‌های شرکت بیمه مت لایف انجام داد مشخص شد که بازاریاب‌هایی که به طور ذاتی خوش بین هستند در سال اول کار خود به طور متوسط ۳۷ درصد بیشتر از افراد بدبین افراد را بیمه کرده‌اند و رها کردن کار در سال اول در بین افراد بدبین دو برابر افراد خوش بین بوده است. توانایی افراد در شنیدن و پذیرش پاسخ منفی با رویی گشاده در تمام زمینه‌های فروش و بده بستان تجاری توانی سرنوشت ساز است.
هوش هیجانی و رفتار سیاسی
 
سازمانها پدیده کلیدی جوامع امروزی هستند. زیرا تأثیر مستقیم بر نهادهای اجتماعی، سیاست ، اقتصاد،و حتی قوانین و خانواده ها را دارد( Daft,1992).رفتار سیاسی مسبب رضایت شغلی، بهبود عملکرد سازمان و بهره وری می شود.
هوش هیجانی مطلوب می تواند به توسعه خردمندی سیاسی در فرآیند تصمیم گیری، تغییر و تحول سازمان ، افزایش رضایت شغلی، اندازه گیری اثربخشی سازمان، به کار گیری مدیریت مشارکتی و افزایش قدرت کارکنان مؤثر واقع شود.در سازمان و مدیریت، رفتار سازمانی مطلوب یک فرآیند طبیعی در سازمان هاست که به وسیله آن تعارض و اختلاف بین گروه های ذی نفع را از طریق گفت و گو، مذاکره، چانه زدن حل می شود. امروزه به دلیل اهداف مبهم، پیچیدگی سازمانها و محیط نامطمئن رفتار سیاسی از اهمیت بالایی برخوردار است . هوش هیجانی می تواند به مدیران را در تصمیم گیری، افزایش قدرت کارکنان، بالا بردن بهره وری سازمان یاری رساند. به منظور استفاده از رفتار سیاسی به عنوان یک عامل مثبت در ارتقاء هوش هیجانی تاکتیک های مشورت، متقاعد سازی منطقی، متوسل شدن به ارزش ها و اعتقادات، ائتلاف، توسل به مقامات عالی، داد و ستد، حمله به دیگران یا سرزنش انها،استفاده از اطلاعات به عنوان ابزار سیاسی، ایحاد تصویری مطلوب از خود،ایجاد پایگاه حمایتی برای خود، ائتلاف با افراد قوی و با تفوذ، تاکتیک های فشار، توجه به حالات روانی فرد، بازی سیاسی، کنترل پارامترهای تصمیم گیری و تاکتیک تعریف و تمجیدپیشنهاد گردیده است(Kumar,2004).
هدف از این مقاله بررسی رابطه بین مزیت هوش هیجانی رهبران تیم، سطوح هوش هیجانی و عملکرد تیم هاست. همچنین ارتباط بین هوش هیجانی رهبر، هوش هیجانی گروه و در نهایت ارتباط ایندو را با عملکرد تیم بیان
می دارد.
تعاریف مفاهیم و واژه ها:
تیم/ گروه: تیم به عنوان انتخابی از افراد است که به فعالیت خودشان وابسته بوده و مسئولیتها را بین خود تقسیم می نمایند. همچنین یک تیم به عنوان قسمتی از فرآیند اجتماعی تلقی می شود و دارای ارتباطات با افراد داخل و خارج سازمان می باشد.
اثربخشی تیم: اثربخشی تیم به عنوان یک ساختار چند بعدی است. که هم مشخصه های مشتری و هم توانایی کار گروهی را در آینده در برمیگیرد.در حقییقت تیم ها فقط به رضایت مشتری توجه ندارندبلکه به رضایت اعضای گروه نیز توجه دارند.
هوش هیجانی در گروه:هوش هیجانی گروه بر فرآیند احساسات در راه بنا کردن ظرفیت احساسی و توسعه سرمایه اجتماعی تأثیر گذار است و به اثر بخشی منجر می شود.
 
بیان مسئله:
 
رهبران تیم مسئول موفقیت تیم خود هستند. بنابراین آنها فقط مسئول هیجانات خود نبوده بلکه مسئول هیجانات تیمی هستند که رهبری می کنند. به منظور تأثیر گذاری و برانگیختن افراد، مهمترین مسئله مزیت دانش و مهارت است که می توان به عنوان خصوصیاتی که به عملکرد اثربخش منتهی می شود بیان داشت.. به نتایج مطالعه بر روی شصت و دو مدیر ارشد و تیم مدیریت نشان دادکه مدیران ارشد نشان داد هرچه حالات کلی افراد در تیم مدیریت ارشد مثبت تر باشد ، آنان با همکاری بیشتری با یکدیگر کار خواهند کرد ، و نتایج کار شرکت بهتر خواهد بود. به عکس، هر چه یک شرکت مدت زمان بیشتری توسط تیم مدیریتی ای که متناقض اداره شود بازده آن شرکت پایین تر است..بنابراین می بیینیم ، رهبرانی که می دانند چگونه تمرکز گروه را در کار جاری ، با توجه به کیفیت روابط اعضا متعادل کنند به طور طبیعی فضایی دوستانه اما اثر بخش را ایجاد می کنند که روحیه همه را بالا می برد. در همین راستا گولمن و ویلیام بیان داشتند که وجود رهبرانی که دارای هوش هیجانی هستند برای توسعه محیطی که در ان کارکنان از بالاترین قابلیت و توانایی خود استفاده می کنند، حیاتی است. هنگامیکه رهبر تیم به توسعه تیم کمک می کند، معیارهای آن همگی با خصوصیات رهبر تیم بازگو می گردد. اگر توسعه معیارها نمایانگر شخصیت رهبر باشد می توان گفت که وجود هوش هیجانی در تیم ها می تواند مزیت هوش هیجانی رهبر را ایجاب کند.
به منظور بیان رابطه بین متغیرهای هوش هیجانی رهبر ، هوش هیجانی گروه و بهبود عملکرد تیم فرضیه های پژوهش بیان گردید (نمودار۱).
فرضیه اول: رابطه مثبت و معنی داری میان میزان هوش هیجانی رهبرومعیارهای هوش هیجانی گروه وجود دارد
فرضیه دوم: رابطه مثبت و معنی داری بین هوش هیجانی گروه و عملکرد تیم وجود دارد.
TMBA
حسین وظیفه دوست – دکترای مدیریت بازرگانی ، استاد یار و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران، دانشکده مدیریت واقتصاد، گروه مدیریت اجرایی، تهران
شادی ادیبی فرد – دانشجوی دکتری مدیریت بازرگانی – گرایش بازاریابی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات، دانشکده مدیریت و اقتصاد(نویسنده مسئول)

برچسب‌ها: خرید و فروش علامت و نام تجاری, ثبت علائم تجاری, کسب و کار, بازاریابی, روانشناسی فروش

ارسال توسط شکوهی
 
 اگر ما می خواهیم مردم تبلیغ ما را ببینند باید توجه آنها را جلب کنیم. در الگویM5 همانطور که مشخص است باید هدف تبلیغات مشخص شود. در قدم دوم باید بودجه تبلیغات خود را مشخص نماییم. بودجه تبلیغات می تواند رسانه ما را مشخص کند. قدم سوم پیام تبلیغات است و به موازات آن از چه رسانه ای می خواهیم استفاده کنیم. در مرحله آخر باید ارزیابی داشته باشیم. ما میلیون ها تومان هزینه می کنیم، تبلیغی می سازیم و می خواهیم در دیگران تاثیرگذار باشد. دیگران همانطوری برداشت کنند که ما پیام را به آنها ارسال می کنیم. اندازه گیری اثربخشی تبلیغات بسیار حایز اهمیت است. تبلیغات ما در فروش تاثیر داشته است؟ تاثیر بر روی وجهه سازمان داشته است؟ بر روی ارتباط سازمان با مشتریان تاثیر داشته یا نه؟
 
با حذف این قسمت در واقع یک مجموعه فعالیت بی نتیجه انجام داده ایم. در بازاریابی توصیه می شود که یکی از بهترین روشها برای غلبه کردن بر رقبا، این است که در ابتدا به خودمان حمله کنیم. یعنی هر فعالیتی انجام می دهیم اثربخشی آن را اندازه گیری کنیم. در این مقاله به شیوه های اثربخشی تبلیغات نمی پردازیم بلکه به این می پردازیم که برای این که یک تبلیغات اثربخش باشد به چه اصولی باید توجه کنیم. این عوامل می تواند چک لیستی باشد که پس از ساخت تبلیغ هر یک از این عوامل بررسی شود و ببینیم که آیا تبلیغ ما واجد این ویژگیها هست یا خیر؟
 
۱ –اصل سادگی Simplicity Principleتبلیغ باید به راحتی توسط مخاطب درک شود. تبلیغات یک فرایند ارتباطات است. ما یک پیامی می فرستیم، مخاطب باید آن را آنگونه درک کند که ما علاقمندیم. برای این که این اتفاق بیفتد باید تبلیغات دارای سادگی باشد. گفته می شود که ما اگر اطلاعات زیادی برای مخاطب ارسال کنیم، مخاطب به گونه ای رفتار می کند که غالبا عکس آن چیزی است که ما می خواهیم. اگر تمامی افتخارات سازمان خود را در یک پیام تبلیغاتی برای مخاطب بگوییم طبیعتا آن پیام نمی تواند برروی مخاطب اثرگذار باشد. اگر در یک صفحه روزنامه به خاطر هزینه ای که کرده ایم ، تمامی خطوط را پرکنیم یا در یک تبلیغ تلویزیونی از ابتدا تا انتها صحبت کنیم از میزان اثرگذاری کاسته ایم. در تبلیغات چاپی هواپیمای امارات در مجله تایم می بینیم که وسط مجله دوصفحه توسط هواپیمایی امارات خریداری شده، تمامی دو صفحه خالی است و گوشه آن نوشته هواپیمایی امارات. زیرا تبلیغ باید دارای فضای تنفس باشد. نباید تصور کنیم چون قیمت تبلیغات در رسانه ها بالاست باید بیشتر حرف بزنیم و پرگویی کنیم.
 
باید برای مخاطب فضای تنفسی بگذاریم تا مخاطب بتواند از فضای تنفس استفاده بیشتری بکند. در برخی از بیلبوردهای اتوبانها دیده می شود که تمامی بیلبورد را پر از متن نموده اند. کسی که با سرعت ۱۰۰کیلومتر حرکت می کند با خواندن آن پیام طبیعتا تصادف می کند. تعداد کلمات روی بیلبورد در بسیاری از کشورها توسط قانونگذاران مشخص شده است تا فردی که با سرعت از کنار آن می گذرد دچار حادثه نشود. پیام های تبلیغاتی با لغات روشن و عینی ، معمولا تاثیر بیشتری نسبت به پیام های حاوی اطلاعات انتزاعی بر دریافت کنندگان دارد. اگر اطــلاعات بیش ازحد مشـکل و پیچیده باشد و به شکلی آشفته ونامفهوم ارایه شود ، احتمال کمتری دارد که دریافت کننده پیام آن را بفهمد و متقاعد شود.
 
رایس و تراوت (Ries&Trout)، معتقدند عرضه بیش از حد اطلاعات منجر به بی نظمی و کاهش توجه می شود و به همین علت مشکل است که توجه کسی را بتوان جلب کرد. در تبلیغ انتخابات عراق موسیقی بسیار ملایم و زیبایی پخش می شود و کلیه مسایلی که باید در انتخابات رعایت شود از جمله مساوات، …. به صورت کارتهایی که روی آن نوشته دارد در صندوق وارد می شود. حال اگر ما برای انتخابات خود بخواهیم تبلیغی بسازیم چه می کنیم؟ ما تصور می کنیم که در پیام تبلیغاتی، باید مانند جارچی های قدیم صحبت های زیادی بکنیم یکی از متخصص های تبلیغات تینا لوری معتقد است حداکثر مواردی که در تبلیغ باید ذکر شود چهار مورد است. اگر بیش از این باشد مخاطب آن را خوب دریافت نمی کند یا به زودی از خاطر مخاطب محو می شود. قانونی در بازاریابی است به نام قانون تمرکز، که می گوید اثرگذارترین مفهوم در بازاریابی داشتن کلمه ای در ذهن مشتریان است. در ذهن مخاطب یک کلمه را وارد کنید. اگر ماشینی را تبلیغ می کنید یا بر سرعت بالای آن مانور دهید یا بر امنیت آن یا بر راحتی یا یک چیز دیگر. اینکه همه مزایای موجود در ماشین را به مخاطب بگوییم در ذهن مخاطب تاثیر کمتری می گذاریم.
 
۲ –اصل تمایز Differentiation Principleدر تبلیغات هیچ گاه از جمع تبعیت نکنید (Never Follow The Crowd). در تبلیغات ” خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت باش” مفهومی ندارد. در تبلیغات باید حرکتی متفاوت با حرکت رقیب انجام داد. در حال حاضر تبلیغاتی در رادیو پخش می شود که به صورت اسلنگ (Slang) و کلمات محاوره ای است. ابتدا یکی از شرکتهای شامپو این کار را آغاز کرد، بعد شرکت رقیب با استفاده از همان شیوه تبلیغ خود را ساخت و اکنون از سایر صنوف هم از همین روش استفاده می کنند. در تبلیغات تبعیت از دیگران کار قشنگی نیست. در تبلیغات ما دیده شده که یک شرکت تایر تبلیغ طنز ساخته و شرکت دیگر تایر هم از همان تبلیغات طنز استفاده کرده است. یک شرکت چای از یک شخصیت طنز استفاده کرده، تولیدکننده دیگر چای هم از همان فرد استفاده می کند.
 
این کار در تبلیغات، کار حرفه ای نیست. اگر رقیب شما یک تبلیغی ساخته که خیلی مردم پسند است و جذاب است، به شرکت سازنده تبلیغات بگویید که تبلیغی متفاوت با آن برای شما بسازد و این را یک قانون بدانید. یک توصیه بازاریابی است که در یک دعوا که همه چاقو به دست هستند کسی که یک هفت تیر دارد برنده است. تمایز بسیار خوب است. قانون بازاریابی می گوید اول بودن بهتر از بهتر بودن است. کسانی اول هستند که تمایز ایجاد کرده اند. ما می دانیم که بلندترین قله ایران دماوند است ولی دومین را نمی دانیم. اولی به دلیل تمایزی که برای خود ایجاد کرده، شناخته شده است. حال اگر یک شرکت رقیب در یک آیتم اول است و تمایز ایجاد کرده است، ممکن است این سوال پیش بیاید پس دیگر شرکتها چه کاری باید انجام بدهند. اگر یک شرکت در یک طبقه تمایز ایجاد کرده، سایر شرکتها باید در چیز دیگری تمایز ایجاد کنند. به طور مثال اتومبیل بلیزر در امنیت تمایز ایجاد کرده است و بی ام و در چیز دیگر. در یکی از تبلیغات بلیزر گفته می شود که در دنیایی که امنیت وجود ندارد ما مقداری به شما امنیت می دهیم. نمی گوید به شما امنیت کامل می دهیم. این خود نشانه راستگویی و صداقت با مخاطب است.
 
 
پس می توان اگر رقیب در یک چیز تمایز ایجاد کرده، سایر رقبا می توانند در طبقه دیگری برای خود تمایز ایجاد کنند. نویسنده کتاب ۲۲قانون تغییر ناپذیر مدیریت بازاریابی معتقد است تاریخ نشان داده که تنها شیوه موفقیت در بازاریابی حرکت جسورانه منحصر به فرد است. منحصر به فرد بودن همان اصل تمایز است. کوفی عنان در صحبتی گفته بود که در دوران دانش آموزی معلمی داشته، معلم بر روی تخته سفید یک نقطه سیاه گذاشت. از دانش آموزان سوال کرد که روی تخته چه می بینید؟ دانش آموزان گفتند که یک نقطه سیاه. معلم برای بدبینی دانش آموزان اظهار تاسف کرد که تخته به این سفیدی را نمی بینید ولی نقطه سیاه را به خوبی می بینید. من معتقدم که آنها افراد بدبینی نبودند بلکه این اصل وجود دارد که تمایز قابل دیدن است. افراد تمایز را می بینند. در تبلیغات استدلال می شود این دیدگاه دانش آموزان به دلیل تمایز است.
 
اگر تخته سیاه بود و یک نقطه سفید روی آن بود دانش آموزان چه چیزی را می دیدند؟ توصیه می شود به شرکت های تبلیغاتی که به عنوان یک شرکت تبلیغاتی نباید یک اثر موفق خود را برای شرکت دیگر در همان صنعت و یا در صنعت دیگر بسازند. در تمام دنیا مرسوم است که اگر شرکت تبلیغاتی با یک شرکت کار می کند نمی تواند برای شرکت رقیب کار کند. اگر شرکتی برای یک بانک کار تبلیغاتی انجام می دهد نمی تواند برای بانک رقیب کار کند. اگر برای ایران خودرو کار می کند ازظر اخلاق تخصصی نباید با سایپا کار کند. این موضوع هم از نظر اخلاقی و هم از نظر حرفه ای نادرست است. شرکت ها برای اینکه تمایز ایجاد کنند، لازم است تبلیغاتی متفاوت با تبلیغات رقبا بسازند. برای دیده شدن باید متفاوت بود
 
. ۳ –اصل خلاقیت Creativity Principleخلاقیت عبارت است از ایجاد آنچه قبلا وجود نداشته است.
 
خلاقیت اشاره به قدرت ایجاد اندیشه های نو دارد و نوآوری به معنای کاربردی ساختن آن افکار نو و تازه است.برای اینکه تمایز ایجاد کنیم باید خلاقیت داشته باشیم. اگر خلاقیت داشته باشیم می توانیم تمایز ایجاد کنیم. اگر شما تولید کننده هستید باید از شرکت تبلیغاتی بخواهید که خط تولید شما را ببیند. از شرکت تولید کننده بخواهید که محصول شما را به خوبی بشناسد و روش استفاده از محصول شما را به خوبی فرابگیرد. شرکت تبلیغاتی باید محصول و خط تولید محصول شما را بشناسد. خلاقیت در تبلیغات باید معطوف به هدف باشد. خلاقیت صرف در تبلیغات فاقد ارزش است. هدف ما این است که جنس بفروشیم. هدف ما این است که تصویر خود را در جامعه بهبود ببخشیم. هدف ما برقراری ارتباط است. خلاقیت ما باید معطوف به هدف تبلیغ ما باشد. فیلیپ کاتلر معتقد است که بهترین آگهیها آنهایی نیستـــند که صرفــا دارای خلاقیت باشند، بلکه باید توانایی فروش محصولات را نیز داشته باشند تبلیغات باید چیزی بیش از هنر صرف باشد. ما تبلیغ نمی سازیم که برای جشنواره بفرستیم و جایزه بگیریم. ما تبلیغ می سازیم که به هدف مورد نظرمان در بازاریابی برسیم. خلاقیت درتبلیغ یعنی مخاطب نتواند نتیجه را حدس بزند و با کنجکاوی تبلیغ را دنبال کند. اگر ما تبلیغ موثر و خوبی ساخته ایم که مورد توجه مخاطب قرار گرفته است ما نمی توانیم آن را برای مدت بسیار طولانی پخش کنیم. تبلیغات فرسایش پیدا می کند. باید دقت داشته باشیم که تبلیغات باید تغییر کند.
 
۴ –اصل سینرژی Synergy Principleابزارهای تبلیغاتی شرکت باید خط واحدی را دنبال کند. ما باید تبلیغات خود را تغییر دهیم ولی این تغییرات باید در راستای خط واحد باشد. تنوع باید به گونه ای باشد که مخاطب توانایی ربط دادن تبلیغات را به هم داشته باشد. باید در تبلیغات از عناصر ثابتی استفاده بشود که این عناصر تکرار شود تا مخاطب توانایی دنبال کردن تبلیغات را داشته باشد. باید یک نخ تسبیحی وجود داشته باشد که مخاطب بتواند آن را دنبال کند. در بازاریابی ابزارهای مختلفی برای تبلیغ داریم. سیستم های ارتباطات یکپارچه شامل تبلیغات، چاشنی های فروش،روابط عمومی، فروشنده هاو تبلیغات مستقیم هستند. این عوامل ارتباط ما با بیرون سازمان را برقرار می کنند. در این ۵عامل باید شاخصه ها و عناصر ثابتی وجود داشته باشد تا مخاطب بتواند آنها را به هم ربط دهد. افراد با دیدن شاخصه ها در هر جایی باید بتوانند آن را به سازمان ما ربط دهند. ۸ –رخنه در عمق احساسات مخاطب برخی مواقع تمرکز بر بعد احساسی افراد بسیار موثرتر از بعد منطقی آنهاست. تبلیغ نباید فقط دارای بعد منطقی باشد. باید علاوه بر بعد منطق درونی باید در عمق احساسات مخاطب نیز در صورت لزوم بتواند رخنه کند. تبلیغی از یکی از موسسه کمک به کودکان بیماری های خاص ساخته شده بود که تصاویری از کودکان گرفته می شد و کودکان بیماری های خود را می گفتند .
 
در پایان تصویری از صورت یک کودک گرفته بودند و گفته می شد که “هم اکنون منتظر یاری سبزتان هستیم”. این تبلیغ به لحاظ رخنه در عمق احساسات مخاطب بسیار موفق بوده است. سولومون معتقد است در تبلیغ با جاذبه احساسات باید بتوان بین کالا ومصرف کننده ارتباط قوی احساسی و عاطفی برقرار کرد که اگر این امر با موفقیت انجام شود به آن استراتژی اتصال (BondingStrategy) می گویند. برخی از افراد با کالای خود رابطه عاطفی برقرار می کنند. بعضی از افراد وقتی کالایی خریداری می کنند به آن علاقمند هستند. نسبت به کالای خود تعصب دارند. توفیق ما زمانی است که بتوانیم این رابطه عاطفی را با کالای خود برقرار کنیم. در پایان تاکید می کنم که اگر تبلیغی می سازیم عناصر ذکر شده در بالا را در آن بررسی کنیم. ما برای تبلیغات میلیون ها تومان هزینه می کنیم. میلیون ها نفر از طریق رسانه با تبلیغ ما ارتباط برقرار می کنند. لازم است قبل از پخش تبلیغ تست اولیه بنماییم و اثربخشی تبلیغات را بررسی کنیم.
 
 
 
 
 
 
منابع و مآخذ:
۱) Campbell،Colin،(۱۹۸۶).“The Romantic Ethic and The Spirit of Modern Consumerism“، Oxford: Basil Blackwell
2) Elliott، Richard and Wattanasuwan، Krit (1998).“Brands as SymbolicResources for the Construction of Identity“، International Journal ofAdvertising.
3) Kardes R. Frank، (۱۹۹۹) “Consumer Behaviour“،Addison Wesley Longman.
4) Kotler, Philip& Armstrong , Gary , (2000) . ” The Principles of Marketing ” , Prentice – Hall, international Edition.
5) McCarthy, E. Jerome& Perrault, William, (1995) . ” Basic Marketing “, Richard D. Irwin,Inc. Universal Bookstall.
6) Mowen، John C. & Minor، Michael S.،(۲۰۰۱).“ Consumer Behaviour، A Framework“، Prentice Hall Publication.
7. اتکینسیون، ریتا و اتکینسون، ریچارد وهیلگارد، ارنست، (۱۳۷۰) . » زمینه روانشناسی «، ترجمه دکتر محمد تقی براهنی و همکاران، انتشارات رشد، جلد دوم، چاپ چهارم. ۸٫
اربابی، علی محمد، (۱۳۵۰)، » تبلیغات تجاری«، تهران، انتشارات دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی، چاپ اول. ۹٫
ضی، فرید، (۱۳۷۷)، » تبلیغات بازرگانی و سه رویکرد تازه «، مجله رسانه، سال هشتم، شماره چهارم. ۱۰٫
کاتلر، فیلیپ، (۱۳۷۹)، » کاتلر در مدیریت بازار«، ترجمه عبدالرضا رضایی نژاد، انتشارات فرا. ۱۱٫
کاتلر ، فیلیپ و آرمسترانگ ، گری،‌ (۱۳۷۹). «اصول بازاریابی» ، ترجمه:بهمن فروزنده، تهران، چاپ چهارم، آتروپات. ۱۲٫
محمدیان، محمود،( ۱۳۷۷)، » استفاده از الگوی AIDAدر ساخت پیام تبلیغاتی «، مجله مدیران فردا، دانشگاه علامه طباطبایی. ۱۳٫
محمدیان، محمود و آقاچان، عباس(۱۳۸۱). » آسیب شناسی تبلیغات د رایران«، انتشارات حروفیه، چاپ اول ۱۴٫
محمدیان، محمود،(۱۳۸۲)، » مدیریت تبلیغات از دید بازاریابی«، انتشارات حروفیه، چاپ دوم ۱۵٫
محمدیان، محمود،(۱۳۸۲)، » مقاله مربوط به بازاریابی و روابط عمومی و مرزهای آنها«. کتاب جامع تبلیغات ۱۶٫محمدیان، محمود، (۱۳۷۷)،» مروری گذرا بر نحوه تنظیم شعار تبلیغاتی«، مجله جهان مدیریت، دانشگاه علامه طباطبایی، سال اول، شماره دو، اسفندماه. منبع: نشریه مهندسی تبلیغات –شماره ۱
 

برچسب‌ها: خرید و فروش علامت و نام تجاری, ثبت علائم تجاری, کسب و کار, بازاریابی, روانشناسی فروش

ارسال توسط شکوهی
مقدمه
این یک عقیده رایج در میان مدیران شرکت های چند ملیتی است که تبلیغات نقش محوری در ایجاد برند بازی می کند.توسعه و ،یک برند قوی نیازمند تفکر استراتژیک به طوری که ابزارهای برند ادراک ارزش وعده داده شده برای مشتریان را انتقال می دهند و سپس اطمینان حاصل می کنند که وعده داده شده عملی می شود. ساختن یک برند قدرتمند نیازمند تعیین ویژگیهای منافع ملموسی که برند با خود حمل می کند و مزایای مشتریان از افزوده شدن آن منافع و مزایای روانی یا احساسی محصول است.این مفهوم ممکن است برای یک مشتری وفادار تحت عنوان ارزش معنی شود.
در بازار انبوه عموما استعداد خرده فروشی به عنوان یک منبع ارزشمند جهت ساختن برند می باشد به طوری که کیفیت خدمات ارائه شده توسط خرده فروشان به افتخارات برند افزوده می شود.ممکن است شرکت ها خود را برای بازار انبوه جایگاه یابی کنند به وسیله فراهم کردن تعاملات با مشتریان مهمی که منافع و ارزش های برند را بهینه می کنند. بحث زیر در این مقاله تاثیر شیوه های تبلیغاتی در توسعه شخصیت برند وتاثیر آنها بر رفتار خرید مصرف کنندگان را تجزیه و تحلیل می کند. بحث ها را در این مقاله پیرامون مسائل مربوط به تبلیغات به عنوان محرک های برند ، نوع شناسی برند، رابطه شناختی بین رفتار مصرف کننده، ارتباط و ادرکات برند می باشد.این مقاله همچنین برای هماهنگ کردن پیشنهادات به عنوان مفاهیم مدیریتی برای شخصیت برند با در نظر گرفتن متغیرهای شناختی متقابل رفتار مصرف کننده تلاش می کند.
کلید واژه: ادراک ، رفتار مصرف کننده ، تصویر برند ، تحقیق تبلیغات ، مدیریت برند
 

ارزش ویژه برند در بازار رقابتی
 

مفهوم ارزش ویژه برند مشتری محور به عنوان اثر تفاضلی (افتراقی) که شناخت برند بر پاسخ مصرف کننده به فعالیت های بازاریابی آن برند دارد تعریف شده است.یک گفته می شود که ارزش ویژه برند مشتری محور مثبت (یا منفی) دارد وقتی که مصرف کنندگان بیشتر (یا کمتر) به فعالیت آمیزه بازاریابی برند واکنش مساعد نشان می دهند، در مقایسه با زمانی که فعالیت بازاریابی یکسانی نسبت به یک نسخه فرضی ویا بی نام از محصول و یا خدمت انجام می شود.واکنش مصرف کننده به فعالیت های بازاریابی برای برند رقیب یا یک برند جایگزین مشخص می تواند معیار مفیدی باشند (به عنوان مثال برای تعیین یگانکی تداعی معانی برند و هزینه فرصت توسعه برند ، به ترتیب).ارزش ویژه برند مشتری محور زمانی مفهوم می یابد که مصرف کنندگان با برند اشنا باشند و برخی تداعی معانی های مطلوب و منحصر به فرد با برند در حافظه داشته باشند.
مصرف کنندگان فقط یک تصویر از یک برند دارند، که توسط دارایی های برند در اختیار شما می باشد: نام ، سنت ، بسته بندی ، تبلیغات ، وضع ارتقاء ، قیمت گذاری ، پذیرش تجارت ، نظم و انضباط نیروی فروش ، رضایت مشتری ، الگوهای تکرار خرید ، و غیره ایجاد شده .واضح است که برخی از دارایی ها برای بازاریابان محصول نسبت به بازاریابان خدمات مهمتر هستند ، و بالعکس. کیفیت و قیمت به عنوان مفاهیم جدا از هم در ذهن مصرف کنندگان وجود ندارد و مرتبط(وابسته به هم) هستند.تحقیقات نشان داده اند که تخفیف های زیاد سبب می شود که مصرف کنندگان به این که چیزی اشتباه است اعتقاد پیدا کنند. تنزیل مکرر خدمات کاهش می دهد ارزش برند را به دلیل یک عکس العمل تقریبا ناخودآگاه توسط صرف کننده زیرا که معتقد است کیفیت نیز کاهش یافته است.برند سپس تنها در یک معامله خریداری می شد.این مقاله تلاش می کند برای کشف مکانیسم های مختلفی که کمک می کند به ساختن شخصیت برند از طریق ارتباطات بازاریابی مانند تبلیغات ، دهان به دهان و غیره.
 

ارزش ویژه برند و رابطه مشتری

 
ارزش ویژه برند قدرتمند اجازه می دهد تا شرکت ها بهتر مشتریان را حفظ کنند، به نیازهایشان با اثربخشی بیشتر رسیدگی کنند ، و سود(منافع) را افزایش دهند.ارزش ویژه برند می تواند با پیاده سازی موفق و مدیریت تلاش بازاریابی ارتباطی مداوم به وسیله ارائه ارزش به مشتری، و گوش دادن به نیازهای آنان افزایش یابد.بی توجهی به نکاتی که رابطه برند-مشتری ارائه نموده در بازار و به کار نگرفتن این منافع و خوش بینی که به اینکه رابطه یقینا در دراز مدت ایجاد خواهد شد منجربه شکت می شود.ایده اصلی برند ممکن است بین مشتری کامل و احتمالی قرار داشته باشد، اما مجموع کلی ایده برند یا ادراک ریشه در تجربیات مشتریان با برند خود و همه پیغام هایش و تعاملات و مانند آن دارد.در بازار یک برند برحسب ارزش ویژه بالایش، یک برند قوی در نظر گرفته خواهد شد.ارزش ویژه برند بالاتر خواهد بود اگر وفاداری، آگاهی، کیفیت ادراک شده ، روابط کانال قوی و تداعی معانی برند نیز بالاتر باشند. ارزش ویژه بالای برند مزایای رقابتی بسیاری را برای شرکت فراهم می کند. ارزش ویژه برند ممکن است به عنوان بالاترین ارزش پرداخت شده برای برند در جریان(طی)خرید-پرداخت بدیهی باشد. این مفهوم ممکن است به عنوان ارزش افزوده یک کسب و کار بالاتر از ارزش دارایی های فیزیکی آن به سبب جایگاه بازار به دست آمده توسط برند و توسعه پتانسیل برند تعریف شود. (Tauber ,1998).
 

تشخیص شخصیت برند

 
شخصیت برند یک مفهوم جذاب و خوش آیند در بازاریابی امروز است.آکر(Aaker) آن را به عنوان یکی از ابعاد هسته ای هویت برند و اتفاقا به عنوان نزدیکترین متغیربه فرآیند تصمیم گیری مصرف کننده برای خرید توصیف کرده است. ایده شخصیت واکنشی است به گرایش به ارزش روابط شخصی در جامعه معاصر. آن همچنین به این ایده که روابط در زندگی اجتماعی مهم هستند، اشاره دارد.برحسب سلسله مراتب نیاز های مازلو،آن تلاش می کند تا محصولات خود را به سطوح بالاتری از رضایت نیاز، مثل تعلق ، عشق و اعتماد به نفس بالا ببرد. شخصیت برند در روش های مختلف و با ابزارهای مختلف آفریده شده است.به هر حال ، همیشه ایجاد(آفریدن) شامل ارتباطات فعال همراه شرکت است: شخصیت باید منتشر شود تا زنده بماند. تحقیقات ارزش ویژه برند تلاش برای مطرح کردن یک ارزش به اتکاء یک برند در بازار است به همان شکلی که سهام / انبارها ارزش شرکت در چشم سرمایه گذاران است.در واقع، تحقیقات ارزش ویژه برند نشان داده اند که این دو با یکدیگر رابطه دارند — رشد در ارزش ویژه برند با رشد ارزش سهام، و همچنین فروش ها، سود ها، قیمت حق بیمه و رضایت کارمندان ارتباط دارد(همبستگی دارد). تحقیق ارزش ویژه برند دو عنصر دارد:
 
نقشه برش نما(نمودار) برند-جایی که برند و رقبایش با مجموعه ای از ارزش ها و ویژگی ها نمایش داده می شوند.شاخص ها معمولا در مدل ثابت هستند، اما ویژگی ها ممکن است خاص آن برند یا طبقه باشند.
مدل تبدیلی-جایی که مدل درجه قوت یا آسیب پذیری که شما بر مبنای مشتریانتان در رابطه با رقابت دارید ارزیابی می کنند.
 

تبلیغات به عنوان یک محرک برند

 
تبلیغات به شدت در روند ایجاد شخصیت برای برند استفاده می شود. این منطقا از این واقعیت که شخصیت های برند برای ایجاد تداعی معانی برند مفید هستند نتیجه می شود. تداعی معانی های برند بر مرحله ارزیابی جایگزین ها در مدل های رفتاری خرید مصرف کنندگان اساسی تاثیر گذار است. در این مرحله، و برای این اهداف، تبلیغات موثر ترین ابزار ارتباطی در نظر گرفته می شود.شاید مشهود ترین و شناخته شده ترین راه برای ایجاد شخصیت برای برند استفاده از تایید کننده مشهور است. قهرمانان عمومی، افراد ورزشی، ستاره های موسیقی پاپ و ستارگان سینما استخدام می شوند برای قرض(اجاره) دادن شخصیتشان به یک برند برای یک مدت طولانی و این عمل کماکان در حال رشد است. با این حال، اساسا تمامی تبلیغات تاثیرگذارند بر شخصیت برند، نه فقط هنگامی که یک ستایش (تایید) کننده استفاده می شود. در فرایند ایجاد شخصیت، در مراجعه به تبلیغات و بازاریابی، روش های ارتباطی به طور گسترده برای ایجاد شخصیت برند مورد استفاده قرار می گیرند. بسیاری از محققان از جمله اردوغان و بیکر یافتند که برندها حساس هستند به ارتباطات و مراجعی که رفتار مصرف کننده را تسریع می کنند. ممکن است در برخی از مطالعات مشاهده شود که یک مدل کلی از تبلیغات با یک مدل از ایجاد شخصیت برای برند یکپارچه شده است. بر اساس آن مدل یک تعدادی از پیشنهادات از طریق تجزیه و تحلیل نقش شخصیت برند در ایجاد ارزش ویژه برند مشتق و ارائه شده اند، در نتیجه ارتباط موضوعی هسته ای است و به یکی از پر اهمیت ترین موضوعات تبدیل شده است.
مدیریت برند برای استفاده از وسایل بازاریابی وفاداری جدید توسعه داده شده است. بالدیگنر و رابینسون (۱۹۹۶) مشاهده کرده اند که، مدیران برند تبلیغات انبوه رسانه ای خود را با ارتباطات مستقیم، از طریق روش های مستقیم و تعاملی ایجاد و حفظ مصرف کنندگان وفادار تکمیل می کنند. با این حال، به طور همزمان، مدیران تجاری با تهدیدهای بیشترمارک های خود، به خصوص به واسطه واکنش های رقبا رودر رو می شدند. وفاداری برند می تواند مزایای بازاریابی از جمله کاهش قابل توجه هزینه های بازاریابی ، اهرم تجاری بیشتر(بزرگتر) ، مقاومت مصرف کنندگان وفادار به پیشنهاد های رقبا، و سود بالاتر را ثمر دهد. اولویت برای راحتی کار، چیز تازه، شانس برخوردار بودن و مجموعه رفتارهای خرید تنها برخی از دلایل این هستند. رویکرد جدید برای اندازه گیری، تجزیه و تحلیل و پیش بینی ارزش ویژه برند در بازار محصول تعریف می کند ارزش ویژه برند را در سطح شرکتی به عنوان سود افزایشی به دست آمده در هر سال توسط برند در مقایسه با یک برند مشابه با محصول و قیمت مشابه ولی با حداقل تلاش های ایجاد برند. در سطح مشتری، آن تفاوت بین یک احتمال کلی انتخاب شخصی مشتری برای برند و احتمال انتخاب او برای محصول صرفا مبتنی بر فشار در دسترس بودن و آگاهی تعیین می کند. این رویکرد سه منبع ارزش ویژه برند را در نظر می گیرد – آگهی برند، ویژگی تعصبات قوه ی ادراک و ترجیحات بی نشان- و نشان می دهد چه مقدار هر یک از این سه منبع برای ارزش ویژه برند کمک می کنند(شرکت دارند). علاوه بر این، روش پیشنهادی تاثیر ارزش ویژه برند را بر افزایش مقبولیت برند ترکیب می کند. این روش امکانات تحلیل شرط و جزا را برای پیش گویی اثرات احتمالی روش های جایگزین برای افزایش ارزش ویژه برند را فراهم می کند.
 

روابط بین شخصیت مصرف کننده و شخصیت برند

 
مصرف کنندگان اغلب با اعطاء ویژگی های شخصیتی به برندها برای آنها جنبه های انسانی قایل می شوند، و بازاریابان اغلب این ادراکات را با جایگاه یابی برند ایجاد یا تقویت می کنند. ویژگی های شخصیتی برند معنای نمادین یا ارزش احساسی فراهم می کند که می تواند به ترجیحات برند مصرف کنندگان کمک کند و می تواند پایدارتر از ویژگی های عملکردی باشد. جایگاه یابی موفق شخصیت یک برند در یک رده محصول نیازمند مدل های اندازه گیری است که قادر به تفکیک کردن ویژگی های شخصیتی منحصر به فرد یک برند از آن ویژگی هایی که وجه مشترک همه نام های تجاری درآن رده محصول است باشد.مصرف کنندگان درک می کنند یک برند را با ابعادی که نوعا از شخصیت افراد می گیرند، و تعمیم می دهد آن را به حوزه برند ها. ابعاد شخصیت برند با تعمیم ابعاد شخصیت انسانی به حوزه برندها تعریف شده است.
 

ویژگی های شخصیتی در برند

 
ویژگی های شخصیتی انسانی توسط عوامل چند بعدی مانند رفتار فردی، ظاهر، نگرش و اعتقادات، و خصوصیات دموگرافیک مشخص می شود. بر اساس نظریه صفت، مشاهده می شود که پنج بعد شخصیتی پایدار وجود دارد، همچنین این ابعاد شخصیت انسان را ”پنج بزرگ” نامیدند. Batra et al. 1993)) ”پنج بزرگ” ابعاد شخصیت انسانی برون گرایی / درون گرایی ، سازگاری ، آگاهی (هوشیاری)، ثبات عاطفی(استواری هیجانی) ، و فرهنگ هستند. بر اساس این ابعاد شخصیت انسان ،آکر ابعاد جدید : ”پنج بزرگ” مربوط به نام های تجاری را شناسایی کرد .اینها صداقت،هیجان،شایستگی،پیچیدگی(دلفریبی)،و نا همواری(پستی و بلندی) هستند.این الگو نشان می دهد که این ابعاد شخصیتی برند ممکن است به روش های مختلف بر اولویت مصرف کننده به دلایل مختلف عمل کنند یا تاثیر بگذارند. صداقت، هیجان، و شایستگی بخشی ذاتی از شخصیت انسانی را نشان می دهند در حالی که پیچیدگی و ناهمواری ابعادی از تمایلات فردی هستند. از این رو، گزاره زیر در نظر گرفته شده است به عنوان نام های تجاری آشنای مشتریان که شباهت دارد به شخصیت خودشان و نشان داد نزدیکی واژه های روان شناختی و ویژگی های عاطفی(هیجانی).
 
برندها بر تصمیمات مصرف کننده برای خرید در هر یک از روش های فوق، یا از طریق ترکیبی از آنها تاثیرمی گذارند.تداعی معانی برند-شخص همچنین می تواند ماهیت شخصی بیشتری داشته باشد.برندها می توانند با مردمی که استفاده می کنند یا استفاده کرده اند از آن برند خاص تداعی شوند، به عنوان مثال دوست نزدیک یا یکی از اعضای خانواده. همچنین، برندهای دریافت شده به عنوان هدیه نیز می تواند تداعی معانی شودند با شخص به واسطه آن کسی که از او هدیه را دریافت کرده است. این تداعی معانی های شخصی برای جان بخشیدن برند به عنوان یک وجود دارای حیاط(موجود زنده) در اذهان مصرف کنندگان به کار می رود. شخصیت برند مارلبورو یک مثال خوبی از نحوه ای است که یک شرکت درک می کند و ترکیب می کند عناصر جسمی(فیزیکی) و احساسی را که درخواست تجدید نظر به مشتریان خاص که زندگی می کنند و یا دوست دارند که سبک خاصی زندگی کنند. محصولاتی مانند کارت های اعتباری طلایی، ساعت ها یا آیتم های پرستیژی کمک می کنند به مردم برای ابراز خودشان به دیگران با نشان دادن اینکه آنها متفاوت هستند و به چیزهایی دست یافته اند. آنها به عنوان الحاقی های شخصیت عمل می کنند، بنابراین آن واقعا ”خیالی” است، و کلید مدیریت و توسعه برند درک روشن از منافعی است که مشتری در جستجوی آن است.بپرسید از مشتریان چه چیزی به ذهنشان می آید وقتی که آن ها نام برندهای بزرگی مانند بی ام و و گوسی را می شنوند، آنها با لیستی از ویژگی ها که فراتر می رود از جنبه های ملموس فیزیکی محصول و تحویل پاسخ خواهند داد، اما اگر یک کلمه وجود داشته باشد که به ارمغان آورد همه این چیزها را با هم در ذهن مردم، این کلمه ارزش است. بارها و بارها، تحقیقات نشان داده اند که نیروی محرکه واقعی پشت رهبری بازار ارزش درک شده است- نه قیمت یا ویژگی های ذاتی محصول. تا زمانی که یک برند به مشتری یک ارزش درک شده برتر را ارائه می کند، عملکرد خوب بازار را به دنبال خواهد داشت، که باعث ثبات(سازگاری) یک ویژگی بسیار مهم رفتار برند می شود. از این رو این ممکن است که ترویج روابط مصرف کنندگان با برندهایی که در شیوه زندگی ، جنسیت ، سن ، سوابق تحصیلی ، ارزشهای اجتماعی و فرهنگ درگیر است، بیان شود.
 

برندها و دانش متعارف(شناخت قراردادی)

 
برندها یی موفق هستند که مردم آنها را به محصولات معمولی ترجیح می دهند. علاوه بر عوامل روانی اشاره شده پیش از این، برندها به مصرف کنندگان معنایی را می دهند که به موجب آن آنها میتوانند انتخاب و قضاوت کنند. بر اساس این تجربیات، پس مشتریان می توانند در انتخاب برندها به استانداردهای تضمین کیفیت و خدمات تکیه کنند، که باعث کاهش ریسک شکست در خرید می شوند. جهان امروز با تکنولوژی پیچیده تر شناخته شده است، و این می تواند بسیار گیج کننده باشد برای مردمی که متمایل نیستند به تکنولوژی. برندها می تواند نقش مهمی در اینجا با ارائه سادگی و اطمینان آفرینی، ارائه سریع، راهنمای روشن برای تنوع محصولات رقابتی و کمک به مصرف کنندگان برای دسترسی بهتر، و تصمیمات سریعتر بازی کنند. شرح داده جان بخشیدن را به عنوان یکی دیگر از روند های مکانیزمی که به طور مستقیم توضیح می دهد راه های خاصی را که نیروی حیاتی برند را می توان متوجه شد. با گذشت زمان، شخصیت سخنگویان به برند تسری داده می شود. بدیهی است که، این جنبه کمتر تحت کنترل بازاریابان است. به طور غیر مستقیم، شخصیت برند با تمام عناصر آمیخته بازاریابی ایجاد شده. نشان می دهند که شخصیت یک برند در طول زمان توسط تمام اجزای اصلی آمیخته بازاریابی ایجاد می شود.
 

گونه شناسی روابط برند

 
یک رابطه بین برند به شخص و مشتری وجود دارد، که مشابه به رابطه بین دو نفر است. شخصیت برند عمق، احساسات و تمایل به ارتباط را فراهم می کند. ارتباط دوستانه می تواند شخصیت های بسیار متفاوت برند را درگیر کند. برخی از دوستان سرگرم کننده و بی ادب هستند.سایرین جدی و مورد احترام هستند. سایرین قابل اعتماد و بی تکلف هستند. با این حال دیگرانی راحت برای نزدیک بودن هستند. تمرکز بر رابطه دوستی به جای شخصیت برند می تواند محدوده و انعطاف پذیری بیشتر در اجرای هویت برند اجازه دهد. تمرکز، بیشتر بر ادراکات مصرف کننده، نگرش ها، و رفتار نسبت به برند است؛ نگرش هاو ادراکات از خود برند پشت درهای بسته سازمان پنهان است. با این حال رابطه با فرد دیگر با آنچه که آن شخص فکر می کند درباره شما عمیقا متاثر است. به طور مشابه، رابطه برند – مشتری خواهد داشت یک شریک فعال در هر پایان، برند بعلاوه مشتری. بنابراین کاوش داده ها و تنظیم کردن فرضیه در مورد انواع روابطی که وجود دارد ضروری است.در مرحله بعد(دوم) ممکن است پاسخ دهندگان به طبقات(رده های) ارتباطی بر اساس گروه بندی های رابطه فرض شده تخصیص داده شوند. در این روند، گونه شناسی رابطه تصفیه شده است. سپس روابط به مشخصات فرمول بندی می شوند ، و کدگذاران پاسخ دهندگان به آن روابط را طبقه بندی می کنند. سپس گروه ها شکل داده می شوند. اغلب رابطه ها به دوست داشتن، دوست نداشتن و قسمت های(خنثی)بخش های بی طرف گروه بندی می شوند. این بحث نشان می دهد که سرمایه گذاری بیشتر در روابط مصرف کننده-برند وفاداری بیشتر در محیط رقابتی را به همراه دارد.
 
نوع ارتباطی که مشتریان با برند بر اساس سطوح وفاداری دارند یک پارامتر بسیار قابل توجهی برای بازاریابان است. دانکن اشاره می کند که هر یک از روش های نسل جدید بازاریابی شامل (مشتری محوری) مشتری، محرک های بازار، وارونه، بازاریابی یک به یک(نفر به نفر)، بازاریابی داده محور، بازاریابی رابطه ای، بازاریابی یکپارچه ،و ارتباطات بازاریابی یکپارچه که تاکید دارد بر ارتباط دو طرفه از طریق گوش دادن بهتر به مشتریان و ایده آن ارتباطات قبل، در طی و بعد از معاملات که می توانند بسازند و یا نابودکنند روابط تجاری مهم را متمرکز شده است. راهی که مصرف کنندگان درک می کنند برندها را یک کلید تعیین کننده روابط بلندمدت مصرف کننده تجارت است. بخش بزرگی از ادراک برند مصرف کننده به دست آمده تحت شرایط درگیری کم و بنابراین توسط مغز مصرف کننده آگاهانه پردازش نشده اند. این چنین تداعی معانی هایی تمایل دارند به ذخیره شدن در واژه های استعاره ها، آنها به تراکم در خوشه ها تمایل دارند.
 
شخصیت برند دارای ویژگی های محصول، تصویر شرکت و ویژگی های برند حاصل از دو متغیر دیگر است. نیازهای مشتری، ارزش استفاده درک شده همراه با محصول، و متغیرهای نگرش مشتری هسته شخصیت مشتری را شکل می دهد. رابطه بین شخصیت مشتری و برند سه بعد — قوی، متوسط و ضعیف دارد. حفظ رابطه قوی منجر می شود به توسعه وفاداری در حالی که پیوندهای ضعیف ارتباط گسسته را شکل می دهند. بعد متوسط متعلق به ترویج ریسک(خطر) سوئیچ کردن برند به دلیل عدم اطمینان تصمیم مصرف کننده برای به دست آوردن ارتباط با برند است.
 

تاثیر رسانه ها در توسعه رابطه برند

 
شخصیت برند اشاره دارد به جنبه احساسی تصویر برند. این به وسیله تمام تجربیات مصرف کنندگان با یک برند ایجاد شده است، اما تبلیغات نقش عمده ای در ایجاد شخصیت بازی می کند. در نهایت برندهای موفق این فرصت را دارند که جایگاه های رهبری برند را به دست آورند. اغلب این در تبلیغات به عنوان یک محرک برتری محصول بیان شده و آن هنگامی که اغلب مصرف کنندگان ترجیح می دهند رهبر بازار را به دلیل اینکه آنها فرض میکنند که آن بهتر است عملی می شود. موقعیت های تجاری قوی می تواند بر روی هر چیز پایداری ساخته شود، از جمله تصاویر و یا به سادگی بزرگترین فروش. پیام باید به طور مداوم در تمام طرح های بازاریابی ارائه شود. دو عنصر مرکزی شخصیت های برند وجود دارند : نوع مزایای ارائه شده توسط برند و نوعی که مصرف کننده به آنها ارزش خواهد داد. تبلیغاتی که نشان می دهند تنها(خصوصیات- ویژگی های) محصول را برای جذب مصرف کننده عقلانی تلاش می کنند. معمولا تمرکز به پیشنهاد فروش منحصر به فرد یا یک ایده فروشی خواهد بود که بتواند متمایز کند برند را از رقبایش. مشاهده شده است که مصرف کنندگان فکر خواهند کرد توصیفاتی مانند لذت مفرح-محبت آمیز، لذت. علاوه بر این، هر کس چیزی را می خواهد که تصویر خود را بتواند منعکس کند و یا بهبود دهد؛ شخصیت برند که ایجاد شده و درک شده است از طریق تبلیغات تبدیل شده به یک دغدغه اساسی در تصمیم گیری های خرید ما. تبلیغات تصویری احساسی از برند ایجاد می کنند و همبسته های متعلق به شخصیت برند عمق- احساسات و میل به ارتباط فراهم می کنند. بدین گونه شخصیت برند می تواند یک برند را جذاب تر و به یاد ماندنی تر کند و آن را به یک وسیله برای ابراز هویت مشتری تبدیل کند. با در نظر گرفتن بحث بالا می توان مشخص کرد که تبلیغات یا ارتباطات بازار کمک می کند به ساختن شخصیت برند محصول زمانی که مصرف کننده ویژگی های انسانی به محصولات مرتبط می کند.
 

نایل شدن به برند

 
صدای ” یک برند” بخشی از وعده و تجربه یک برند است. مشتریان صدا را در سیستم های خدمات اوتوماتیک(خودکار) ، در خرده فروشی ها، در رسانه ها و جاهای دیگر می شنوند. لحن، محتوا و تفاوت های ظریف از صدا بسیار مهم هستند. معنا یا درک کاربر درباره محصول نیز یک منبع مهم دیگر از ایجاد شخصیت برند در تبلیغات یا هر نوع ارتباط رسانه ای دیگر می باشد. ارتباطات معانی محصول- تصویر ادعا شده محصول را نشان می دهد. با وجودی که تعریف تبلیغات از یک دیدگاه ماورایی بیان می کند که که تبلیغات نشان می دهند تصویر محصول واقعی را، تبلیغات نشان می دهند محصول را تنها زمانی که هماهنگی بین تصویر واقعی و ادعا شده از محصول وجود دارد. سخنگو یا مرجع در تبلیغات مستقیم ترین راه را برای ایجاد رابطه با مصرف کنندگان وساختن پل بین برند و ذهن مصرف کننده فراهم می کند. این فرآیند ترکیب مصرف کننده با برند است که منجر به رفتار پویای برند در بازار کوتاه مدت و بلند مدت می شود. عملکرد کلیدی تبلیغات برقراری ارتباط برند و وعده ایست که می تواند به مشتریان تحویل داده شود. تبلیغات محصول دارای دو بعد است – نشان دادن وعده های اصلی محصول و ایجاد شخصیت مصرف کننده با انتقال صفات شخصیتی. این روند افزایش می دهد ارتباط مشتری –برند را. تجسم شخصیت برند از طریق تبلیغات و یا ارتباطات بازار زمانی عملی است که مطابقت بین شخصیت محصول تبلیغ شده و مشتری وجود داشته باشد.
رابطه مصرف کننده-برند تابعی پس از خرید توسط مشتری در فرصت مناسب تحقق می شود. فرصت ممکن است نتیجه شود از طریق اجزای بازاریابی مانند در دسترس بودن، طرح های مالی برای خرید و خدمات قبل و بعد از فروش. وجود دارند مدل هایی که دنبال همان گونه استدلالات هستند که ورودی، تحول، و خروجی وجود دارد. ورودی مدل اشاره دارد به مواجهه با تبلیغات، تحول اشاره دارد به پردازش تبلیغات، و خروجی اشاره دارد به پاسخ های تبلیغات. برندگذاری با ادراکات مشتری و رفتار های زمان خرید آنها مرتبط است؛ این مشخصه یک محصول، طراحی گرافیک، شرکت یا یک رده نیست. در برندگذاری واژه ” رسانه ” اشاره دارد به ابزارهای ارتباطی مانند روزنامه ها، مجلات، رادیو، تلویزیون، بیلبوردهای تبلیغاتی و پست مستقیم. تبلیغ کنندگان از رسانه برای انتقال پیام های بازرگانیشان به مخاطبان هدف خود استفاده می کنند،و رسانه وابسته است به درجات متفاوت درآمدهای تبلیغاتی برای پوشش هزینه عملیات آنها.
 

مفاهیم مدیریتی

 
درک تنوع فزاینده و پیچیده ی عوامل اساسی موثر بر ارتباطات بین برندها و روابط مشتری از عوامل حیاتی برای پژوهشگران آتی و دست اندرکاران می باشد. در این زمینه اهمیت مدیریتی موضوع به نظر می رسد آشکار است.تبلیغات بمراتب مهمترین ابزار ارتباطاتی در بازاریابی است، و با هر تبلیغاتی شخصیت برند ساخته می شود. درک اینکه چطور شخصیت برند در ذهن مصرف کنندگان ایجاد شده برای استفاده موثر از ابزارهای بازاریابی شرکت ضروری می باشد. مدیریت اثربخش برند، فراگیر شدن شخصیت برند در رسیدن به اهداف کلی شرکت یعنی رضایتمندی، وفاداری ، و سودآوری خیلی مهم است. اثربخشی رسانه در اشاره به شخصیت برند و پاسخ مشتری به برندها برای ایجاد استراتژی های بلند مدت مطالعه شده بود. اثربخشی هر تبلیغ را می توان در دو سطح متفاوت اندازه گیری کرد: قبل از درج و بعد از درج تبلیغات در رسانه ها همراه با برنامه های آگاهی دهنده ی برند برای تاثیر موثر ارتباطات بر مشتریان.
تبلیغات را می توان به عنوان یک سرمایه گذاری در برندها که تولید درآمد فروش اضافی می کند، توصیف کرد. کشش برند با اثربخشی تبلیغ مرتبط است. شرکت ها برای واکنش های شناختی سریع مشتریان ممکن است، ارائه تبلیغ در ابعاد جذاب تر را انتخاب کنند. شرکت های متعددی در اروپا ظهور کردند با رویکردهای ساخت برندجایگزین و بطوریکه در انگلستان برند نستله از طریق برنامه های تلویزیونی که چگونگی پخت غذای ایتالیایی را به انگلیسی ها می آموخت شهرت یافت. به طور مشابه، بادی شاپ اقدام به توسعه وفاداری مشتری از طریق ایجاد ارتباط درعلل زیست محیطی و اجتماعی نمود. اگرچه، به طور کلی شناسایی یک بازار مناسب و شروع یک ارتباط معنی دار با استفاده از محتوای مناسب و سرگرم کننده یک تاکتیک بیشتر فوتی و فوری برای ایجاد مشتریان وفادار است.
 
همچنین برندهایی موفق هستند که مردم آنها را بر محصولات معمولی ترجیح می دهند. علاوه بر عوامل روانی که قبلا اشاره شد، برندها به مشتریان توانلیی هایی می دهند که به موجب آن مشتریان می توانند انتخاب و قضاوت کنند. بر اساس این تجربیات، مشتریان می توانند در انتخاب برندها به استانداردهای تضمین کیفیت و خدمات تکیه کنند، که ریسک ناشی از شکست در خرید(خرید محصول معیوب) را کاهش می دهد. جهان امروز با تکنولوژی پیچیده توصیف شده، و این می تواند برای مردمی که نا آشنا هستند با تکنولوژی بسیار گیج کننده باشد. برندها در اینجا می توانند نقش مهمی را بازی کنند با ارائه سادگی و اطمینان، ارائه سریع، راهنمایی روشن برای تنوع محصولات رقابتی و کمک به مصرف کنندگان برای رسیدن به تصمیمات سریعتر و بهتر.
 
نتیجه گیری
 
قدرت و صلابت یک برند ریشه در ارزش های اکتسابی آن که از طریق ویژگی های ملموس مانند وابستگی نام برند و مزایای مربوط به آن است، دارد. معمولا مصرف کنندگان برند را درک می کنند از طریق ابعادی که از شخصیت افراد می گیرند و به قلمرو برندها تعمیم می دهند. ابعاد شخصیت نام تجاری با گسترش ابعاد شخصیت انسانی به حوزه ی برندها تعریف شده است. ایجاد شخصیت برند شامل ارتباطات فعال شرکت است و نیاز دارد که برای تنوع چرخه عمر برند تنظیم گردد. از این رو، یک شرکت ممکن است در فرایند ایجاد شخصیت موثر برند برای اشاره به صداقت، هیجان، شایستگی، و پیچیدگی، ازاستراتژی های جذاب تبلیغاتی برای مشتریان استفاده کند.
 
ارزش ویژه برند مشتری محور اجازه می دهد تا شرکت توابع متفاوتی از آمیخته بازاریابی مطلوب را استخراج کند و ارزش ویژه قوی برند به نگهداری مشتری و نیز کاهش ریسک سوییچینگ ناگهانی برند کمک می کند. به طور عمده رابطه بین برند و مشتری توسط متغیرهای روانشناسی که می تواند توسط نزدیکی و دوری از شخصیت های برند و مشتری اندازه گیری شود کنترل شود.در آخر می توان بیان داشت که کلید اثربخشی رابطه بلندمدت با مشتریان مدیریت بینش های ادراکی مصرف کنندگان از برندها است.
 
TMBA
درس : رفتار مصرف‌کننده (دکتر کامبیز حیدرزاده عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی)
صائب شکرگذار-دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد قزوین-گرایش بازاریابی
زمستان ۱۳۸۹
 

برچسب‌ها: خرید و فروش علامت و نام تجاری, ثبت علائم تجاری, کسب و کار, بازاریابی, روانشناسی فروش

ارسال توسط شکوهی
مشتریان اغلب به آرم شرکت‌ها توجه زیادی نشان می‌دهند، زیرا این علامت‌ها بر "ارزش" محصولات و خدمات می‌افزایند. گاه این "ارزش" به مهم‌ترین عامل تحریک کننده‌ مشتریان برای خرید و استفاده ‌از محصولات و خدمات ، تبدیل می‌شود.
این جا است که علامت تجاری و یا آرم معنایی گنگ می‌یابد. قبل از هر چیز این "ارزش" دقیقا به چه معنا است؟
ارتباط نوع محصول و نام شرکت و ارزش مطروحه نیز بسیار با اهمیت است. حرفه‌ای‌های بازاريابی، همه‌ این موارد را تبلیغات می‌نامند.مشتریان عاشق تبلیغات هستند، بنابراین آرم ها را نیز دوست دارند. خبرگان در امر بازاریابی، انتخاب یک آرم یکدست و کامل را کلید همه مشکلات بازاریابی می‌دانند.
 
حال، راز طراحی موفق یک آرم چیست؟
قبل از پاسخ به این سؤال، بیایید سه رویکرد رایج بسیاری از بازاریابان را در توسعه وطراحی آرم، با کمک گرفتن از انس های تبلیغاتی مشاورین و مؤسسات طراحی آرم، بررسی کنیم.
البته این نظریات اغلب پایه واساس درستی ندارند و از نظر من این افراد تاکنون نتوانسته اند علامت تجاری موفقی طراحی کنند. به هر حال این سه رویکرد عبارتند از:
1- دکوراسیون
2- الحاق
3- Golem 
 
در روش اول این طور به نظر می رسد که تمایز، عاملی برای جلوه بیش تر است. متخصصین با اشاره به نام‌ها و نشانه‌های طراحی شده اظهار می کنند: "ما آرم‌هایی متمایز از رقیبان خود، طراحی می کنیم، به این ترتیب مشتریان، ما را از بقیه تمیز می‌دهند."
این روش، رویکردی کاملا ابتدایی است و برای افزایش اعتبار باید آن را با عواملی از دو رویکرد دیگر تلفیق کرد. 
 
روش"الحاق"، ارزش‌های مربوط به آرم و سایر مفاهیم مورد نظر را به اسم، نشانه و هم‌چنین موضوعات مربوط به رویکرد قبلی اضافه می کند. روند منطقی این جریان به این طریق پیش می رود:
مشتری، آرم و "ارزش" های افزوده به آن را که به شکلی زیبا تصویر شده، در پیغام های الکترونیکی دیده، بلافاصله احساس می کند که این علامت تجاری نیازهای اورا برآورده می‌کند. طرفداران طراحی آرم های احساساتی ادعا می‌کنند، آن ها نیز تقریبا از این روش استفاده می کنند. (مثلا آنها در تبلیغات، احساسات را برانگیخته و آن را تحریک می کنند).
 
در رویکرد سوم، بازاریابان، سعی می کنند، تبلیغات‌شان با هویت انسانی و شخصیت پردازی همراه باشد. به این ترتیب مشتری با آرم ارتباط برقرار می‌کند.
به عقیده نویسنده، این سه نگرش، شرکت ها را به بیراهه کشانده، موجب شده پتانسیل و نیروی لازم برای طراحی آرم را ندیده بگیرند.
 
اما رویکرد دیگری هم وجود دارد، که به نظر من سودمند‌ترین روش است. کارآمدی این روش را تحقیقات و نظریات روان شناسانه و جامعه شناسانه ثابت کرده‌اند.
منطق توسعه‌ طراحی آرم با "ارزش" افزوده، به نحو شگفت‌انگیزی مشابه منطق توسعه‌ تولیدات است. در هر دو مورد، ابزار یا وسیله ای تولید می‌شود که به درد مشتری بخورد. برای رفع احتیاجات مشتری، دانستن نوع این احتیاجات اهمیت زیادی دارد. از دید من، تصمیم مصرف کننده برای خوشحال بودن، استراحت، سرگرمی، تقویت اعتماد به نفس، خیال پردازی یا هر مورد روحی دیگر؛ همان "احتیاجات" او را تشکیل می‌دهند.
مصرف‌کنندگان، هنگام دست یابی به اهداف و امتیازات تجربی، احساسی، روانی و اجتماعی درست مانند تلاش برای دست‌یابی به اهداف حقیقی و ملموس، مصمم و هدف‌مند هستند. علامت‌های تجاری توأم با "ارزش"‌ های افزوده، ابزاری برای کمک به مصرف‌کنندگان در دست‌یابی به این اهداف هستند. این ابزار، عوامل کمکی و به زبان دیگر، عوامل کمکی اجتماعی هستند. 
 
در حقیقت یک آرم بدون یک سناریوی متقاعدکننده‌ برای افراد، آرم نیست. این علامت ممکن است به آرم، شباهت داشته باشد؛ نام، نشانه و ویژگی‌های تصویری شناخته شده‌ای داشته باشد و حتی از روش های تبلیغاتی نیز استفاده کند، اما مصرف‌کنندگان به این محصول بی‌اعتنا می باشند.
تمام روش های نوین و موفق در امر تولید محصولات و ارايه‌ خدمات، در مورد طراحی آرم نیز چاره ساز است، شرط لازم وکافی برای موفقیت، فراهم‌کردن چیزی برای مشتری است که به آن نیاز دارد ولی نمی تواند خیلی سریع به آن دست پیدا کند...به این دلیل که تهیه آن برای مشتری کاری دشوار، پیچیده، پرزحمت، خسته کننده و گسترده است.
مطابق این رویکرد، آرم شرکت ها مسائلي با هویت انسانی نیستند و هم‌چنین خارج از فکر مشتری هویت ندارند. آنها فقط ابزار هستند،به همین سادگی ؛ ابزارهایی برای دست یابی به هدف نهایی.
احساسات را نمی توان به علامت های تجاری تزریق کرد؛ بلکه اگر به عنوان یک منبع سودمند در نظر گرفته شوند، احساسات را بر می‌انگیزند. احساسات مثبت، نتایج مستقیم این انتظارات هستند. سمبول های مختلف (نام، نشانه، فونت، نمادهاو...) بر خلاف انتظار تأثیر زیادی ندارند؛ آن ها در حقیقت، نشانه‌هایی هستند که ما را برای رسیدن به هدف اصلی هدایت می‌کنند.
 
انتخاب و طراحی آرم 10 مرحله‌ی مختلف دارد، یعنی 10 روش مختلف طراحی موفق یا ناکارامد برای کسب درآمد :
 
1. ارتباط طراحی آرم با سود دهی مستقیم
اصل اولیه‌ طراحی آرم، در نظر گرفتن ارتباط آرم با اسم و سایر نمادها با سود آشکار و محسوس است. (نتیجه‌ای ملموس یا تجربی). این سود را یا خود محصول به تنهایی ایجاد می‌کند و یا اجزای تشکیلات بازاریابی. این اصل مهم را همواره به یاد داشته باشید.
آرم‌های موفق با رعایت این اصل به موفقیت رسیده اند. درست است که در این مرحله خود آرم به تنهایی اهمیت چندانی ندارد، اما تا اندازه ای باید به آن توجه کنید.
 
2. طراحی متنی با تأثیر روانی
یک متن مؤثر بر احساسات، مفهوم یا اصلی سازمان یافته است، که مشتری را به یک سری عوامل نامربوط ولی تأثیرگذار (مانند تمام فعالیت‌های بازاریابی یک شرکت) مرتبط می کند. 
در این موارد، متن انتخاب شده، تأثیر و سود مورد نظر را تضمین می‌کند.
به عنوان مثال: وقتی به طور اتفاقی در قلب منهتن به اسامی دو هتل Hudson و Royalton بر می خورید، انتظار خدمات در سطوح عالی دارید.اما اگر در هتلی به اسم Boutique Hotel باشید، تجربه‌ی متفاوتی است. کلمه‌ی Boutique Hotel خدمات بسیار متفاوتی نسبت به سایر هتل‌ها از این زنجیره ارايه می دهد- بعضی وقت‌ها تفاوت‌هایی بین خدمات دو اتاق در یک هتل. در واقع این تاثیر روانی نام‌ها و متن های انتخابی است که شما را وادار می کند به دنبال کشف تفاوت‌ها باشید.
 
3. کسب تجربه
در این جا می‌خواهم از تأثیر هیپنوتیزم کننده‌ی طراحی آرم صحبت کنم. شما با یک انتخاب درست، در مشتری انتظارات و آرزوهایی ایجاد می‌کنید، که تولیدات به تنهایی نمی‌توانند از پس این کار برآیند. به عنوان مثال: اسم نوشابه‌ی Red Bull ، در مصرف کننده این حس را به وجود می‌آورد که پس از نوشیدن آن، در کنار تأثیرات مثبت فیزیکی موج عظیمی از انرژی به او منتقل می‌شود.
 
4. طراحی آرم‌هایی که خود معرف خود باشند
در این جا از سمبول‌هایی استفاده می‌شود که برای همه شناخته شده باشند. این روش انتخاب آرم، مصرف کننده را وا می‌دارد به شناخت جدیدی از خود برسد و در حقیقت به هنگام استفاده از این محصولات مکالمه‌ای درونی با خود برقرار کند) برای این که عزمش را در انتخاب محصول جذم کند). در عین حال اینگونه آرم‌ها عاملی براي ايجاد ارتباط بين افراد مختلف نيز هستند(به هنگام مجاب کردن افراد برای استفاده از این محصول).
 
5. ایجاد وسیله ای برای انتقال پیام
نقش آرم در این رویکرد، ایجاد سمبولی متفاوت ودر عین حال شناخته شده است. چنین آرمی مصرف‌کننده را قادر می‌سازد نظرات جالب توجه و احساسات خاص در مورد آن بیان کند. شرکت بزرگ تجارت الماس De Beers با معرفی الماس به عنوان عامل ایجاد ارتباط بین افراد از الماس به عنوان عامل تحریک‌کننده‌ احساسات و همین‌طور وسیله‌ی ابراز احساسات مشتری استفاده کرد. در سپتامبر2003 این شرکت از ابزار جدیدی برای انتقال پیام‌ها استفاده‌ کرد، زنی با حلقه ی ازدواج در دست راست و به معنی استقلال و عدم نیاز به جنس مخالف. (برخلاف حلقه در دست چپ که اغلب سمبول نیاز و وابستگی است).
 
6. ایجاد یک جایگاه اجتماعی/ فرهنگی
در این جا هدف، ایجاد یک جایگاه اجتماعی و فرهنگی به عنوان راهنمای مشتریان است. این راهنما مشتری را از آن‌چه که در اطرافش می گذرد، هنجارهای اجتماعی و هر چیز خوشحال‌کننده، آگاه می‌سازد. شرکت Apple با تولید کامپیوترهای شخصی (نه تنها به عنوان ابزار کار بلکه به عنوان وسیله‌ای برای خود‌شنا‌سي وشکوفایی خلاقیت) گام بزرگی در این امر برداشته است. در واقع این آرم، با ایجاد انقلابی فرهنگی امكان شكوفایی خلاقیت را برای عامه‌ی مردم ایجاد کرد.
 
7. در نظر داشتن اهداف متعالی
شما با فعالیت خود‌ ، زمینه را برای دست‌یابی افراد به اهداف بزرگ، فراهم می کنید؛ اهدافی که چه بسا افراد نمی توانند به تنهایی به آنها دست پیدا کنند. فروشگاه Body "فروش" را وسیله‌ای برای کمک به حفاظت از محیط زیست و یاری کردن افراد مشتاق به این کار، قرار داد.
 
8. زندگی در دنیای خیال
دل بستن به یک آرم و انتخاب آن از جانب مشتری شاید به این دلیل باشد که فرد از این طریق می‌تواند، مانند دنیای خیال رفتار کند، یا جوری عمل کند که در واقعیت، جرأت انجام آن را ندارد یا نمی خواهد هزینه‌ انجام آن را بپردازد. 
ایجاد یک ژیمناستیک عاطفی
اغلب به جای عمل به برخی خواسته‌های درونی، به دلیل احترام به قوانین زندگی از آنها چشم‌پوشی می‌کنیم. برای جلوگیری از فرسودگی، ورزش می‌کنیم. همین‌طور به عنوان يك ورزش حسی، به تماشای فیلم می‌پردازیم که شاید چندان قانونی یا پذیرفته در قوانین زندگی ما نباشند. آرم هایی مانند Sicily از شرکت Dolce & Gabbana اجازه‌ی کسب چنین تجربه‌هایی را به ما می‌دهند.
 
9. امکان خیال پردازی
درست مانند مورد آخر، این رویکرد به طراحی آرم به مشتری کمک می‌کند تا واقعیات بیرون را به موضوعات تخیلی تبدیل کند.مشتریان، اغلب درباره ی قدرت‌طلبی، تسلط، بزرگی، موفقیت، عشق، قتل و مانند این ها خیال پردازی می‌کنند.آرم Timberland جوری طراحی شده بود تا مشتریان درباره ماجراجویی های شجاعانه در مقابل نیروی طبیعت به خیال پردازی بپردازند.
 
موارد ذکر شده در بالا، انواع مختلف"ارزش" افزوده به کالا هستند.در حقیقت، به کمک این روش ها می‌توان به ایجاد ارزش‌های مؤثر فکر کرد وآرم ها ابزارهایی برای دست‌یابی به این هدف هستند.
این 10 رویکرد،به اعتقاد نویسنده، تفاوت‌های بین آرم های" مبتدی" و "حرفه‌ای" را آشکار می‌کنند.
 
 
  منبع 
eMarketingway.ir

برچسب‌ها: خرید و فروش علامت و نام تجاری, ثبت علائم تجاری, کسب و کار, بازاریابی, روانشناسی فروش

ارسال توسط شکوهی
 
زمانی در ایالات متحده ، برندهائی نظیر Campbell’s ، Kodak، K-Mart ، Polaroid، Oldsmobile و Levi’s به عنوان شاخص های قدرت برند شناخته می شدند. اکنون همگی یا خیلی بیمار هستند و یا مانند Oldsmobile مرده اند؛ Levi’s طی هفت سال گذشته افولی نفس گیرو بی مهابا را تجربه کرده است. واقعاً وقتی برندهائی با چنین جایگاه قدرتمند، اینگونه و با این سرعت به چنین وضعی دچار می شوند، چه حرفی برای توان و قدرت مدیریت برند باقی می ماند. بحران تمایز در سال 2002، دو شرکت تحقیقاتی آمریکائی برای تحقیق در مورد اینکه "برندها در طبقه های گوناگون تا چه اندازه متمایز هستند؟"، خود را تجهیز کردند[1]. آنها 46 طبقه محصول/ خدمت را در اذهان مشتریان مورد بررسی قرار دادند و دریافتند که 40 مورد از برندهای پیشرو در حال از دست دادن تمایز خود در اذهان مشتریان می باشند. چنین استنباط می شد که برندهای پیشرو در چهار طبقه به حفظ تمایز خود پرداخته و تنها در دو طبقه تمایز خود را بیشتر می کردند. در حمایت این مطلب،تحقیق Ernest & Young راجع به برندهای جدید نشانگر افزایش 80% ناتوانی بود. اولین دلیلی که برای ناتوانی مورد توجه قرار می گرفت کمبود تمایز بود. اکنون هر دانشجوی بازاریابی می تواند به شما بگوید که برندها بایستی با اهدافشان یکپارچه باشند و برای توفیق در بازار، از رقبایشان متمایز باشند، اما نشانه و شواهدی وجود دارد مبنی بر اینکه بازاریابی به نحوی ظرفیت ایجاد و مدیریت برندهای متمایز را از دست داده است. این فقدان تمایز موجب گردیده است تا برندها به سمت رقابت در حوزه های قیمت سوق داده شوند و چرائی اولویت برندها ، مورد خدشه قرار گیرد. ناتوانی در ایجاد تمایز، به این نکته اشاره دارد که افول ما در حوزه بازاریابی ناشی از فقدان یک تفکر اصیل در مورد آن است یعنی فقدان خلاقیت در موضوعات استراتژیک. یک استراتژی ناب برای برند، از الزامات ایجاد تمایز است. بنابراین خلاقیت برای توفیق در استراتژی برند( جایگاه سازی یا برند سازی آنطور که ما آن را می نامیم) امری حیاتی است. بیشتر مواقع بازاریابها تلاش می نمایند تا با درخواست ساخت تبلیغات منحصر به فرد از شرکتهای تبلیغاتی خود، یک استراتژی "من هم همینطور" مبتنی بر منافع حاصل از طبقه محصول / خدمت برای مشتری را، اتخاذ نمایند. مسئله اینجاست که یک استراتژی از کارافتاده موجب می گردد تا کلیه افراد دست اندرکار اجرای آن نیز از حرکت باز بایستند. بحران تمایز مسئله اجرائی نیست. با تمام اینها به نظر می رسد که بازاریابها به هنگام فرموله کردن استراتژی برند، توان تفکر خلاقانه خود را از دست داده اند یا شاید ما محدود به نوعی سیستم اعتقادی (پارادایم[2]) هستیم که با تفکر غائی آن در تقابل است. چهار انگاره اصلی علم بازاریابی علم بازاریابی مشتمل بر خوشه ای از فرآیندها و اعتقادات است که برخاسته از نیاز مکاتب تجاری و کسب و کارهای بزرگ برای نظام مند کردن فعالیتهای بازاریابی، می باشد. این علم در ارتباط با بودجه بندی، مدیریت ترویج، قیمت گذاری و بسیاری ابعاد عملیاتی بازاریابی، از عملکردی عالی برخوردار بوده است اما وقتی موضوع ایجاد و مدیریت برند به میان می آید می بینیم که انگاره های اصلی علم بازاریابی بشدت با نیاز اصلی برندها یعنی تمایز، بیگانه بوده است. انگاره های ناگفته تضعیف کننده علم بازاریابی به شرح زیر می باشد: 1. به فرآیندها بیش از ایده ها اهمیت دادن اعتقادی وجود دارد مبنی بر اینکه یک فرآیند خوب سازمان داده شده می تواند عملاً تمامی مسائل پیچیده کسب و کار را حل کند. مکاتب تجاری به مدیران می آموزند که چگونه از یک روند کلی برای حل مسائل و از روندهای تخصصی در زمینه های خاص نظیر عملیات، مالی و بازاریابی استفاده کنند. این فرآیندها به همراه برخی اصول بنیادین را مدیریت می نامند. مدیران فرآیندها، می آموزند که به ایجاد شفافیت کمک کنند و تصمیم گیری را روان و منطقی نمایند. ما همگی عاشق تحلیل منطقی و سیستماتیک مبتنی بر اعداد و ارقام هستیم و بدینترتیب نهایتاً بالا پائین کردن و آزمودن اولویتها و راه حلها، از ایجاد راه حلهای خوب مهمتر شده اند. بناچار فرآیند از پردازش ایده ها اهمیت بیشتری پیدا کرده است، زیرا سیستماتیک کردن ایده ها سخت است و سیاه و سفید کردن ایده ها کار آسانی نیست. البته صادقانه بایستی اذعان کرد که قضاوت کردن راحت تر از مورد قضاوت قرار گرفتن است. 2. اگر پای تحقیقات کمّی در میان باشد، حقیقت دارد واگرنه ..... در علم بازاریابی مثل روز روشن است که "حقیقت در اعداد نهفته است". در نتیجه تحقیقات بازار کمّی تنها تحقیقی است که در فرهنگ امروزی کسب و کار قابل دفاع می باشد و مدیریت ارشد به آن نیازمند است زیرا نزدیک ترین چیز به واقعیت است. 3. بهترین امتیاز یعنی بهترین ایده امتیازهای آزمونهای کمّی در علم بازاریابی بیانگر واقعیتهای مربوط به خود می باشند. طرح یک ایده به همین راحتی،کاری غیر مسئولانه است. هر چیزی بایستی با محک کمّیت سنجیده شود و دارای نمونه های قابل اطمینان آماری باشد. اما نتیجه؟ وقتی که در اندازه گیری یک ایده جایگاه یابی یا ابتکار بازاریابی برای برخی شرکتهای بسته بندی کالا به امتیازات خوبی می رسید، همینطوری هم ارزیابی می شوید اما نتایج واقعی بازار در برابر این امتیازات در درجه دوم قرار می گیرند. این موضوع اغلب به طرفهائی ختم می شود که دارای ارتباط قوی تری با "طرفهای آزمون گیرنده" هستند تا ایده پردازها ( شرکتهای تبلیغاتی و نظیر آن). به فرض دو انگاره اول، جای تعجب ندارد که ارزیابی ها بیشتر از ایده پردازی ها با ارزش تلقی گردند. 4. اگر از پشتیبانی تحقیقات بازار استفاده نکنید، برند سازی می تواند برای کسب و کارتان خطرناک باشد بازار مکانی پیچیده و در حال تغییر است. کارها ممکن است اشتباه از آب در آید اما اگر تمامی کارهای لازم برای آزمون را به اجراء در آوردید و اگر امتیاز خوبی گرفتید، واقعاً چه کسی می تواند شما را سرزنش نماید؟ هرکس که در یک شکست درگیر باشد می تواند به امتیازها اشاره کند و بپرسد "کی میدانست که ...؟" زمان عقب نشینی است به نظر ما با مشاهده تحقیقات و نتایج دست اول بدست آمده از علم بازاریابی، عاقلانه است که یافته های اخیر روانشناسی، عصب شناسی و تحقیقات بازار را برای درک اینکه کجا ممکن است با چنین چارچوبه فکری از قافله عقب بیفتیم، مورد رسیدگی و ممیزی قرار دهیم. آموخته های ما از این اقدام فوق، انگشت اشاره به سمت اوضاع کمّی و فرآیند محور علم بازاریابی دارد. درحالیکه ناتوانی های علم بازاریابی دارای مدارک و شواهد مستندی است، به نظر می رسد فرآیندها و نظام ارزشی هدایت کننده این نتایج در حال شکوفائی باشد. در واقع سیستم ارزشی موجود در قلب علم بازاریابی روز، به الگوی رفتاری خاصی منجر گردیده است که عملاً غیر عاقلانه است یعنی انجام مکرر یک کار و انتظار نتایج مختلف. ما در این مقاله می توانیم به تعداد محدودی از یافته های حاصل از ممیزی خود که اعتبار علم بازاریابی تا آنجا که به برند مربوط می شود را مورد تردید قرار داده است، اشاره نمائیم. اثر زایونس[3] رابرت زایونس دانشمند روانشناس از دانشگاه استانفورد دریافته است که انسانها مقدمتاً پدیده های نادر و ناآشنا را دوست ندارند. علاوه بر این، ما هر چه بیشتر یک چیز را ببینیم، بیشتر از آن خوشمان می آید. راز بقای انسان نیز با پرهیز وی از موارد آزمون نشده و ناآشنا بی ارتباط نیست. اگر برندها موفق شوند بایستی متمایز و مبتنی بر استراتژیهای ناآشنا باشند. بدبختانه اینها همان ایده هائی هستند که مردم مقدمتاً از آنها خوششان نمی آید. به همین علت است که آزمون کمّی ایده های جایگاه یابی به احتمال قوی به طور نظام مند ایده های اصیل را می کشد، و مردم ایده هائی را ترجیح می دهند که به آنچه می دانند نزدیک باشد. بازاریابی که از این نوع آزمون استفاده می نماید، ناخواسته راهبردی را برمی گزیند که تفاوت زیادی نداشته و نهایتاً در بازار با شکست مواجه می گردد. شاید به همین علت باشد که برندهای بسیار متمایز و موفقی نظیرWalkman،Absolut Vodka، نمایش تلویزیونی Seifeld و Baileys همگی در آزمون "شکست" خوردند. مدتها طول کشید تا Seinfeld شروع به پرواز کند، اما اکنون خیلی ها آن را به عنوان بهترین و موفق ترین برنامه تلویزیونی آمریکا مورد تمجید قرار می دهند. هر تحقیق کمّی واقعاً کیفی و ذهنی است هر محقق بازار، بخوبی می داند که تصمیمات ذهنی زیادی در روند تصمیم گیریها و تفسیر یک تحقیق کمّی دخالت دارند: در طراحی خود تحقیق، در جمله بندی پرسشنامه، و در ارائه نتایج. این کار مانند نوعی هنرمندی و هنرنمائی و به راحتی فعالیتهای ذهنی درگروه کانون است. به عنوان مثال نامگذازی بخش های بازار پس از تکمیل مطالعه بخش بندی کمّی. به بخشهائی که بایستی هدف گذاری شوند هرگز نامهائی نظیر "طرفداران استیک های خطرناک" یا "بی سوادهای تنها" داده نمی شود. به آنها "نخبگان درحال ظهور" یا دیگر اسامی مثبت که مبین آن بخش باشد، اعطاء می گردد. پایائی آماری پایائی آماری همانند حقیقت نیست. با اینحال غالباً اینگونه نشان داده می شود. اگر یک سئوال را از افراد زیادی بپرسیم، بدانمعنی نخواهد بود که به احتمال قوی می تواند حقیقت را به ما بگوید. در واقع ما به طور ریشه ای از مردم می خواهیم در مورد رفتارهائی پیش بینی و اظهار نظرکنند که آنان قادر به پیش گوئی در مورد آن به طور دقیق نمی باشند. مردم نمی توانند دقیقاً به ما بگویند که چه چیزی را در مورد خودشان نمی دانند. آقای Paul Leinberger از NOP World به ما گفت: در بیشتر تحقیقات نگرش مصرف کننده ای که طی بیش از 50 سالها به اجراء در آورده ام، موارد بسیار زیادی است که بین آنچه مردم می گویند می خواهند انجام دهند با آنچه که واقعاً انچام می دهند، همبستگی ناچیزی وجود دارد. جای تعجب نیست زیرا دکتر عصب شناس Richard Restak می گوید: "دلایلی در دست است که آگاهی کامل از انگیزه ها، هیجانات، و دیگر فعالیتهای ذهنی توسط افراد را مورد تردید قرار می دهد". اقتصاددان Robert Chambers گفته است: کمّی کردن اعتبار می آورد اما ارقام و جداول ممکن است اغواء کننده باشند. ارقام واقعیت مربوط به خودشان را بیان می کنند. بنابراین آنچه که می تواند اندازه گیری شود و ازکار بیرون آید نه تنها به عنوان واقعیت دیده می شود، بلکه به عنوان تنها و یا تمام واقعیت دیده می شود. آنچه به حساب آمده به رقم تبدیل شده و فقط ارقام به حساب آمده اند. علم، دیگر علم بازاریابی را حمایت نمی کند اگر چنین منابع معتبری رفتار جاری ما را به چالش بکشانند، چرا باید گوشمان را برای شنیدن مطالب بیشتر در مورد آن ببندیم؟ اولاً همانطور که استدلال شد، فرهنگ تجاری بشدت بر ارقام تکیه دارد. ارقام به عنوان حقیقت انگاشته می شوند و بیشتر مدیران ارشد هرگز در تمام زندگی خود یک دوره تحقیقات بازار را نگذرانده اند. مدیران میانی که سعی می کنند ایده های خود را بفروشند نیز مجبور به استفاده از نوعی آزمون کمّی برای اثبات مشروعیت طرز فکر خود می شوند. ثانیاً به نظر می رسد جامعه تحقیقات بازار انگیزه ناچیزی در طرح این مطالب داشته باشد. این بدانمعنی نیست که محققین بازار کمّی فاقد انگیزه و اعتقاد به مطرح نمودن این مباحث هستند بلکه درست بعکس ما در ممیزی خود دریافتیم عده بسیاری دارای انگیزه بالا برای پیش کشیدن این مطالب هستند. مسئله بجای مانده در ذهن جامعه تحقیقات این است که مشتریان،آماده خرید متدولوژیها ی منحصر به فرد یا گوناگون نیستند. ما به دور و تسلسل خود ادامه می دهیم. به نظر می رسد که تنها راه شکستن این دور باطل آن است که سراغ مدیران ارشد اجرائی برویم. آنها تقاضای ارقامی را می نمایند که غالباً شبهه انگیز است. آنان بر روی صندلی داغ برندهای شکست خورده و رشد محدود درآمد سازمانی نشسته اند. شاید آنها نیز تقاضای رویکردهای مختلفی را برای استفاده در ایجاد برند و ابتکارات جدید جایگاه یابی داشته باشند. با رشد مشاوره برند، دریافتیم که مدیران ارشد اجرائی مقتدرترین حامیان ما هستند.وقتی واقعیتهائی در مورد چالش علم بازاریابی را با آنها در میان بگذاریم آنها بیشتر از هر کس دیگر آماده دریافت ایده ها و رویکردهای جدید هستند. مدیران ارشد اجرائی بیش از هر کس دیگر آماده شنیدن مسائل برند و بازاریابی هستند اگر بازاریابی بخواهد دوباره به موتور خلاق رشد در آمد سازمانها تبدیل گردد، بایستی به فراتر از فرآیند مدیریتی بیندیشد. افرادی که در دپارتمانهای بازاریابی اشتغال دارند می باید ایده پرداز باشند نه متخصص آزمون فرآیندهای مدیریتی. مدیران بازاریابی و مدیران ارشد اجرائی باید راجع به تجدید جایگاه ذهنی دپارتمان بازاریابی، چاره ای بیندیشند زیرا بنظر می رسد اهمیت موضوع در بسیاری از شرکتها جدی گرفته نمی شود. دیدگاه مدیران ارشد اجرائی در خصوص این دپارتمان بایستی به عنوان منبع ایده سازی کسب و کار تغییر پیدا کند، تمایزی که به نظر می رسد در بیشتر موارد نادیده گرفته می شود. یک برند همان حکم آبرو و حیثیت یک محصول، خدمت و یا شرکتی را دارد که به نحوی مربوط به آن است. بطور مثال زمانی که Nike (درست یا غلط) متهم به استفاده از نیروی کار در شرایط نا مناسب برای تولید محصولاتش شد، برند آن به علت یک تصمیم گیری که مربوط به تولید بود، تحت تأثیر قرار گرفت. این مثال نشانگر ضرورت همگامی نزدیک مأموریت یک شرکت با جایگاه ذهنی مورد علاقه اش در بازار است. این برند بایستی به یک اصل فراگیر سازمانی و فیلتر استراتژیک برای تصمیم گیری در تمامی ابعاد کسب و کار تبدیل گردد. ما از واژه "تم برند" به منظور توضیح مفهومی استفاده می کنیم که حیثیت مورد نظر در اذهان مشتریان و همچنین مأموریت شرکت در اذهان کارکنان را توضیح می دهد. بدینترتیب با بردن مفهوم "برند" به فراتر از دپارتمان بازاریابی، اهمیت تصمیم گیری در مورد برند را برای مدیران ارشد اجرائی به تصویر می کشیم. تم برند به مدیران ارشد اجرائی اجازه می دهد تا هدف اصلی کسب و کار خود را تعریف نمایند و باعث می شود تا واحد بازاریابی دوباره به مرکز ثقل کسب وکار تبدیل گردد. عصر یکه تازی علم بازاریابی بایستی به پایان برسد وقتی برندها به مدیران ارشد کسب و کارها محول گردید، آنها علم بازاریابی را به چالش می کشانند. وقتی مدیر ارشد اجرائی تغییر را بخواهد، انرژی و خلاقیت همه افراد درگیر به نظر می رسد که آزاد شود. ما در اعلام ضرورت یک عصر جدید برای برند سازی و مدیریت، تنها نیستیم.Mark Earls کتابی را در مورد آنچه که وی "عصر خلاقیت می نامد[4]" به رشته تحریر در آورده است. وی در این کتاب از برندها به عنوان "جنبش یا انقلاب" سخن به میان می آورد.
  

برچسب‌ها: خرید و فروش علامت و نام تجاری, ثبت علائم تجاری, کسب و کار, بازاریابی, روانشناسی فروش

ارسال توسط شکوهی
مقدمه
 
بر اساس تعریف کاتلر (۲۰۰۰) برندها اساساً تعهد فروشنده در به انجام رساندن مجموعه خاصی از مزایا، ویژگی‌ها و خدمات به خریداران است که سمبل پیچیده‌ای است و معانی مختلفی را در برمی‌‌گیرد. به طور خلاصه، معانی خاصی که برند به مصرف کننده می‌دهد، باعث می‌گردد ادراکات و تجارب او از محصول تغییر کند. به این سبب است که بسته به هویت یا ویژگی‌هایی که به برند منتسب می‌شود، به صورت‌هایی مختلف از سوی افراد یا سازمان‌‌ها ارزیابی می‌شود. فایده کلی که مصرف کننده با استفاده و مصرف برندی خاص دریافت می‌کند، مزیت‌های کارکردی و نمادین است که در ادبیات تجربی و تئوریکی بر این دو نوع مطلوبیت، تاکید شده است.
 
فورنیر (۱۹۹۸)،یک چارچوب ادراکی در حیطه روابط مصرف کننده و برند پیشنهاد کرده و بیان می کند که مصرف کنندگان، انواع مختلفی از روابط با برندها را بر طبق علایق و شرایط زندگی خود ایجاد می کنند. او با اقتباص از ادبیات روانشناسی و بازاریابی، نشان می دهد که نظریه ارتباط را می توان در زمینه رفتار مصرف کننده نیز بکار برد. او معتقد است که برندها می توانند شرکای فعالی برای رابطه باشند، زیرا آنها معمولاً توسط تبلیغ کنندگان و مصرف کنندگان انسان نمایی و جاندار پنداری شده اند. فورنیر همچنین توضیح می دهد که همچون روابط بین افراد، روابط میان مصرف کننده و برند نیز می توانند مفاهیمی برای مصرف کنندگان ایجاد کنند، زیرا این روابط  در درون سطح تجربیات عادی ای قرار دارد که در برگیرنده اصلی ترین مفاهیم برای زندگی می باشند. به طور مثال، او پیشنهاد می کند که مصرف کنندگان می توانند از برندها برای بیان استقلال خود، ایجاد هویت شان و یا داشتن احساس خوب نسبت به خودشان استفاده کنند. فورنیر (۱۹۹۸) با استفاده از شباهت های رابطه میان اشخاص، پانزده شکل رابطه میان مصرف کننده و برند را تعریف می کند:
 
ازدواجهایی که با خواستگاری انجام میشود، دوستی های تصادفی، ازدواجهای سهل، شراکت های متعهدانه، بهترین دوستی ها، دوستی های تقسیم شده، خویشاوندی ها، روابط مبتنی بر اجتناب، روابط کودکی، معاشقه ها، وابستگی ها، چالش ها ، خصومت ها، امور محرمانه و بردگی ها. او همچنین یک سازه کیفی شش وجهی برای رابطه برند پیشنهاد می کند که شامل عشق/ اشتیاق، ارتباط با خود، وابستگی متقابل، تعهد، صمیمیت و کیفیت شریک برند می باشد (Fournier, 1998, 366). نظریه رابطه مصرف کننده با برند به مفهوم اصلاح شده تری از شخصیت برند اشاره دارد، زیرا حاوی این مطلب است که شخصیت برند در طول زمان، بر طبق تغییرات دوجانبه ای که میان برند (از طریق اقدامات فروشندگان) و مصرف کننده روی می دهد، متحول می شود. همچنین فورنیر (۱۹۹۸)، پژوهشگران را ترغیب می کند تا این پدیده را بیشتر بررسی نمایند و همچنین پیشنهاد می کند که پذیرش یک دیدگاه رابطه مدار از رفتارهای مصرف کننده می تواند بینش های جدیدی را در چندین قلمرو بازاریابی شامل وفاداری به برند، دلبستگی مصرف کننده، اعتماد مصرف کننده و مدیریت برند عرضه کند.
 
شخصیت برند و روابط میان مصرف کننده و برند
 
بر اساس چارچوب های نظری در باب شخصیت برند که توسط آکر (۱۹۹۷) و روابط مصرف کننده و برند که توسط فورنیر (۱۹۹۸) ارائه شدند و نیز بر اساس این فرضیه ی رابینز(۲۰۰۰) که روابط تحت تأثیر شخصیت های شرکای درگیر قرار دارند؛ آکر، فورنیر و براسل، (۲۰۰۴) تأثیر دو بعد از شخصیت برند را بر تکامل تدریجی روابط مصرف کننده و برند مورد بررسی قرار می دهند. آنها نشان می دهند که روابط با برندهای صادق در خلال زمان تقویت می شود (مشابه دوستی های نزدیک)، زیرا ویژگیهای خانواده مداری، سلامت و رفاقت که مشخص کننده شخصیت های صادق و بی ریا می باشند، بطور مثبتی با استحکام و رشد رابطه در ارتباطند. برعکس، آنها نشان می دهند که روابط با برندهای محرک به طول نمی انجامد، زیرا ویژگیهای جوانی، شور و شوق و استقلال که مشخص کننده شخصیت های هیجان آور می باشند، از یک طرف جذاب و قابل توجه بوده، اما از طرف دیگر بطور منفی با استحکام رابطه در ارتباطند. نویسندگان همچنین اثبات می کنند که تخلف برای روابط با برندهای صادق زیان آور بوده، اما برای روابط با برندهای محرک، مثبت می باشد. یافته های آکر، فورنیر و براسل (۲۰۰۴) حاکی از آن است که ابعاد متمایز شخصیت برند، از آثار متفاوتی بر روابط مصرف کننده و برند برخوردارند. اثبات می شود که این آثار، هم مستقیم و هم غیر مستقیم اند: ابعاد شخصیتی (بطور مستقیم) رفتارهای به نمایش درآمده در روابط را، تحت تأثیر قرار داده و (بطور غیر مستقیم) منجر به استنباط خصوصیت شریک می شوند.
منبع:rassa.com (مولف زینب ضیائی، کارشناس ارشد مدیریت بازاریابی)

برچسب‌ها: خرید و فروش علامت و نام تجاری, ثبت علائم تجاری, کسب و کار, بازاریابی, روانشناسی فروش

ارسال توسط شکوهی

مقدمه:  مفاهیم وتئوری های بازاریابی ،قبل از جنگ جهانی دوم توسعه یافت ،ولی مفاهیم ایجاد شده در حوزه بازار یابی عمدتا برروی مصرف کننده نهایی متمرکز بوده اند وکمتر مفاهیم مربوط به بازارهای صنعتی (سازمانی )رامورد توجه قرار داده اند مطالعاتی که در دهه های 1950و1960بر روی رفتار خریداران سازمانی انجام شده نشان داد که رفتار خریداران در بازار های صنعتی سازمانی کاملا متفاوت از رفتار خریداران و مصرف کنندگان نهایی می باشد ،از این رو ،هر یک از بازارهای فوق نیازمند استراتژیهای بازار یابی متفاوتی هستند به همین جهت این مفهوم در طی دهه های گذشته به صورتی خاص مورد توجه محققین قرار گر فته است تا با تو جه به شرایط خاص بازارهای صنعتی ،این مقوله را مورد تجزیه وتحلیل قرار دهند 

در واقع می توان گفت که تئوریهای مطرح شده در حوزه بازیابی صنعتی محصول و توسعه این مفاهیم در طی سه دهه گذشته بوده است .بازاریابی صنعتی (به عنوان یک رشته علمی )مفاهیم بسیار زیادی را از سایر علوم همچون علوم رفتاری ،علوم کمی ،جامعه شناسی واقتصاد به عاریت گرفته است 

تقاضاهای مشتق شده به این مفهوم است که بین تقاضای محصولات صنعتی وتقاضای محصولات مصرفی رابطه مستقیمی وجود دارد .در واقع تقاضای محصولات صنعتی از تقاضای محصولات مصرفی مصرفی (مصرف کننده نهایی)مشتق شده است .به طور مثال ،محصولاتی که توسط قطعه سازان خودرو به شرکت های خودرو سازی عرضه می گردد ،در نهایت این محصولات در مونتاژخودرو مورد استفاده قرار می گیرد به دست مصرف کننده نهایی می رسد . 

 

تقاضای نوسانی :

باتوجه به اینکه تقاضای محصولات صنعتی مشتق شده می باشد ،از اینرو باید بازاریان بازار های صنعتی ،بازار های مصرف کننده نهایی را مورد توجه قرار می دهند .چرا که تغییر در الگوی مصرف بازار های مصرفی ،در نهایت باعث تغییر در بازار های صنعتی خواهد شد .حتی تغییرات بسیار کوچک و جزئی در بازار های مصرفی ،باعث ایجاد نوسانات شدیدی در بازار های صنعتی میشود .

 

تقاضای برانگیزاننده :

بازاریابان در بازار های صنعتی نه تنها باید شرایط بازار های مصرفی را مورد توجه قرار دهد ،بلکه برنامه های بازاریابی خودرا باید به گونه ای مدیریت کنند که بتوانند مصرف کننده نهایی را مورد هدف قرار دهد .به طور مثال ،تولید کنندگان تولید کنندگان آلومنیم جهت جهت تبلیغات خود از تلوزیون ومجلات استفاده می کنند ودر این تبلی غات دنبال ای هستند که مصرف کنند نهایی نوشیدنیها را تحت تاثیر خود قرار دهند تا از این طریق مصرف کنندگان نهایی ،نوشیدنیهایی را که با آلومنیم بسته بندی شده است را نسبت به بسته بندی پلاستیکی تر جیح دهند .آنه در تبلیغات خود بیشتر به ابعاد قابل بازیافت بودن محصولات خود تکیه می کنند تقاضاهای مشتق شده : 

حساسیت قیمت :

حساسیت  قیمت عبارت است از پاسخ تقاضا در قبال تغییرات قیمتی زمانی که میزان تغییرات در تقاضا بیشتر از مقدار تغییر در قیمت است ،تقاضا دارای کشش قیمتی بالایی است . کشش قیمت زمانی بروز می کند که حساسیت تقاضا نسبت به قیمت محصولات بالا باشد . حساسیت قیمت در بازارهای صنعتی نیز به شدت متاثر از حساسیت قیمت در بازارهای مصرفی است . مثال ،اگر مصرف کنندگان موادغذایی بسته بندی شده حساسیت بالایی نسبت به قیمتداشته باشند ،تولید کنندگان این محصولات نیز حساسیت قیمتی نسبت به نهاده های تولیدی خود خواهند داشت .مثلا ممکن است باافزایش قیمت قوطی های آلومنیومی کنسرو موادغذایی ،تصمیم بگیرند تا از سایر روش های بسته بندی برای محصولات خود استفاده نمایند .

زنجیره تامین وبازار یابی صنعتی : 

بین مفهوم زنجیره تامین وبازاریابی صنعتی ارتباط تنگاتنگی وجود دارد وباید در تحلیل بازارهای صنعتی مفهوم وجایگاه بازاریابی صنعتی در زنجیره تامین رانشان می دهد :

عرضه کنندگان بالادستی :

-عرضه کنندگان مواد اولیه وقطعات 

مثال :فولاد ،لوازم مورد نیاز جهت مونتاژ خودرو 

عرضه کنندگان مستقیم :

بنگاه هایی که مواد فوق را جهت تامین دروندادهای مورد نیاز بنگاه دیگر خریداری می کند 

مثال شرکت ساپکو 

تولید کنندگان :شرکت هایی که محصولات خود را خریداری می کنند تا محصول نهایی تولید کنند 

مثال ایران خودرو ،سایپا 

مصرف کنندگان :افراد یا سازمان هایی که محصولات نهایی تولید شده را جهت مصرف خریداری می کنند 

مثال :خریداران نهایی و سازمان ها 

جایگاه بازیابی صنعتی ومصرفی در زنجیره تامین 

فروشدگان چقدر مهم هستند ؟

تحقیقات نشان داده است که مدیران بنگاه های صنعتی نقش فروشندگان را 5برابر مهم تراز تبلیغات می دانندودر بنگاه هایمربوط به کالاهای مصرفی با دوام 1/8برابر مهم تر هستند .ولی در کالاهای مصرفی کم دوام  تبلیغات وفروشندگان به یک اندازه اهمیت دارد . 

درتاملات فروش چه اتفاقی می افتد 

در تعامل  بین فروشندگان ابعاد متعددی مطرح می گردد که توجه آن ها ضروری است این ابعاد عبارتند از :

1-برخی به نفوذ فروشنده توجه دارند

فروشنده نزدیکترین نماینده بازار یاب به مصرف کننده است  اغلب فروشندگان کار ی فراتر از تعامل انجام می دهند آن ها در خریدهای مصرفی مهم به مصرف کنندگان در مورد گزینه های دردسترس اطلاعات می دهند وبه آن ها کمک می کنند تا بهترین گزینه را براساس نیاز ،خواسته ها وتوان پرداخت خود انتخاب نمایند آن ها در ای فرایند می توانند از نفوذ وتقریب استفاده نمایند 

2-تجزیه وتحلیل تعامل 

مشارکت دوطرفه دریک فعالیت راتعامل می گویند. این رویکرددرفروش به  ماکمک می کند تا به این نکته توجه نماییم که در فرایند هم فروشنده و هم مصرف کنننده در تعامل هستند و نتیجه فرآیند تحت تاثیر کنش ها و واکنش های دو طرفه است نه صرفا فروشنده . تحقیقات ویلت وپینینگتون که با ضبط صدای فروشنده ومصرف کننده وبا تحلیل فرایند تعامل انجام شد نشان داد که این تعامل 23دقیقه  طول می کشد ودر مجموع 200تعامل وبه طور متوسط 10تعامل در هر دقیقه صورت گرفت .به طور کلی این محققین به این نتیجه رسیدند که فروشنده نقش مهمی در هدایت فرایند تعامل دارد .

3-قدرت فروشنده در تعامل 

ریچارد اولستاوسکی فرایند فروش را به 3مرحله تقسیم نموده است 

 

مرحله گرایش :

در این مرحله فروشنده در مورد علایق مصرف کننده ومصرف کننده در مورد پیشنهادات  فروشگاه یاد می گیرد .

مرحله ارزیابی :در این مرحله محصولات بدیل ارزیابی میشود 

مرحله  مصرف :دراین مرحله مصرف کننده تصمیم می گیرد که بخرد یا نخرد .اگر تصمیم مثبت باشد ،عرضه کالا واعتبار مورد بحث قرار می گیرد .

نتایج تجزیه وتحلیل آن ها نشان داد که :

مرحله گرایش بسیار خلاصه است بیش از نیمی از فروشندگان از مصرف کننندگان اصلا سوالی نپرسیدند .

فروشنده در فرایند ارزیابی نقش عمده ای دارد . 

فروشنده نقش بسیار قوی بر انتخاب واقعی وخرید مصرف کننده دارد . 

مطا لعات تیلور و ودساید نشان می دهد که فرایند فروش دارای 6مرحله است:  

1-ایجاد ارتباط                                                                       5درصد کل اقدامات 

2-ایجاد تفاهم                                                                         5درصد 

3- مشخص کردن نیازها                                                        40درصد 

4-فروش (تلاش های متقاعد کننده )                                  30درصد 

5- تلاش برای اتمام فروش                                                   15درصد 

6-پایان بحث                                                                           5درصد 

 

فرایندهای نفوذ 

بازار یاب صنعتی باید از تاکتیک ها و استراتژی هایی استفاده کند تا بر مشتریان بالقوه تاثیر بگذارد و مشتریان فعلی را متقاعد کند تا کماکان به این فروشنده وفادار بماند یا حجم خرید خود را افزایش دهند . این فرایندها و تاکتیک های نفوذ عبارتند از :اغناع ،سازش ،چانه زنی ومذاکره . فروشنده صنعتی می تواند در یک موقعیت واقعی فروش از ترکیبی از این روش ها نیز استفاده نماید .

اقناع :

اقناع به عنوان یک فرایند نفوذ ،به عنوان فرایند متقاعد کردن مشتریان جهت  خرید تعریف می شود .در این رویکرد قدیمی ،نماینده فروش مشتری خود ونیازهایش را به خوبی می شناسد و می داند چگونه محصول خود را بفروشد .تعامل فروش مجموعه ای از مراحل ذهنی خرید ،از جمله آگاهی ،علاقه ، تمایل واقدام می باشد که فروشنده صنعتی با شناخت این فرایند تلاش می کند بر تصمیم خریدار تاثیر بگذارد . در تجزیه وتحلیل های نهایی ، هدف از اقناع ، فروش به خریدار است تا به او نشان دهد که چگونه کالای مورد نظر فروشنده می تواند نیاز های خریدار را برآورده کند 

به عنوان یک فرایند ، اقناع در کوتاه مدت می تواند موثر باشد ،اما ضعف عمده آن این است که دست خریدار را برای مباحثه با دیگر نمایندگان فروش فروش رغیب باز می گذارد .در این رویکرد ،نماینده فروش به عنوان کنترل کننده برخی از متغیر ها فروش تلقی می شود که کنترل درست این متغیرها می تواند منجربه رفتار خرید شود . 

در فرایند های نفوذ این فرض حاکم است که سفارش از طرف نماینده فروش صورت می گیرد و نتیجه تلاش او است و خریدار منفعل فرض میشود و رویکردی برنده –بازنده دارد 

 

سازش 

مفهوم سازش به خودی خود منفی است .اگر هدف از اقناع (من میبرم ،تو می بازی )باشد ، هدف از سازش (من چیزی را می بلازم ، تو چیزی را می بازی )است . نتیجه فرایند سازش ، راه حلی است که برای هر دو طرف قابل پذیرش است اما در واقع برای هیچ یک راضی کننده نیست .این فرایند مبتنی بر رویکرد منفی در روابط خریدار –فروشنده است در موقعیت های واقعی فروش صنعتی ، این رویکرد بسیار متداول است .

سازش به معنای این است که هر دوطرف احساس می کنند که در دام افتادن و مجبور هستند برای رسیدن به اهداف خود بهترین تصمیم را بگیرند . این احساس در بازارهایی به وجود می آید منابع جایگزین کم است،بین محصولات تفاوت چندانی وجود ندارد .سازش به عنوان شیوه ای از نفوذ ، بسیار زمان بر است .چرا که هر دو طرف باید به آنچه که طرف دیگر درخواست می کند ،تعامل کند . توافق ، دشوار است ، زیرا فرتایند مبتنی بربده – بستان ( نادیده گرفتن چیزی به جای کسب چیز دیگر ) می باشد . خروجی این فرایند  ، به قدرت طرفهای قرار داد بستگی دارد که قدرت هر یک نیز به در  دسترس بودن تامین کننده ها یا مشتریان جایگزین بستگی دارد سازش وتطییق ، همچون اقناع ، یک فرایند کوتاه مدت است وبه عنوان فرایندبه عنوان فرایند برای توسعه روابط موثر ورضایت بخش خریدار- فروشنده به کار نمی رود 

 

چانه زنی 

در فرایند چانه زنی دو طرف فرایند به هم وابسته اند و از طریق ارتباطات وهمکاری ، رقابت و از طریق رفتار های خود ، به ارزش نهایی محصول وشیوه ای که این ارزش بین آن ها تقسیم میشود ، تاثیر می گذارد . 

چانه زنی ، تعاملی استراتژیک ومبتنی بر هدف است . 

مدل های چانه زنی در بازار یابی صنعتی ، برایندی بسیار پر کاربرد است ، به خصوص زمانی که قیمت متغیر کلیدی و استراتژیک است . البته به جزقیمت ممکن است متغیرهای دیگری نیز برای خریدار مهم باشد .به طور مثال ، ممکن است قابل اعتماد بودن مهمتر از قیمت باشد .

فرض اساسی در مدل های چانه زنی این است که عاملین می توانند به دنبال منافع دو جانبه باشند ، در موقعیت های بازار یابی صنعتی ، این شرایط مصداق پیدا می کند 

معامله دو جانبه در بازاریابی صنعتی کاربرد گستردهای دارد .مخصوصا در صنایعی که محصولات  آن ها تفاوت های کمی با هم دارند ، وقتی که محصولات تا حدودی همگن باشند ، رقابت قیمتی وجود نداشته باشد ، معامله دو جانبه رخ می دهد . اگر یکی از شرکت ها  تامین کننده عمده ای باشد . اگر یکی از شرکتها ظرفیت بیشتر ونیاز قوی تری به ترفیع آ ن داشته باشد ، احتمال معامله دو جانبه زیاد خواهد شد.

ارتباطات در بازارهای صنعتی را می توان به سه دسته تقسیم نمود به شرح زیر : 

_رابطه مبتنی بر مبادله -----همکاری دوطرفه کم بوده و شرکت نقش مهمی در تامین ندارد 

_رابطه مبتنی بر ارزش افزوده 

_رابطه مبتنی بر همکاری ----همکاری دو طرفه بسیار بالا است و کانال های توزیع دو طرف به همدیگر          یکپارچه شده است .

مشتریان شرکت 

 

استراتژی    رقبا 

مراحل عمر محصول یا کالا را عموما در چهار مرحله خلاصه می کنند :

معرفی :دور های  که در آن کالا به بازار معرفی می شود و رشد فرو ش کند میشود 

رشد : د وره ای کالا به بازار مورد قبول واقع میشود و سود آوری به طور قابل ملاحضه ای افزایش می یابد .

بلوغ : در این دوره از رشد فروش کاهش می یابد چرا که کالا توسط اکثریت خریداران بالقوه پذیرفته میشود . سود آوری در این دوره تثبیت میشود یا کاهش می یابد چرا که برای دفاع از موقعیت کالا در مقابل رقبا هزینه های بازار یابی را افزایش می دهد .

زوال :در این دوره فروش تحت تاثیر عوامل مختلفی کاهش می یابد و سود آوری تحلیل میشود . 

 

شناسه کتاب : 

نام کتاب :بازاریابی صنعتی 

مولفین : دکتر سید رضا سید جوادین –محمد رحیم اسفیدانی 

ناشر : زمزمه نور 


برچسب‌ها: خرید و فروش علامت و نام تجاری, ثبت علائم تجاری, کسب و کار, بازاریابی, روانشناسی فروش

ارسال توسط شکوهی
موفقیت در توجیه مشتریان، موفقیت در تجارت است. 
اگر شما فروشنده ای هستید که با شرکت های مختلف در ارتباط باشد یا شرکتی هستید که به افراد خدمات ارائه می کنید، در هر صورت گاهی مجبور خواهید شد که ارزشهای خود را از طریق تبلیغات نوشتاری، تلویزیونی، تماس های تلفنی و یا حضور در جلسات به اطلاع مشتری برسانیدخبر خوش آنکه برای تهیه یک پیام تأثیرگذار احتیاجی نیست که شما یک نویسنده یا سخنران حرفه ای باشید. به آسانی می توانید با استفاده از ۳ راهکار زیر نتایج غیر قابل باوری را بدست آورید.
●راهکار شماره ۱: الگوهای ذهنی مخاطب را به هم بریزید
سوالات، بحث های متفرقه و واقعیت های اجتماعی را پیش بکشید. به این ترتیب ذهن مخاطب تحریک می شود و سلول های خاکستری مغز به فعالیت وادار می شوند. الگوهایی که در ذهن قرار دارد، از بین می رود و حواس مخاطب متمرکز می شود. پرسیدن سوال بسیار مفید است زیرا ذهن را در حالت پاسخگویی و آمادگی در می آورد.
تأثیر روانی راهکار شماره ۱ همین است که ذهن مخاطب را تحریک می کند تا برای شنیدن حرف های شما آماده شود.
●راهکار شماره ۲: روی مشکل مشتریان تمرکز کنید
آیا موضوع اصلی صحبت های شما "ارائه راه حل" است؟ به این ترتیب به فروش خود صدمه خواهید زد. به تبلیغات اطراف خود بنگرید. همه آنها به سهولت استفاده، فراگیری و برتری محصول خود اشاره می کنند. به این عبارات بسیار پرداخته شده است. در صورتیکه این مفاهیم باید در پس زمینه قرار بگیرند. در ملاقات ها و مکالمات حضوری نیز باید به این موضوع توجه شود. مردم تا زمانی که مشکل خود را درک نکنند اهمیتی به راه حل شما و ویژگی های آن نمی دهند. قبل از اینکه راه حل خود را مطرح و روی آن پافشاری کنید، مطمئن شوید که مخاطب شما مسئله و مشکل خود را کاملاً حس کرده و درگیر آن شده است. با دوباره طرح کردن مسئله، مشتری را متوجه اهمیت موضوع نمایید. هنگامی که شنونده با حرکات سر خود شروع به تأیید مسائل و مشکلات مطرح شده نمود، زمان ارائه و فروش راه حل فرا رسیده است.
●راهکار شماره ۳: یک تصویر ذهنی برای مشتری ایجاد کنید
فرض کنید که یک طراح کلاه می خواهد برای محصولات خود تبلیغ نماید. جملۀ "من یک طراح هستم و طرحهای من توسط تولیدکنندگان مختلف به بازار عرضه شده است" خیلی تکراری و بی تأثیر خواهد بود. بهترین راه ارائه تصویر ذهنی به مخاطب است. در این مثال او می تواند از کلاهی که هنرپیشه معروف سینما در یکی از فیلمها به سر گذاشته بود، آغاز کند و وقتی این تصویر در ذهن شنونده تشکیل شد، بگوید که طراحی آن کلاه توسط او انجام شده است. این روش را می توان در صحبت کردن با یک فرد یا یک گروه به کار گرفت. 
مردم افکار خود را با تصاویر به خاطر می سپارند. به همین علت امروزه آرم ها و تصاویر تبلیغاتی بسیار کارا شده اند. نفوذ به بخش تصویری مغز ،قوی ترین راه برای ایجاد ارتباط با افراد است.
راهکار شماره ۲ و ۳ را ادغام کنید تا مخاطب تصویر روشنی از مشکل خود را در ذهن داشته باشد. در این صورت نیازی به هیچ کار دیگری نیست. خو آنها به سراغ شما خواهند آمد.
●آیا استفاده از هر ۳ راهکار ضروری است؟
جواب این سوال منفی است. شما می توانید از یک یا دو راهکار در جهت هدف خود استفاده کنید. در واقع، ممکن است یکی از این روشها در مورد بخصوص شما و نتیجه ای که می خواهید بگیرید، به کار نیاید. 
ویژگی این ۳ مورد این است که در عین سادگی حداکثر تأثیر را دارند. 
به ساختار این مقاله نگاه کنید. فرض کنید که این مقاله مقدمه ای برای شروع یک سخنرانی در مورد فروش در یک شرکت بزرگ صنعتی بود. من از مسائل مربوط به آن صنعت خاص سخن نگفتم، بلکه صحبت خود را از این سوال شروع کردم که آیا شما از این ۳ راهکار برای فروش استفاده می کنید؟ و به این ترتیب توجه شما را به خود جلب کردم.
شما نیز در صحبت کردن با افراد مختلف می توانید از همین روش استفاده کنید. ضمناً این کارها نه فقط برای پیامهای شفاهی بلکه در هر خبرنامه، تبلیغات، وب سایت و هر مکانی که شانس جذب مشتریان جدید وجود دارد، قابل استفاده هستند.

برچسب‌ها: خرید و فروش علامت و نام تجاری, ثبت علائم تجاری, کسب و کار, بازاریابی, روانشناسی فروش

ارسال توسط شکوهی
چكيده
در اين مقاله به منظور ارائه راهكار براي موفقيت مديران بازاريابي در دستيابي به اهداف نام تجاري(Brand) و همچنين اثربخشي تلاشهايي (از قبيل موضع‌يابي، تبليغات و ...) كه در جهت ارتقاي ارزش برند. (نام تجاري) صورت مي‌گيرد، مفهوم مديريت نام تجاري در مؤسسات توليدي را مطرح كرده‌ايم. مديريت نام تجاري در مجموع تلاش دارد تا با هدف‌گذاري، برنامه‌ريزي، اجرا و كنترل، براي نام تجاري ايجاد ارزش كند و سپس در جهت حفظ و ارتقاي ارزش آن بكوشد. در اين مقاله، با ديدگاه بلند‌مدت و راهبردي به ارائه شيوة مديريت نام تجاري پرداخته‌ايم.
در ابتدا معيارهايي را براي تعريف ارزشهاي هسته‌اي نام تجاري و چگونگي خلق يك نام تجاري منسجم ارائه كرده‌ايم و سپس با بيان معيارهايي كه مصرف‌كنندگان با آن نام تجاري را ارزيابي مي‌كنند، لزوم انجام تحقيقات بازار را خاطر نشان ساخته‌ايم. در اين تحقيقات، صفاتي را كه مورد توجه مصرف‌كنندگان در مورد هر كدام از معيارها است، شناسايي مي‌كنيم و با استفاده از اين صفات و درجه‌بندي آنها توسط مصرف‌كنندگان، ارزيابي ذهني ايشان را از نام تجاري شناسايي كرده و با استفاده از چارچوبي كه بر اين معيارها استوار است، راهبرد‌هايي متناسب با موقعيتهاي مختلف هر نام تجاري ارائه كرده‌ايم. با انتخاب يك راهبرد و اجراي آن نوبت به ارزيابي و ارائه بازخورد براي كنترل و اصلاح مي‌رسد. معيارهايي را براي اين كار ارائه كرده‌ايم كه مي‌توانند در ارزيابي عملكرد نام تجاري ما را ياري دهند.

مقدمه
مشكلاتي كه امروزه مديران بازاريابي را به خود مشغول كرده، عبارت است از آنکه تلاش آنها براي خلق و نگهداري برند فاقد برنامه‌ريزيهاي لازم بوده، به دليل عدم شناخت ويژگي‌هاي نام تجاري (brand) و عدم شناخت روشهاي صحيح مديريت نام تجاري نمي‌توانند به صورت اثربخشي، محصول را با نام تجاري پيوند بزنند. اغلب مديران بازاريابي و يا مديران برند، مفاهيم بازاريابي را از قبيل شناخت نيازهاي مشتري ، موضع‌يابي ، فعاليتهاي ترفيعي و تبليغي به‌خوبي مي‌دانند و تجربه فراواني در اجراي آنها دارند، اما در مجموع آنچه آنها را در بازاريابي محصولات و خدمات دچار مشکل مي‌کند، آن است که نمي‌توانند مفاهيم بازاريابي را در راه ارتقاي ارزش نام تجاري به کار گيرند. اينها همه از آنجا ناشي مي‌شود كه آنها شناخت درستي از نام تجاري به عنوان يکي از مهمترين دارائيهاي نامشهود شرکت ندارند و برداشت آنها از دارايي صرفاً شامل چيزهايي است که درنظر مي‌آيد وقابل لمس است.
همان‌گونه که علم مديريت سازمان مي‌تواند مديران موسسات توليدي را با استفاده از ابزارهاي مديريتي نظير هدف‌گذاري ، برنامه‌ريزي، هماهنگي، بسيج منابع و امکانات وکنترل ياري دهد تا به اهداف سازمان دست يابد. علم مديريت برند نيز مديران را قادر مي‌سازد تا برنامه‌ريزي صحيحي در راستاي دستيابي به اهداف نام تجاري بکنند، به‌گونه‌اي که بدون به‌هدردادن منابع ميزان دستيابي به اهداف بيشينه شود.
از آنجا که يکي از مهمترين عواملي که مي‌تواند جايگاه برند را در ذهن مصرف‌کننده ارتقا بخشد، تبليغات است، در اين مقاله با تاکيد بر کارکردهاي تبليغات در ايجاد، حفظ و ارتقاي ارزشهاي برند به چگونگي مديريت برند در مؤسسات توليدي خواهيم پرداخت.

مديريت نام تجاري
يک نام تجاري در صورتي موفق مي شود که مديران برند درک درستي از دارائيهايي که آن را تشکيل مي‌دهند، داشته باشند. از جمله مهمترين دارائيهاي نام تجاري مي‌توان به اين موارد اشاره كرد :
*ارزشي که مشتري براي نام تجاري قائل مي‌شود؛
*سرمايه‌گذاري مديريت نام تجاري به‌گونه‌اي كه با حفاظت از ويژگي‌هاي نام تجاري، هم ارزش آن را حفظ كند و هم وفاداري مشتريان را از دست ندهد.
در اين راستا بايد در مديريت نام تجاري به ترتيب تمام چارچوبهايي را که در مديريت يک سازمان به کار مي‌بريم رعايت كرد. همان‌گونه که مديريت سازمان ابتدا با بيان مأموريت خود مشخص مي‌کند که سازمان چه رسالتي را مي‌خواهد به انجام برساند و سپس اهداف مجموعه را بر اساس آن بيانيه مأموريت تعريف مي‌کند و با تدوين استراتژي سعي در دستيابي به اهداف سازمان دارد، در اينجا نيز، براي نام تجاري يک بيانيه يا گزاره مأموريت بيان كرده، سپس اهداف را براساس آن تعريف مي‌کنيم. در نهايت از روي آن استراتژي‌هايي را تدوين كرده، با استفاده از بازخور، كنترل مي‌کنيم که تا چه حد به اهداف خود دست يافته‌ايم.
در زير چگونگي فرآيند و الزامات مديريت نام تجاري را بنابر چارچوب فوق تشريح خواهيم كرد.

بيانيه ماموريت
سازمان يا موسسه توليدي در گام اول با تعيين ارزشهاي هسته‌اي نام تجاري ، مبنايي را براي تمام اقدامات و فعاليتهاي مديران و به‌خصوص مديران بازاريابي مشخص مي‌سازد. لازم به يادآوري است که در بيانيه مأموريت بايد افقي بلندمدت را در نظر داشت و از همين آغاز با طرزتفکري استراتژيك به مديريت نام تجاري مبادرت ورزيد. در حالي که ممکن است مديريت نام تجاري تحت فشار مديران عالي سازمان مجبور به کسب نتايج کوتاه مدت شود ( مثلاً افزايش سهم بازار در يک سال آينده) واين انتظار نه تنها باعث تقويت نام تجاري نمي‌شود بلکه آن‌را رو به نابودي مي‌برد. اين از جمله انتظاراتي است که در مورد تبليغات هم وجود دارد و مي‌تواند در عوض تثبيت، به تخريب نام تجاري منجر شود.
هدف : پس از اينکه بيانيه ارزشهاي هسته‌اي نام تجاري را اعلام کرديم ، لازم است که براي برند هدف يا اهدافي تعيين شود که هم در راستاي بيانيه ارزشهاي هسته‌اي آن است و هم مبنايي اجرايي‌تر نسبت به بيانيه خواهد داشت. با تعريف بيانيه و اهداف نام تجاري است که مدير برند مي‌تواند تعبير شخصي خود را با ديدگاه عموم مقايسه كند و ابزاري براي کنترل داشته‌باشد و از جانب ديگر حتي با تعويض آژانس تبليغاتي (به خصوص در مواقعي که هدف احياي مجدد برند است) بازهم از مسير دستيابي به هدف منحرف نخواهد شد.
تحليل عوامل داخلي: از آنجا كه بسياري از نامهاي تجاري که شکست خورده‌اند فقط تحت تأثير عوامل خارجي نبوده و عوامل داخلي نيز بر آن تأثير دارند، از جمله مهم‌ترين عوامل دروني که مي‌توانند بر دستيابي به هدف نام تجاري تأثير بگذارند (جداي از عوامل سازماني و ساير عوامل مديريتي) نگرش و ديدگاه اعضاي تيم است که روي نام تجاري کار مي‌کنند. لازم است بررسي شود که آيا همه اعضاي تيم ديدگاهي سازگار با ارزشهاي هسته‌اي نام تجاري دارند. از اين رو لازم است که يک گروه مستقل، ديدگاه اعضا را درباره ارزشها بررسي کنند. به روشني پيدا است که بيانيه ارزشها و اهداف نام تجاري بايد سرلوحه تمامي اعضاي گروه قرار گيرد.
تحليل عوامل خارجي: از آنجا که مشتريان از مهم‌ترين عوامل خارجي هستند که حتي بيانيه ارزشها و اهداف نام تجاري در راستاي نياز آنها و توجه به الزامات بازار هدف تنظيم شده‌است، بايد با تحقيقات بازار گسترده، ارزشهاي مشتريان و نيازهاي آنان را به صورتي دقيق شناسايي و تجزيه و تحليل كرد تا هم از ارزشهاي بازار هدف آگاهي يابيم و هم اطمينان يابيم که استراتژي‌هاي گذشته توانسته‌اند به خوبي ارزشهاي نام تجاري را به مصرف‌کنندگان انتقال دهند.

 

تدوين، ارزيابي و انتخاب استراتژي: در گام بعد، مديريت نام تجاري در موسسه توليدي با ترکيب کردن توانائيها ، شايستگي‌ها و مهارتهاي اعضاي تيم برند و عوامل خارجي اثرگذار بر آن ، به تدوين استراتژي‌هايي که در چارچوب بيانيه ارزشها و اهداف نام تجاري هستند، خواهد پرداخت.
دي اي چرناتوني(DE Chernatony) مك ويليام (MC William) به منظور تدوين استراتژي برند روشي را ارائه کرده‌اند که با استفاده از آن مي‌توان به تدوين وانتخاب استراتژي متناسب با شرايط و مقتضيات مبادرت ورزيد. البته پيش از به‌کارگيري اين روش لازم است که با انجام تحقيقات بازار به ارزيابي جايگاه نام تجاري در ذهن مصرف‌کنندگان پرداخت و سپس بنابر شرايط اقتضائي نام تجاري در هر کدام از مؤلفه‌ها و جايگاه آن در ماتريس تعريف شده، استراتژي مناسب را تدوين كرد.

تدوين راهبرد نام تجاري
پيش از هر چيز لازم است بدانيم که نام تجاري پديده‌اي است کل‌نگر و نبايد ارزشهاي نام تجاري را به صورت جداگانه تحليل کرد بلکه بايد اين اجزا را مرتبط با هم نگريست و در جهت خلق نام تجاري بايد تمامي اجزاي ارزشي آن نام تجاري را با هم منسجم کرد به‌گونه‌اي که بين آنها هم‌افزايي ايجاد شود تا نام تجاري قدرتمندي را بنا کنند . با تکيه بر راهکارهاي زير مي‌توان تشخيص داد که چگونه بايد اجزاي مختلف نام تجاري را با هم پيوند زد و با خلق يک نام تجاري قدرتمند، مي‌توان موضع بهينه‌اي را در ذهن مصرف‌كنندگان و بازار هدف ايجاد كرد. براي موضع‌يابي نام تجاري از پيوند سه مؤلفه تشكيل‌دهندة نام تجاري بهره مي‌بريم:
مولفه کارکردي : محصول يا خدمت چه کاري را انجام مي‌دهد؟
مولفه روان‌شناختي : کدام‌يک از نيازهاي انگيزشي، موقعيتي يا نقش توسط محصول يا خدمت برآورده مي‌شود؟
مولفه ارزيابي کننده : نحوه ارزيابي مصرف‌کننده از نام تجاري چگونه است؟ (نام تجاري چگونه ارزيابي مي شود؟)
سپس با پيوند زدن و انسجام اين سه مولفه، نام تجاري بنا مي‌شود. (شکل1)
اين تعريف از نام تجاري از طرز تفکر مصرف‌کننده نشأت مي‌گيرد، زيرا مصرف‌کننده هركدام از اين مولفه‌ها را به صورت جدا از هم نگاه نمي‌کند. به‌عنوان مثال، يک نوشيدني در تبليغات چنين توصيف مي‌شود که اين نام تجاري از نظر کارکردي، سرشار از انرژي است. ادراک مصرف‌کننده از نام تجاري باعث مي‌شود او فکر کند استفاده از آن باعث سلامت در زندگي مي‌شود. بنابراين، در اين حالت مؤلفه کارکردي نام تجاري با ديدگاه روان‌شناختي ارزيابي مي‌شود. تا اينجا مي‌توان گفت که به خوبي يک نام تجاري منسجم از دو مولفه خلق مي‌شود که مولفه کارکردي و روان‌شناختي آن در تعامل با هم عمل مي‌کنند. اين دقيقاً همان مفهوم پيوند‌زدن مولفه‌هاي ارزشي نام تجاري است که چيزي فراتر از آن است که نام تجاري فقط در برگيرندة دو مولفه مذکور باشد.(Reynolds,1995 )
گاهي نيز ممکن است نام تجاري با بيش از يک معيار کارکردي يا روان‌شناختي ارزيابي شود. به عنوان مثال در مورد خمير دندان که داراي مولفه‌هاي کارکردي يا روان‌شناختي ارزيابي بيشتري است، نام تجاري «کلگيت» بدين صورت عمل كرد که هم بر رفع بوي بد دهان توسط محصول تأکيد كرد (که يک مولفه روان‌شناختي است و بر چيزي تأکيد دارد که براي فرد اثرات اجتماعي نامطلوبي دارد) و هم بر عدم لزوم مراجعه به دندان‌پزشک تمرکز كرد. از اين رو از واژه "محافظت" استفاده كرد تا ضمن توجه به مولفه کارکردي و تأکيد بر مولفه روان‌شناختي (ترس از ايجاد بوي بد دهان) بر پيوندزدن اين دو مفهوم در يک چارچوب منسجم "محافظت" اشاره كند.
امکان آن وجود دارد که در يک طبقه از محصول چند رقيب نام تجاري خود را به صورت منسجمي توصيف و تبليغ کنند و بنابراين به هر دوي اين مولفه‌ها توجه مي‌کند. در اين حالت بايد به گونه‌اي عمل کنيد که در مورد نام تجاري شما ارزيابي بهتري صورت گيرد و اين کاري نيست جز پيوندزدن مولفه سوم با اين دو مولفه, بنابراين کلگيت براي اينکه به مصرف‌کننده در مورد ويژگي "محافظت‌کنندگي" محصول خود اطمينان بدهد ، از واژه " دوست‌داشتني " استفاده کرده است. بدين‌گونه با استفاده از يک بيانيه دو کلمه‌اي شامل دوست‌داشتني و محافظت‌کنندگي هم به مولفه‌هاي کارکردي و روان‌شناختي توجه کرده و هم به گونه‌اي معطوف به فرايند ارزيابي‌کردن نام تجاري توسط مصرف‌کننده اشاره كرده ‌است. از نتايج اين گونه تركيب كردن بيانيه، آن است که علاوه بر موضع‌يابي درست براي محصول، مديران و اعضاي تيم را در کسب يک ديدگاه کلي‌نگر ياري مي‌دهد. حال براي اينکه بتوان بهتر بر ذهن مصرف‌کننده اثر گذاشت و منابع را به خوبي براي اين اثرگذاري به‌کار گرفت، شناخت ابعادي كه نام تجاري را در ذهن مصرف‌كننده تعريف مي‌كنند، ضروري به‌نظر مي‌رسد.

ابعاد نام تجاري
وقتي مردم يک نام تجاري را انتخاب مي‌کنند، فقط به يک ويژگي آن توجه نمي‌کنند بلکه خصيصه‌هاي چند‌گانه‌اي را وابسته به نوع محصول و ميزان درگيري ذهني خود در نظر مي‌گيرند و با توجه به آنها تصميم به انتخاب مي‌گيرند. به‌علاوه، آنها نمي‌توانند فوراً تمامي آن صفات را در ذهن بياورند و آنها را ارزيابي كنند بلکه فقط تعدادي از ويژگي‌هاي اصلي آن را در نظر مي‌آورند و به ترتيب قرار گرفتن گزينه‌ها (‌نامهاي تجاري ) آنها را با توجه به بعضي از ويژگي‌هاي اصلي ارزيابي مي‌کنند. (ساترلند، قربانلو،1993)
ترتيب قرار گرفتن گزينه‌ها (نامهاي تجاري)، همان ترتيبي است که در ذهن توليد مي‌شود واين ترتيب مي‌تواند در تصميم نهايي تاثير بگذارد. حال براي آنکه احتمال خريد محصول بيشتر شود وگزينة نام تجاري خاصي از رتبه بهتري در هنگام توليد گزينه‌ها برخوردار شود، لازم است که با استفاده از تبليغ ميزان برتري يابندگي آن نام تجاري را افزايش دهيم. يعني با به‌کار بردن تبليغ بتوانيم احتمال اين را که نام تجاري زودتر از ساير گزينه‌ها به ذهن مصرف‌کننده خطور کند، افزايش دهيم. (ساترلند، قربانلو،1993)
ويژگيهايي را که گفتيم، در مورد محصول متفاوت از ويژگي‌هاي خدمات هستند. گاروين (GARVIN) نشان داده ‌است که در مورد محصول ابعاد زير در ذهن مصرف‌كننده از اهميت بيشتري برخوردارند:
*عملکرد : مثل بالاترين سرعت خودرو؛
* ويژگيها : مثل اينکه خودرو داراي ضبط استريو باشد يا صندلي راحتي داشته باشد؛
* قابليت اعتماد: هر موقع که خودرو را روشن مي‌کنيد ، با مشکل روبرو نشويد؛
* تطابق با ويژگي‌هاي ادعا شده: اگر ادعا کرديم که بنزين کم مصرف مي‌کند، هميشه همين طور باشد؛
* با دوام بودن؛
* قابليت تعمير؛
* زيبايي؛
* معروفيت.
ويژگي‌هايي که از نظر مصرف‌کنندگان در مورد خدمات مهم هستند عبارتند از:
* ويژگيهاي قابل لمس: مثل امکانات فيزيکي، ابزارها و ظاهر کارکناني كه خدمت را ارائه مي‌كنند؛
* قابليت اعتماد؛
* مسئوليت پذيري؛
* اطمينان بخشيدن به مشتري؛
* داشتن درک متقابل واحترام به مشتري.

حال اگر بخواهيم ارزيابي کنيم که در چه صورت مصرف‌کنندگان يک نام تجاري را انتخاب مي‌کنند، پاسخ اين است که آنان معمولاً با توجه به دو بعد اساسي تصميم مي‌گيرند که اين دو بعد شامل مواردي كه در بالا ذكر شد، نيز مي‌شوند:( de Chernatony;1998)
* ارزيابي منطقي: در برگيرنده تمامي مواردي است که مشتري انتظار"کارکرد" مطلوبي از محصول دارد . مواردي مثل عملکرد (سرعت بالاي خودرو)، قابليت اعتماد (هميشه به خوبي کار کند) ومزه (مثل کوکاکولا). در حقيقت اين ارزيابي در ارتباط با مباحث تصميم‌گيري عقلايي است.
* ارزيابي احساسي (يا نمايندگي): در برگيرنده تمامي مواردي است که مصرف کننده بنابر ارزيابي احساسي خود يک نام تجاري را انتخاب مي‌کند و ممكن است با معيارهاي عقلايي چندان سازگار نباشد.
به خوبي پيداست که هرکدام از اين ابعاد، بنابر تعريف، از هم مستقل هستند و مصرف‌کننده به ندرت ممکن است فقط يکي ازاين ابعاد را به کار بگيرد. درواقع مصرف‌کننده هر نام تجاري را که جزء فهرست انتخاب خود قرار داده براساس هر كدام از اين ابعاد درجه بندي مي کند. اين درجه‌بندي در واقع تحت تاثير عوامل مختلفي است كه از مهم‌ترين آنها مي‌توان به عوامل ترفيعي اشاره كرد كه به دليل نقش نيرومندي كه تبليغات در موضع‌يابي نام تجاري دارد، اثر آن را بر انتخاب يك نام تجاري تجزيه كرده، نحوه تاثيرگذاري آن را بر انتخاب يك برند بررسي مي‌كنيم.
در فرايند اثرگذاري بر ذهن مصرف‌كننده، تبليغات از برآيند تاثير بر مؤلفه‌هاي زير و اثر تعاملي كه بين اين دو مؤلفه ايجاد مي‌شود، احتمال انتخاب يك نام تجاري يا گزينه‌هايي را كه به ذهن وي خطور كرده‌، افزايش مي‌دهد: (ساترلند، قربانلو،1993)
1. ترتيب برانگيخته شدن گزينه‌ها يا نامهاي تجاري.
2. درجه‌بندي هر کدام از گزينه‌ها يا نامهاي تجاري بر اساس دو بعد مذکور.
در همين جاست که مصرف کننده تحت تأثير تبليغات، ممکن است در هر كدام از مراحل (1) و (2) فوق، احتمال انتخاب بيشتري را براي نام تجاري خاصي قائل شود. در مورد ارتباط مرحلة(1) با نام تجاري پيش از اين صحبت شد. اما در مرحلة(2) براي اينکه بتوان احتمال انتخاب يک نام تجاري را توسط مصرف‌کننده افزايش داد، لازم است با تحقيق بازار صفاتي را که ممکن است به درجه‌بندي يك برند بر اساس دو بعد ارزيابي منطقي و احساسي منجر شود، شناسايي کنيم.
به عبارت ساده‌تر با انجام تحقيقات ميداني در بازار، پرسشنامه‌اي تهيه كرده، از مصرف‌کنندگان مي‌خواهيم صفاتي را که در ارتباط با بعد کارکردي يک محصول خاص مورد توجه قرار مي‌دهند، بيان و سپس نام تجاري را براساس هرکدام از اين صفات درجه‌بندي کنند. در مورد ارزيابي احساسي يا نمايندگي نيز به همين طريق عمل مي‌کنيم. پس از آن بنابر صفات مذكور و درجه‌اي که به آن اختصاص داده‌اند، جايگاه نام تجاري را از نظر عموم مصرف‌کنندگان روي ماتريسي شبيه آنچه در شکل(2) آمده، مشخص كنند. تمامي استراتژي‌هايي را كه مديريت برند در جهت دستيابي به اهداف آن مي‌تواند به‌كار گيرد، از همين ماتريس اتخاذ مي‌شود. جايگاه فعلي نام تجاري در ماتريس مبنايي براي تدوين استراتژي نام تجاري در راستاي اهداف آن است. علاوه‌بر اين، استراتژي اتخاذ شده مي‌تواند نحوه تخصيص منابع را براي حمايت از نام تجاري تعيين کند.

ماتريس استراتژي هاي نام تجاري
بسته به جايگاه نام تجاري در ماتريس مي‌توان يکي از استراتژي هاي زير را اتخاذ کرد و براي حفظ يا ارتقاي ارزش نام تجاري آن را اجرا كرد.

اگر نام تجاري بنابر ارزيابي مصرف‌كنندگان در هر دو بعد كاركردي و نمايندگي، سطوح بالا را به خود اختصاص داده ‌باشد، در ذهن مصرف‌کننده در بهترين حالت قرار گرفته‌است. در اين حالت لازم است تحقيقات کيفي انجام دهيد تا آن سبک زندگي را بشناسيد که استفاده‌کنندگان تمايل دارند نام تجاري شما، سبك زندگي و موقعيت آنان را انعکاس دهد. بنابراين، بايد هدف موضع‌يابي نام تجاري‌تان را آن سبک زندگي قرار دهيد. همچنين آميخته بازاريابي را به صورتي به‌کار بريد که نيازهاي کارکردي و نمايندگي مصرف‌كنندگان را برآورده سازد.
دراينجا لازم استراتژي خلاقي تدوين کنيد که الزامات سبک زندگي مصرف‌كنندگان را تقويت کند. به عنوان مثال يک طبقه خاص را تعريف كنيد که استفاده‌کنندة نام تجاري شما هستند (مثلاً رولزرويس اتومبيلي که به شما شخصيت مي‌بخشد) (رايز، بهزاد،1381) و يا وجهه اجتماعي او را نشان دهد (مثلاً لباسهاي LEVISE براي آدمهاي غير رسمي و راحت) (رايز، بهزاد،1381) و همچنين لحن تبليغ آن گوياي موضع محصول يا نام تجاري باشد. رسانه‌اي هم که اين تبليغات را پخش مي‌کند بايد رسانه‌اي خاص باشد. فعاليتهاي ترفيعي و تبليغي شما بايد پيوسته و دائمي باشد تا انتخاب مصرف‌کننده‌اي را که هم‌اکنون استفاده‌كننده يا مالك نام تجاري است، تقويت و همچنين نشانه‌هاي سمبليك برند را در ذهن بازار حفظ کند. در مورد کيفيت محصول نيز دقت کنيد که بايد هر روز آن را بهبود بخشيد، يا حداقل آن را در همان حالت حفظ کرد. بايد به صورت منظم تحقيقاتي صورت گيرد تا ديدگاه مصرف‌کنندگان نسبت به عملکرد نام تجاري سنجيده شود، تا هم از عملكرد بازاريابي نام تجاري به مديريت بازخوردي داده‌شود و هم در صورت بروز تغيير در صفات و درجه‌بندي آنها در ذهن مصرف‌كننده، در استراتژي‌هاي خود تجديد نظر كنيد. از نظر توزيع نيز فقط بايد فروشندگاني آن را عرضه کنند که به کيفيت محصول شهرت دارند. همچنين روشهايي را که توزيع‌کنندگان در ارتباط با نام تجاري عمل مي‌کنند، بازرسي کنيد تا مطمئن شويد هيچ‌کدام از مولفه‌هاي آميخته بازاريابي اثر نامطلوبي بر ارزش نام تجاري نگذارند.
اگر نام تجاري در ذهن مصرف‌کنندگان داراي کارکرد بالا و نمايندگي اندک باشد، چنين مي‌توان اظهار کرد که آنها به دليل تصميم‌گيري منطقي خواهان محصولي هستند كه عملكرد بهتري داشته‌باشد. بنابراين، لزومي براي ابلاغ ويژگيهاي نام تجاري وجود ندارد. در آميخته بازاريابي اين نام تجاري بايد:
الف) محصول: برتري محصول بايد حفظ شود. به ويژه تحقيق و توسعه بسيار ضروري است تا بتوان کارکرد آن را در سطح بالا نگاه داشت. بسياري از رقبا قصد دارند خود را در برابر نام تجاري شما مطرح و ادعا كنند که شبيه به آن هستند و اين تهديدي بزرگ براي نام تجاري است.

 

ب)فعاليتهاي ترفيعي و تبليغي: همچنان بايد با فعاليتهاي ترفيعي برند خود را پشتيباني كنيد تا به ذهن بازار القا کنيد که محصول داراي مزيت کارکردي است. لازم است استراتژي خلاقي تدوين شود تا نشان دهد که محصول در تبليغ نيز برتر از ديگران است.
اگر محصول از بعد کارکردي در سطح پايين و از بعد نمايندگي در سطح بالايي قرار گرفته‌ باشد، محصول يک حالت سمبوليك خواهد داشت و مصرف‌کننده از استفادة آن به دنبال رفع نياز کارکردي نيست و خود نيز متوجه مي‌شود که از نظر کارکرد بين نامهاي تجاري اختلاف چنداني وجود ندارد ولي بعد نمايندگي آن داراي اهميت قابل ملاحظه‌اي بوده، به نيازهاي ناشي از اين بعد به‌خوبي پاسخ مي‌دهد. به روشني پيداست که تبليغ مستمر از دو جهت بسيار ضروري است:
الف) پذيرش نام تجاري از نظر اينکه جزئي از فرهنگ است (مثل خانواده Oxo)
ب) تبليغ باعث تقويت سبک زندگي مي‌شود.
در اينجا لزومي ندارد که حتماً روي بهبود عملکرد محصول تلاش فراواني انجام پذيرد واستراتژي محصول بايد آن باشد که اهداف موضع‌يابي را برآورده سازد. در مجموع صرفاً تاکيد بر نتايجي است که از نام تجاري به دست مي‌آيد.
اگر ارزيابي مصرف‌کنندگان در هر دو بعد در سطح پايين باشد، آنها به دنبال رفع نيازهاي کارکردي نيستند و از جانب ديگر محصول را براي اينکه نشان دهد آنها نماينده گروه يا طبقه‌اي هستند، نمي‌خرند. به عنوان مثال، مغازه‌هاي خواربار فروشي که قصد آنها از خريد آن است که صرفاً اجناس را فراهم کنند و توجهي به نام تجاري آن ندارند. بنابراين، لازم است که از نظر مبحث توزيع، نام تجاري به خوبي در دسترس بوده، از نظر قيمت هم رقابتي باشد ودر نتيجه ازنظر قيمت بايد رهبري بازار را در دست داشته ‌باشد و بتواند اين رهبري در هزينه را حفظ کند. توزيع کننده محصول نيز بايد قيمت جذابي را به خرده فروشان و مشتريان نهايي ارائه دهد تا محصول را بخرند. لذا براي توليد کننده امکان پذير است که نامهاي تجاري قوي خود را در اين بخش قرار دهد. منظور از اين کار آن است که دامنه‌اي از محصولات خود را کامل کنيد و يا در برابر يک رقيب به دفاع برخيزيد و يا اينکه به خاطر رويکرد بخش بندي بازار ناچاريد که وارد اين قسمت شويد.
پس از اينکه استراتژي هاي قابل اتخاذ را تدوين كرديد و طبق شرايط اقتضايي ماتريس استراتژي‌هاي نام تجاري، بهترين استراتژي را متناسب با وضعيت نام تجاري انتخاب کرديد، نوبت به تعيين هدفهاي سالانه و سياستها مي‌رسد. در اينجا به دليل اينکه هر کدام از استراتژي‌هاي ماتريس شکل (2)، استراتژي‌هاي آميخته بازاريابي متناسب را بنابر شرايط قرارگرفتن نام تجاري ارائه كرده‌اند، هدفهاي کوتاه‌مدت و سياستها با روشهاي مديريت بازاريابي و با راهکارهاي استراتژيك پيش‌گفته، تعيين مي‌شوند. پس از آن نوبت به تخصيص منابع مي‌رسد، که مديريت برند با توجه به الزامات راهبردي نام تجاري و تجربه‌اي که در اجراي هر کدام از انواع راهبرد‌هاي بازاريابي دارد، و با عطف توجه به راهبرد هر نام تجاري، بايد منابع را متناسب با آن تخصيص دهد.
پس از آنکه گامهاي اجرايي را پشت سر نهاديم، نوبت به مرحله ارزيابي و کنترل مي‌رسد که اين در حقيقت بازخوردي را به مديريت مي‌دهد که بنابرآن، در هر کدام از مراحل پيشين اصلاحات لازم را انجام دهد. ازآنجا که مرحله ارزيابي عملکرد در ارتباط مستقيم با ارزش نام تجاري است، و همان‌گونه که گفتيم ارزش نام تجاري‌، به عنوان يکي از دارائيهاي نامشهود، پيش از اين مورد توجه قرار نمي‌گرفته، لازم است که به تشريح بيشتر ارزش نام تجاري و استفاده از معيارهايي براي ارزيابي عملکرد نام تجاري بپردازيم، که اين در واقع نشان‌دهنده عملکرد مديريت در ارتقاي ارزش نام تجاري است.اگر بخواهيم ارزش نام تجاري را محاسبه کنيم، لازم است که با ديدگاه مالي به تعريف ارزش نام تجاري بپردازيم.
تعريف: ارزش نام تجاري، شبيه به ارزش ساير دارائيها، ارزش فعلي درآمدهاي آينده آن نام تجاري است. به عبارت کمي‌تر، دارايي يک نام تجاري، ميزان موفقيت شرکت در هر کدام از مراحل زير است:(2000 Herremans)

ايجاد محصول ــــ فراهم‌كردن تسهيلات پشتيباني از محصول ـــ نگهداري مشتريان ــــ ايجاد ارزش براي نام تجاري ــــ کاهش ناپايداري درآمدهاي محصول/ نام تجاري

نتيجه گيري
نتايج بررسي‌ها و مطالعات متخصصان نام تجاري و تبليغات نشان داده‌است که بهترين معيارها براي تحليل عملکرد نام تجاري عبارت است از: (2000 Herremans)
نرخ بازگشت نام تجاري: شاخص اثربخشي نام تجاري است و به معني آن است که اگر نام تجاري داراي ارزش باشد، بايد به واسطه سرمايه‌گذاريهايي که روي آن مي‌شود، براي شرکت درآمد ايجادکند و دلالت بر قدرت نام تجاري در اکتساب درآمد خالص فروش دارد. اين معيار از تقسيم فروش نام تجاري بر ارزش آن به دست مي‌آيد.
نرخ بازگشت فروش: شاخص ميزان کارآيي نام تجاري است، که به ايجاد درآمدهاي ناشي از فروش منجر شده است و دلالت بر قدرت نام تجاري در اکتساب درآمد دارد. اين معيار از تقسيم درآمد خالص نام تجاري بر فروش آن به‌دست مي آيد.
بازگشت سرمايه تبليغات: از معيارهاي اصلي سرمايه‌گذاري روي نام تجاري است، زيرا ارزش نام تجاري تابعي از هزينه صرف شده بر تبليغات است (2000 Herremans) اين معيار به مفهوم آن است که « با چه سرعتي دارائيهاي سرمايه‌اي تبديل به درآمد فروش مي‌شوند.» براي محاسبه آن به تعريف مالي آن رجوع مي‌کنيم: « بازگشت سرمايه تبليغات به شاخصي از کارايي و اثربخشي است كه نشان مي دهد. با هر ريال سرمايه‌گذاري روي تبليغات، شرکت چه قدر مي‌تواند براي نام تجاري خود ارزش ايجاد کند.» دستورة محاسبه آن به اين صورت است:

(هزينه صرف شده روي تبليغ آن)/ (ارزش نام تجاري) = بازگشت سرمايه تبليغات

قابل ذکر است که به کارگيري فقط يکي از معيارهاي فوق ممکن است ما را به بيراهه بكشاند و منجر به آن شود که در مورد يک نام تجاري ارزيابي خوش بينانه‌اي بکنيم، در حالي که ممکن است با استفاده از ساير معيارها به نتيجه ديگري برسيم.
روشهاي ديگر تحليل کمي در مورد عملکرد نام تجاري وجود دارند که با استفاده از نرخ بازگشت بهينه به تحليل عملکرد نام تجاري و تبليغات مي‌پردازند.

منابع
1 - "روانشناسي تبليغات تجاري" ؛ ماكس ساترلند؛ ترجمه سيناقربانلو؛ انتشارات مبلغان؛ تهران 1380.
2 - "اصول بازاريابي"؛ فيليپ كاتلر و گري آرمسترانگ؛ ترجمه بهمن فروزنده ؛ نشرآزمون با همكاري شركت آترپات ؛چاپ دوم؛ تهران 1377.
3 - "22 قانون ثابت براي تثبيت نام تجاري" ؛ ال رايز و لورا رايز؛ ترجمه منيژه بهزاد؛ انتشارات سيته ؛چاپ اول؛ تهران 1381.
4 -" مجموعه اطلاع‌رساني فرهنگ تبليغات"؛ محمد رضا محمدي‌فر؛ سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي؛ تهران 1377.
5 - "تحليل پيام‌هاي رسانه‌اي" ؛ دانيل رايف، استفن ليسي، فريدريك جي. فيكو ؛ ترجمه مهدخت بروجردي علوي؛ انتشارات سروش و مركز تحقيقات، مطالعات و سنجش برنامه‌اي صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران؛ تهران 1387.
6) "Creating Powerfull Brands"; De Chernatony, Leslie & McDonald, Malcolm;Butterworth_Heinemann Publishing;1998.
7) "Linking Advertising and Brand Value"; Herremans, Irene M. & Ryans, John K. ,Jr, & Aggarwal, Raj;2000.
8) "Determinig the Optimal Return on Investment for an Advertising Campaign"; Danaher, Peter J. & Rust, Roland T.; European Journal of Operational Research 95 (1996); 511-521.
9) "Ameans-end Analysis of Brand Persuasion through Advertising"; Reynolds,Thomas J. & Gengler, Gharles E. & Howard, Daniel J.; Internatinal Journal of Marketing Research
دكتر اوژن كريمي- دكتر غلامحسين خورشيدي- محمد احمدي
منبع: ماهنامه تدبير، شماره  167
برچسب‌ها: خرید و فروش علامت و نام تجاری, ثبت علائم تجاری, کسب و کار, بازاریابی, روانشناسی فروش

ارسال توسط شکوهی

از آنجائى‌که رشد صادرات موجب ورود ارز به کشور و افزايش درآمدهاى اقتصادى مى‌گردد دولت تمهيدات و تسهيلاتى را جهت تشويق و حمايت از صادرکنندگان به کار گرفته تا از اين طريق موجب افزايش و تسهيل صادرات شود
واردات در مقابل صادرات
يکى از راه‌هاى تشويق صادرکنندگان، اجازه ورود اقلام خاصى از کالاهاى مورد نياز براى توليد کالاى صادره يا به‌طور کلى کالاهائى است که متضمن منفعت مطلوب براى صادرکننده و ادامهٔ صدور کالا و تحصيل امتياز مجدد ورود کالاهاى موردنظر است. البته اين روش تا آنجا که مربوط به اقلامى مى‌شود که منحصراً در کار توليد مجدد کالاى توليدى استفاده مى‌گردد، روش مطلوب و اقتصادى مى‌باشد، ولى هرگاه در رابطه با ورود کالاهائى غير از کالاهاى صادره يا اقلام صادراتى کشور باشد، خصوصاً زمانى که اقلام لوکس و مصرفى را تشکيل مى‌دهد، صرف‌نظر از ضرورت ورود اين قبيل کالاها يا عدم ورود آنها نه تنها فاقد جنبه اقتصادى و مطلوب، بلکه زمينهٔ بى‌ثباتى در امر صادرات را فراهم نموده و به تدريج به‌صورت آفتى براى صادرات کشور در خواهد آمد، به نحوى که هرگاه دولت چنين امتيازى را نخواهد يا صلاح نباشد اعلام کند، يک‌باره آمار صادرات کشور سير و شتاب نزولى يا برعکس خواهد يافت
اعطاء جوائز صادراتى يا سوبسيد صادراتى (Export Subsidis) 
اين سياست به منظور تشويق صادرات، در جائى که عرضه کالا به قيمت تمام شده براى توليدکننده مقرون به صرفه نبوده و زيان‌آور خواهد بود، يا به‌طور کلى به منظور تقليل قيمت تمام شده، به نحوى که مصرف‌کننده مايل به خريد کالا باشد، به صادرکننده يا توليدکننده، به‌صورت‌هاى مختلف، اعم از تخفيف يا معافيت کامل در ماليات‌ها، اعمال روش بازپرداخت‌هاى گمرکى و بالاخره با پرداخت نقدى انجام مى‌گيرد.
 
 
 
نقش بازاريابي در توسعه صادرات 
يكي از مهمترين ابزارهاي استراتژي توسعه صادرات، برخورداري از مزيت نسبي در گردونه مبادلات خارجي است. ممكن است كشوري از لحاظ توليد مزيت داشته باشد ولي از نظر بازرگاني فاقد مزيت باشد. اين فقدان مزيت بازرگاني از ناكارايي نسبي در بازاررساني كالا در مراحلي همچون بسته بندي، حمل، كنترل كيفيت، .استانداردهاي توليدي، عدم دسترسي به اطلاعات مربوط به تجارت جهاني و ... ناشي مي شود.
بخش صادرات ايران به علت عدم وجود يك سيستم بازاريابي و بازرگاني مناسب و كارا نتوانسته است به خوبي توسعه يابد. به طوري كه در اغلب موارد كالا و خدمات صادراتي ما با وجود برخورداري از كيفيت مطلوب و حتي فراتر از استانداردهاي جهاني به دليل نبود يك سيستم مناسب تبليغاتي و اطلاع رساني در بخش مبادلات خارجي جايگاه شايسته خود را در بازارهاي جهاني به دست نياورده است، در اغلب موارد بازرگانان به جاي افزايش صادرات، زمينه را براي افزايش واردات مهيا كرده اند. زير صادركنندگان به جاي تبليغ در مورد كالاي صادراتي خود از طريق روش هاي علمي در بازارهاي هدف، كالاهاي ساخت آن كشور را در دامن كشور تبليغ نموده اند و باعث افزايش مصرف اين كالاها شده اند. از طرف ديگر به علت ورود افراد ناآشنا و دلالان در امر صادرات، سهم صادرات ما را در برخي از بازارهاي جهاني كاهش داده است. البته عدم اطلاع دقيق توليد كنندگان كشور از شرايط و اوضاع .بازارهاي جهاني نيز مزيد بر علت شده تا سهم از اين بازارها كاهش يابد.
با توجه به مطالب فوق مي توان گفت كه در صورت اصلاح ساختار توليد در كشور و حمايت از صنايعي كه داراي مزيت رقابتي و نسبي در بازارهاي جهاني هستند، جهت تحقق توسعه صادرات غيرنفتي، فعال نمودن دفاتر بازرگاني يا نمايندگي هاي متعدد بازرگاني در كشورهاي مختلف، انجام تحقيقات بازاريابي خارجي، ايجاد نمايشگاه هاي داخلي و خارجي براي معرفي توانمندي هاي اقتصادي كشور، استفاده از آمار و اطلاعات لازم در ارتباط با حجم تجارت جهاني، ايجاد مراكز مطالعاتي در كشورهاي هدف براي آشنايي با سليقه و ترجيحات مصرف كنندگان در آن كشورها و آگاهي از شرايط بازارهاي جهاني جهت افزايش سهم تجارت خارجي ايران در اين بازارها از اهميت خاصي برخوردار است لذا متوليان امر در توسعه صادرات به ويژه وزارت بازرگاني بايد به اين مهم توجه داشته باشند كه توجه به مقوله بازاريابي مي تواند در افزايش درآمدهاي ارزي وتحقق اهداف توسعه صادرات نقش موثري ايفا نمايد. البته بايد به اين نكته اشاره كرد كه بدون اصلاح ساختار توليد و از بين بردن قوانين دست و پا گير كه مانع توليد سالم و رقابتي در ايران مي شوند مقوله بازاريابي نمي تواند نقش موثري در توسعه صادرات غير نفتي داشته باشد بلكه توليد كنندگان ايران بايد به فكر تقويت مزيت نسبي و رقابتي خود جهت توليدات با كيفيت بهتر و هزينه كمتر باشند تا بتوانند در بازارهاي جهاني حرفي براي گفتن داشته باشند در آن صورت تسخير بازارهاي جهاني از طريق بازاريابي مدرن سهل و دست يافتني است .
اميد است كه مسوولان در جهت رفع موانع توليد كشور و همچنين توجه بيش تر به مقوله بازاريابي اقدامات عاجل را انجام دهند تا شاهد ثبات در درآمدهاي ارزي ناشي از صادرات غيرنفتي باشيم.
 
 
 
بازاريابى براى صادرات در نمايشگاه
در مورد بازاريابي، قضاوت‌هاى متفاوت و گاه متضادى وجود دارد. بعضى بازاريابى را عامل مصرف‌زدگي، مادى‌گرائى و احتياجات کاذب مى‌دانند. بعضى نيز عقيده دارند که بازاريابى قيمت تمام شده را افزايش مى‌دهد بدون اينکه به ارزش حقيقى کالا بيفزايد و صرفاً ارزش کاذب روانى مى‌آفريند. بعضى پا را فراتر گذاشته، ادعا مى‌کنند که بازاريابى چيزى جز بمباران تبليغاتى و فريبکارى نيست و باعث آلودگى فرهنگى مى‌شود.
اما واقع امر اين است که رونق بازار، افزايش توليد ملى و شکوفائى اقتصاد بدون بازاريابى صحيح، به دشوارى قابل تصور است. با يک بازاريابى منطقى مى‌توان از مشکلات توزيع تا حدى کاست، تقاضاى کالاهاى داخلى را افزايش داد، ترکيب را بهبود بخشيد و بالاخره به افزايش صادرات کمک نمود.
 

برچسب‌ها: خرید و فروش علامت و نام تجاری, ثبت علائم تجاری, کسب و کار, بازاریابی, روانشناسی فروش

ارسال توسط شکوهی
اما مديريت واردات چيست؟ تعريف عام مديريت واردات‌ اين است که فرآيند واردات کالا از برنامه‌ريزي، سازماندهي، هماهنگي نظارت و کنترل که همه ‌اين موارد از اصول مديريت هستند، تبعيت کند. رهبري در بيانات اخير خود تاکيد کرده‌اند که واردات بايد مديريت شود؛ اما مديريت واردات براساس يک استراتژي تجاري چيست و چگونه بايد اعمال شود؟ ماموريت اصلي مديريت واردات کدام است ؟ 
گرش اصلي در تنظيم استراتژي و بيان ماموريت مي‌بايست بر مبناي توليد صادرات محور مبتني بر «نگرش درون زاي بيرون‌نگر» استوار باشد. در ‌اين صورت ماموريت اصلي مديريت واردات ‌اين گونه تعريف مي‌شود «واردات براي توليد در جهت تامين بهينه نيازهاي داخلي و صادرات.» با توجه به ‌اين تعريف واردات نه تنها مذموم نيست، بلکه همان‌گونه که مقام معظم رهبري فرمودند ضروري هم هست؛ اما واردات در چه شرايطي مذموم است؟ در اين مورد ديدگاه اصلي ‌اين است که واردات در مواردي که به توليد کشور آسيب مي‌زند غيرضروري است. 
با مختصر مطالعه وضعيت کشورهاي موفق در توسعه اقتصادي در رابطه چگونگي و حجم صادرات و واردات و ترکيب کالاهاي وارداتي صادراتي مشخص مي‌شود يکي از عوامل موفقيت‌اين کشورها مديريت صحيح (توليد، صادرات و واردات) بوده است بنابراين ضروري است که با تدوين بسته‌هاي سياستي، هم مديريت مطلوبي بر واردات داشته باشيم وهم توليد و صادرات را در راستاي آن قرار دهيم. 
به طور مثال در سال 2008 سهم کالاي واسطه‌اي و نيم ساخته بدون احتساب نفت و مواد سوختي 40 درصد از کل صادرات جهاني است و ‌اين رقم در چين و مالزي و تايوان (50 تا-70درصد) بوده است. در نقطه مقابل سهم صادرات سوخت و محصولات معدني به کل صادرات در سال 2007‌ ايران 87 درصد‌، ترکيه 10 درصد، مالزي 8/15 درصد و کره 9 درصد بوده است؛ بنابراين، آنچه اهميت دارد، ترکيب واردات و صادرات است نه فقط حجم واردات. اگر واردات منجر به افزايش توليد و افزايش صادرات شود که مفهوم آن افزايش اشتغال و نشاط و توان اقتصادي و توان رقابت و حضور در صحنه‌هاي بين‌المللي است، بايد از آن استقبال کرد. حال با توجه به هدف و ماموريت بيان شده در چارچوب نگرش «واردات براي توليد در جهت صادرات» با استفاده از روش sowt   وspace  ، موقعيت و استراتژي کشور را مشخص کنيم و به صورت جامع، سياست‌هايي در قالب برنامه‌هاي کوتاه مدت‌، ميان‌مدت و بلند مدت در امر توليد‌، واردات و صادرات مشخص و به اجرا بگذاريم. در‌اينجا نقش اساسي وزارت بازرگاني به عنوان نقش مهم حاکميتي در بخش اقتصاد (در سياست‌گذاري – هدايت و نظارت و پشتيباني) مشخص مي‌شود که جايگاه آن در توسعه اقتصادي اصلي و محوري است‌. بنابراين، همان‌گونه که مقام معظم رهبري فرمودند که مجلس و ساير بخش‌هاي دولت و بخش‌هاي عمومي‌و خصوصي مي‌بايست يارشاطر وهميار دولت بوده و وزارت بازرگاني را در انجام اين ماموريت مهم به ويژه در شرايط خاص منطقه‌اي و جهاني مساعدت کنند و همان‌گونه که برخي از دلسوزان عرصه بازرگاني گفته‌اند، بايد وزارت بازرگاني را از درگيري با مسائل حاشيه‌اي و زودگذر دور کرد تا به ماموريت اصلي‌اش که همان تعريف و تدوين پارادايم جديد بازرگاني براساس اقتضائات زماني است، بپرازد. 
 
مديريت واردات براي توسعه صادرات 
آمارها نشان مي‌دهد سهم کالاهاي واسطه‌اي در تجارت کالا بدون سوخت (بدون نفت وساير سوخت‌ها) در سطح جهان در سال 2008 حدود 40 درصد و در اقتصاد کشورهايي نظير چين‌، مالزي و تايوان بين 50 تا 70درصد بوده است؛ يعني بين نصف تا دو سوم تجارت خارجي ‌اين کشورها در سال مورد گزارش‌، کالاهاي نيمه ساخته و واسطه‌اي بوده است. روي ديگر ‌اين سخن ‌اين است که کشورها، واردات را به‌گونه‌اي مديريت مي‌کنند که در راستاي توسعه صادرات باشد. ورود کالاهاي واسطه‌اي و کالاهاي نيمه‌ساخته بخشي از همين سياست است؛ يعني الگوي تازه‌اي در حال شکل‌گيري است که حتي فراتر از سياست توسعه صادرات عمل مي‌کند؛ به گونه‌اي که ‌اين سياست در حال جايگزين شدن به جاي سياست توسعه صادرات است. 
اين سياست از طريق ‌ايجاد شبکه‌هاي همکاري جهاني براي توليد، تقسيم کار جهاني را از «محصول» به «فرآيند توليد محصول» تبديل کرده است. باکاسته شدن موانع طبيعي ومصنوعي مبادلات اقتصادي درجهان زمينه‌هاي لازم براي دگرگوني فرآيند توليد و آرايش نوين صنعتي و شکل‌گيري زنجيره‌ها و شبکه‌هاي توليد فراهم شده و مناسبات درون بنگاهي نقش و سهم عمده‌اي يافته است و همکاري‌هاي متقابل در اقتصاد جهاني در حوزه فن‌آوري‌، طراحي محصول‌، شيوه‌هاي توليد‌، سازماندهي و بازاريابي تقويت شده است. در نظام جديد اقتصاد جهان، سرمايه‌گذاري (داخلي و خارجي)، انتقال تکنولوژي و صادرات (به طور کلي تجارت) به عنوان سه عنصر اصلي توسعه اقتصادي ماهيت مستقل خود را ازدست داده‌اند؛ اما با يکديگر پيوندي عميق يافته‌اند‌. در اين ميان، رشد صادرات عموما با ارتقاي فن‌آوري و حرکت به سوي توليد و صدور محصولات پيچيده‌تر و با فن‌آوري بيشتر و افزايش کيفيت و کارآيي فعاليت‌هاي اقتصادي و صادراتي موجود همراه بوده است. اينکه امسال رهنمودهاي مقام معظم رهبري بيشتر معطوف به واردات و صادرات است و بيانات ‌ايشان حوزه بازرگاني و تجارت خارجي را دربرمي‌گيرد‌، بايد به فال نيک گرفت؛ چه آن که بيانات‌ ايشان، مصداق دقيق تحولي عميق در اقتصاد ‌ايران است و مي‌طلبد که دولت، بخش خصوصي، مجلس و دانشگاه‌ها، براي جايگزيني نظامي ‌جديد و براي تغيير الگو و پارادايم تازه در بازرگاني خارجي ‌ايران تلاش کنند.

برچسب‌ها: خرید و فروش علامت و نام تجاری, ثبت علائم تجاری, کسب و کار, بازاریابی, روانشناسی فروش

ارسال توسط شکوهی
مدیریت و یا عامل انسانی مهمترین دلیل تحولاتی است كه امروز بشر در همه زمینه‌ها و به هر شكلی در جوامع گوناگون شاهد آن است. در واقع عامل انسانی است كه تفاوت‌های فاحش امروز زندگی بشر با شرایط گذشته‌اش را رقم زده است. اگر این عامل از زندگی روزمره حذف شود در واقع توسعه و پیشرفت از زندگی انسان حذف می‌شود. برای تغییر و حركت بسوی شرایط بهتر علاوه بر عواملی چون سرمایه، مواد اولیه و غیره مهمترین و اصلی‌ترین عامل نیروی انسانی است. در واقع ثروت و دارایی هر جامعه‌ای تنها و تنها نیروی انسانی است. این دیدگاه شاید افراطی بنظر برسد ولی واقعیت‌های پیشرو در جوامع گوناگون این امر را ثابت می‌كند. اگر یك جامعه را با همه امكانات مادی و ثروت‌های بیكران با جامعه‌ای كه از همه این امكانات بی‌بهره است مقایسه كنیم و مشاهده كنیم كه جامعه فاقد ثروت از توان و قدرت بالاتری برخوردار است تنها عاملی كه این مسئله را ایجاد كرده باید عامل انسانی باشد در زمینه امور اقتصادی و تجاری مانند همه دیگر بخش‌های اجتماعی عامل انسانی مهم و حیاتی است. مقاله حاضر نگاهی دارد به یكی از دیدگاه‌های جدید در زمینه مدیریت تجاری.
نخستین توجهی كه در عرصه مدیریت و تجارت به صورتی جدی به رفتار مناسب با عوامل انسانی مبذول گشت به التون مایو استاد دانشگاه هاروارد مربوط می‌شود. وی در تحقیقاتی كه در شركت برق وسترن انجام داد و به تحقیقات هاتورن معروف شد به این نتیجه مهم رسید كه توجه به عامل انسانی مهم ترین ابزار در رشد انگیزش و بهره‌وری سازمان‌ها و كاركنان آنها است. در واقع بعد از آنكه تیلور اصول مدیریت علمی خود را منتشر و اجرا نمود انقلابی در بهره‌وری سازمان‌ها رخ داد، اما به همان نسبت اداره سازمان‌ها را به سمت شیوه‌های مكانیكی كه موجب كاهش رضایت كاركنان می‌شد سوق داد. تلاش‌های التون مایو كه در واقع آغازگر جنبشی نوین در عرصه مدیریت بود و به مكتب رفتارگرایان معروف گشت باعث شد مدیران و نخبگان تجاری توجهی ویژه به عامل روحیه انسانی در داخل و خارج از سازمان نمایند. شكوفایی شیوه رفتارگرایان مربوط به سال‌های ۱۹۳۰ می‌شود با این وجود تا به حال این بینش اعتبار خود را حفظ نموده است. طوری كه حالا در تقسیم‌بندی‌هایی كه برای نگرش مدیریتی مدیران به كار می‌رود آنها را به دو دسته كارمندگراها و كارگراها تقسیم می‌كنند كه در واقع تمایزی است بین كسانی كه اولویت و تمركز خود را بر انجام كار بدون توجه به روحیه دیگران می‌دهند و كسانی كه روحیه كاركنان و انگیزش آنان  را در نظر می‌گیرند. ناگفته پیداست بهترین شیوه روشی  است كه هر دو وجه را یعنی كارگرایی و كارمند گرایی را در اوج دارا باشد.
 هوش هیجانی به نظر می‌رسد می‌تواند شكل تكامل یافته‌ای از توجه به انسان در سازمان‌ها باشد و ابزاری نوین و شایسته در دستان مدیران تجاری و تئوریسین‌های بازار برای هدایت افراد درون سازمان و مشتریان برون سازمان و تأمین رضایت آنها.
هوش هیجانی
در تجارت وقتی صحبت از هوش به میان می‌آید معمولاً به یاد نمره‌های درسی دانشگاه می‌افتیم یا تست‌های هوش آزمون‌های استخدامی به ذهنمان می‌رسد. اما به تعبیری وسیع‌تر می‌توان گفت دو نوع هوش وجود دارد: هوش تحصیلی و هوش هیجانی. با دیدی محدود كه تا به حال وجود داشته است تنها به هوش تحصیلی توجه شده است و اصلاً تنها هوش تحصیلی به رسمیت شناخته شده است. هوشی كه شاخص وجود آن و شاخص مقدار آن در افراد مختلف نمرات درسی یا نتایج تست‌های هوشی بوده است. آزمون‌هایی كه معمولاً در محیط‌های بسته و انتزاعی برگزار می‌شوند و سایر متغیرهای اثرگذار به حداقل رسیده و در واقع متغیرهای محیطی كه می‌توانند اثری سرنوشت ساز در توفیق یا شكست یك كار داشته باشند اثرشان تا حد خنثی پایین آورده می‌شود.
در صورتی كه حالا توجه دانشمندان به نوع دیگری از هوش متمركز شده است. هوش هیجانی كه حداقل در زندگی اجتماعی (بخصوص فعالیت‌های تجاری و بازاریابی) اهمیتی فراتر از هوش تحصیلی دارد. هوشی كه در طول تاریخ مصلحان و نخبگان اجتماعی را از نخبگان علمی جدا می‌سازد.
هوش هیجانی بیانگر آن است كه در روابط اجتماعی و در بده بستان‌های روانی و عاطفی در شرایط خاص چه عملی مناسب و چه عملی نامناسب است. یعنی اینكه فرد در شرایط مختلف بتواند امید را در خود همیشه زنده نگه دارد، با دیگران همدلی نماید، احساسات دیگران را بشنود، برای به دست آوردن پاداش بزرگتر، پاداش‌های كوچك را نادیده انگارد، نگذارد نگرانی قدرت تفكر و استدلال او را مختل نماید، در برابر مشكلات پایداری نماید و در همه حال انگیزه خود را حفظ نماید. هوش هیجانی نوع استعداد عاطفی ا ست كه تعیین می‌كند از مهارت‌های خود چگونه به بهترین نحو ممكن استفاده كنیم و حتی كمك می‌كند خرد را در مسیری درست به كار گیریم.
گلمن در كتاب هوش هیجانی خود به نقل از سالوی توصیف مبنایی خود از هوش هیجانی را درباره استعدادهای فردی در ۵ توانایی اصلی تشریح می‌نماید:
شناخت عواطف شخصی: خودآگاهی و تشخیص هر احساسی است به همان گونه كه بروز می‌نماید. توانایی نظارت بر احساسات در هر لحظه برای به دست آوردن بینش و ادراك. ناتوانی در تشخیص احساسات راستین ما را سردرگم می‌كند. افرادی كه در مورد احساسات خود اطمینان و قطعیت دارند بهتر می‌توانند زندگی خود را هدایت كنند.
به كارگیری درست هیجان‌ها: قدرت تنظیم احساسات خود توانایی است كه بر حس خودآگاهی متكی می‌باشد. افرادی كه به لحاظ این توانایی ضعیف‌اند دایماً با احساس ناامیدی و افسردگی دست به گریبانند در حالی كه افرادی كه در آن مهارت زیادی دارند با سرعت بسیار بیشتری می‌توانند ناملایمات را پشت سر بگذارند. این توانایی كمك شایانی ا ست برای از بین بردن تهدیدهای محیطی و یا كم كردن ضعف‌های درونی.
 
برانگیختن خود: افراد دارای این مهارت در هر كاری كه به عهده می‌گیرند بسیار مولد و اثر بخش خواهند بود. برای عطف توجه برانگیختن شخصی تسلط به نفس خود و برای خلاق بودن لازم است سكان رهبری هیجان‌ها را در دست گرفت. توانایی دستیابی به مرحله غرقه شدن در كار انجام فعالیت‌های چشمگیر را میسر می‌گرداند.
شناخت عواطف دیگران: همدلی اساس مهارت مردم است. كسانی (مدیران و تجاری) كه از همدلی بالایی برخوردار باشند به علایم اجتماعی ظریفی كه نشان دهنده نیازها یا خواسته ‌های دیگران است توجه بیشتری نشان می‌دهند. این توان آنها را در حرفه‌های مدیریت و فروش كه مستلزم مراقبت و توجه به دیگرانند موفق می‌سازد.
حفظ ارتباط‌ها: بخش عمده‌ای از هنر برقراری ارتباط مهارت كنترل عواطف در دیگران است. اینها مهارت‌هایی هستند كه محبوبیت رهبری اثر بخشی بین فردی را تقویت می‌كنند. این افراد هر آنچه كه به كنش متقابل آرام با دیگران بازمی‌گردد به خوبی عمل می‌كنند و ستاره‌های جامعه‌اند.
ساختار مغز انسان با وجود رشد سرسام آوری كه در علوم و ریاضیات و منطق داشته است از نظر عواطف با انسان‌های اولیه تفاوت چندانی نكرده است. هنوز عكس‌العمل انسان در قبال خشم جریان یافتن خون به سمت دست‌ها و تندتر شدن ضربان قلب می‌باشد. در برابر ترس خون به سمت عضلات اسكلتی بزرگ مانند عضلات پا جریان می‌یابد و گریختن را آسان می‌كند و در نتیجه صورت رنگ خود را از دست می‌دهد و در برابر عشق دچار انگیختگی پاراسمپاتیكی می‌شود كه واكنشی از آرامش كلی و خرسندی را پدید می‌آورد و در هنگام تعجب ابروها را بالا می‌اندازد تا میدان دید وسیع تری داشته باشد.
در واقع با وجود رشد بسیار بالای خردورزی در انسان كه فاصله‌ای زیاد با اجداد خود پیدا كرده است قلب و عواطف و احساسات انسان‌ها تغییرات زیادی نكرده‌اند و انسان در این زمینه رشد چشمگیری نداشته است. با وجود آنكه خیلی پیش از آنكه مغز متفكر و منطقی پدید آید مغز هیجانی وجود داشته است. در واقع بادامه مغز كه در مسایل هیجانی تخصص دارد و به عنوان مخزن خاطرات هیجانی عمل می‌كند در جریان تكامل نوع بشر موجب پیدایش قشر مخ شده است. مغز انسان در قرن ۲۱ زندگی می‌كند در صورتی كه قلب او در دوران پارینه سنگی است.
هسته هوش بین فردی ابتدا توانایی درك و سپس ارائه پاسخ مناسب به روحیات و خلق و خو و انگیزش‌ها و خواسته‌های افراد دیگر است.
 هوش هیجانی و مدیریت بازار
استفاده از هوش هیجانی در تجارت ایده‌ای نوین می‌باشد كه برای بسیاری از مدیران و تجار جانیفتاده است. در واقع بیشتر مدیران كماكان ترجیح می‌دهند برای انجام كارها از مغزشان استفاده كنند تا از قلبشان. نگرانی اصلی آنها آن است كه احساس همدلی و دلسوزی با همكاران و مشتریان آنها را از پرداختن به اهداف سازمان دور نماید. در هر صورت همه بایستی قبول كنند كه قواعد بازی در دنیای پست مدرن متفاوت است و بایستی طبق قاعده روز عمل كرد.
شركت‌های هوشمند برای نظارت بر تحولات بازار و همسو شدن با تغییرات سلیقه‌ای و استفاده از قوانین تشویقی معمولاً سیستم بازاریابی طراحی می‌كنند. سیستم بازاریابی فرایندی كامل است كه موجب هماهنگی شركت با بهترین فرصت‌های بازار می‌شود.
فرایند كلی مدیریت بازار شامل ۴ مرحله اصلی است كه عبارتند از:
تجزیه و تحلیل بازار: معمولاً شامل سیستم‌های اطلاعاتی و تحقیقاتی بازار و بررسی بازارهای مصرف كننده و بررسی بازارهای سازمانی می‌باشد. محیط پیچیده و در حال تغییر است و همواره فرصت‌ها و تهدیدهای جدیدی به همراه می‌آورد. شركت و سیستم استراتژیك آن باید محیط را همواره تحت نظر داشته باشند كه این تحت نظر گرفتن محیط مستلزم دریافت اطلاعات زیادی می‌باشد. اطلاعاتی در مورد مصرف كنندگان و نحوه خرید آنها.
 
انتخاب بازارهای هدف: هیچ شركتی توانایی تأمین رضایت تمام مصرف كنندگان را ندارد. وجود شركت‌های مختلف و قوی در تولید كالاهای مشابه بیانگر تنوع و تشتت سلایق بین مصرف كنندگان می‌باشد. هر شركتی برای اینكه بتواند بهترین استفاده را از توانایی‌های بالقوه خود نماید و بهترین جایگاه را در بازار انتخاب نماید و در وضعیت بهتری قرار گیرد نیازمند بررسی چهار مرحله‌ای می‌باشد كه شامل اندازه گیری و پیش بینی تقاضا تقسیم بازار، هدف‌گیری در بازار و جایگاه‌یابی در بازار می‌باشد.
تهیه تركیب عناصر بازاریابی: یكی از اساسی‌ترین مفاهیم در بازاریابی نوین همین مفهوم آمیخته بازاریابی می‌باشد. مجموعه‌ای از متغیرهای قابل كنترل كه شركت آنها در بازار هدف و برای ایجاد واكنش مورد نیاز خود تركیب می‌كند. این تركیب در واقع ابزار دست تاجر می‌باشد برای اینكه بازار را تحت تأثیر قرار دهد. این تركیب كه شامل طراحی محصول ،توزیع كالا، قیمت‌گذاری و تبلیغات پیشبردی می‌باشد كلید اصلی تجارت در بازارهای نوین می‌باشد.
اداره تلاش‌های بازار: این مرحله شامل تجزیه و تحلیل رقبا و خط مشی‌های رقابتی بازار و برنامه‌ریزی ،اجرا و سازماندهی و كنترل برنامه‌های بازاریابی است. شركت‌ها وجه مهمی از بررسی‌های خود را باید روی رقبا بگذارند و به طور مداوم محصولات و قیمت‌ها و شیوه توزیع و تبلیغات پیشبردی رقبا را از نزدیك پی بگیرند و بدانند كه در چه وضعی هستند. مدیریت در رأس هرم سازمان بایستی برنامه‌های بازاریابی را تنظیم نماید و بعد با برانگیختن همه افراد در همه سطوح برنامه را اجرایی نموده و برای اطمینان از اجرای برنامه‌ها و رسیدن به اهداف كنترل داشته باشد و ممیزی بازاریابی را نیز فراموش ننماید.
در لایه‌های مختلف فرایند بازاریابی توجهی ویژه به مشتریان به عنوان شركای سازمان می‌شود. به انسان‌هایی كه دارای عواطف هستند و هر چه شركت‌ها به سمت فعالیت‌های خدماتی می‌روند این حساسیت بیشتر می‌شود.
هوش هیجانی در تك تك مراحل فوق جهت دهنده مدیریت شركت می‌تواند باشد. همه ما داستان كارآفرینان بزرگ را شنیده‌ایم كه از هوش تحصیلی بالایی برخوردار نبوده‌اند و در دانشگاه وضعیت مطلوبی نداشته‌اند اما با تكیه بر هوش هیجانی خود بزرگترین شركت‌های دنیا را ایجاد نموده‌اند. بزرگترین تجار و كارآفرینان معمولاً تأكید فراوانی بر غرایز خود دارند و برای آنچه در خصوص بازار حس می‌كنند اهمیت بسیار بالایی قائلند. وقتی فورد به مهندسان خود با تأكید می‌گوید این نام من است كه بالای این شركت نوشته شده است و بعد تصمیم مورد نظر خود را اجرا می‌كند بیانگر هوش هیجانی اوست. این بدان معناست كه انسان‌هایی در بازار بسیار اثر گذارند كه خوب می‌دانند در ورای همه منطق‌های ریاضی و علمی نیروی الهام و احساس كارساز است. نیرویی كه از بشر اولیه تاكنون همواره همراه بوده است و ما را نیز كه در سر خط حركت تاریخ قرار داریم همان گونه یاری می‌نماید كه اجداد اولیه‌مان را یاری می‌كرد. در واقع مدیران موفقی كه ساختار علمی بازار را می‌شناسند و هوش هیجانی را همچون خون بدان تزریق می‌نمایند شگفتی می‌آفرینند.
مدیران و تجاری كه هوش هیجانی بالایی دارند یعنی كسانی كه احساسات خود را به خوبی می‌شناسند و هدایت می‌كنند و احساسات دیگران را نیز درك می‌كنند و هدفمند با آن برخورد می‌كنند در اداره بازار ممتازند. این افراد حتی در زندگی فردی نیز خرسند و كارآمدند و توانی را در اختیار دارند كه موجب می‌گردد افرادی مولد باشند.
در واقع مدیریت سازمان ابتدا بایستی با تكیه بر هوش هیجانی مسیر را حس كند و دورنما را مشخص كند و مأموریت سازمان را تشخیص دهد و بعد با استفاده از قواعد علمی و تئوریك بازاریابی به اهداف كوتاه مدت و بلند مدت خود دست یابد. احساس خدمتگزاری به مشتریان، همدلی درون سازمانی در جهت حفظ مشتریان و تعیین رسالت سازمان مسائلی نیستند كه از طریق مباحث تئوریك بتوان بدانها پرداخت بلكه نیاز به هوشی برتر دارند كه هم هوش بین فردی را شامل شود هم هوش درون فردی را.
هوش بین فردی و امید و خوش بینی در خدمت بازار
هسته هوش بین فردی ابتدا توانایی درك و سپس ارائه پاسخ مناسب به روحیات و خلق و خو و انگیزش‌ها و خواسته‌های افراد دیگر است. در هوش درون فردی كلید اصلی عبارت است از: آگاهی داشتن از احساسات شخصی خود كه حاصل خودآگاهی ا ست و توانایی متمایز كردن و استفاده از آنها برای هدایت رفتار خویش.
هوش بین فردی توانایی درك افراد دیگر است، یعنی اینكه چه چیز موجب برانگیختن آنها می‌شود، چگونه كار می‌كنند و چگونه می‌توان با آنها كار مشترك انجام داد. تجار و مدیران موفق جزو كسانی اند كه از هوش میان فردی بالایی برخوردارند.
هچ و گاردنر چهار توانایی مجزایی را كه به عنوان مؤلفه‌های هوش بین فردی مطرح می‌باشند به شرح زیر عنوان می‌كنند:

سازماندهی گروه: داشتن ابتكار عمل در هماهنگ ساختن تلاش‌های گروهی از مردم است. این مهارت برای رهبران ضروری است و در رهبران كارآمد هر نوع سازمان تجاری مشاهده می‌شود.
ارائه راه حل: استعداد میانجیگری، اجتناب از تعارض‌ها یا حل تعارض‌هایی كه به وجود آمده است. افرادی كه این توانایی را در سطح بالا دارند در جوش دادن معاملات و داوری كردن و وساطت توانایی زیادی دارند.
ارتباط فردی: دارا بودن این استعداد رویارویی با دیگران یا شناخت و پاسخ دادن مناسب به احساسات و علایق مردم را آسان می‌سازد. این افراد همكاران تجاری خوبی هستند و در دنیای تجارت به عنوان فروشنده یا مدیر موفق می‌باشند و در زمینه دریافتن احساسات دیگران از طریق حالت‌های چهره بسیار موفقند و از محبوبیت زیادی برخوردارند.
تجزیه و تحلیل اجتماعی: به معنای توانایی دریافت احساسات، انگیزش ها، علایق دیگران و داشتن دركی عمیق از آنهاست. این آگاهی از احساسات دیگران باعث می‌شود این افراد به راحتی با دیگران صمیمی شوند. در بهترین حالت می‌توان گفت فردی با این توانایی مشاور تجاری خوبی می‌تواند باشد.
خوش بینی و امید از دیگر ویژگی‌های افرادی است كه دارای هوش هیجانی بالایی می‌باشند. امید نقش شگفت‌آوری در موفقیت تجاری و مدیریتی افراد دارد و زندگی حرفه‌ای هر كس كه به كسب و كار تجاری می‌پردازد به نحو چشمگیری وابسته به میزان امید اوست. امید چشم‌انداز و دورنمایی روشن و پرنوری است كه نشان می‌دهد در نهایت همه چیز به خوبی پیش خواهد رفت. اشنایدر، امید را این گونه تعریف می‌كند: اعتقاد به این امر كه هدفتان هرچه باشد هم اراده دستیابی به آن را دارید و هم راه آن مقابلتان گشوده است. افراد پرامید كه امیدشان تمامی ندارد وقتی در دستیابی به هدفی مثلاً در انعقاد قرارداد معامله‌ای شكست می‌خورند بر این باورند كه سخت تر كار و تلاش كنند و به مجموعه كارهایی می‌اندیشند كه می‌توانست سبب موفقیت آنها در معامله مذكور شود و از آنها درس می‌گیرند.
خوش‌بینی نیز همانند امید اثر بسیاری در موفقیت كار تجاری دارد. خوش بینی یعنی كه فرد صبر و انتظار زیادی داشته باشد. انتظاری در این جهت كه علی رغم وجود موانع و دلسردی‌ها در مجموع زندگی همه چیز درست خواهد شد. خوش بینی‌ها شكست را رویدادی می‌بینند كه می‌توانند آن را جبران كنند.
در تحقیقی كه سیلكمن بر روی بازاریاب‌های شركت بیمه مت لایف انجام داد مشخص شد كه بازاریاب‌هایی كه به طور ذاتی خوش بین هستند در سال اول كار خود به طور متوسط ۳۷ درصد بیشتر از افراد بدبین افراد را بیمه كرده‌اند و رها كردن كار در سال اول در بین افراد بدبین دو برابر افراد خوش بین بوده است. توانایی افراد در شنیدن و پذیرش پاسخ منفی با رویی گشاده در تمام زمینه‌های فروش و بده بستان تجاری توانی سرنوشت ساز است.
 نتیجه‌گیری
خرید و فروش و بازار و مدیریت و تجارت به صورتی اجتناب ناپذیر با عامل انسانی سروكار دارند. چه در محیط داخل سازمان كه سلول اصلی تشكیل دهنده واحدها افراد می‌باشند و چه در محیط خارج از سازمان كه مدیریت با عوامل متعدد انسانی سروكار دارد. از دولتمردانی كه قوانین تجاری را تدوین می‌كنند و گروه‌های مرجع اجتماعی مثل قهرمانان ورزشی و هنرمندان كه سلایق مردم را در خرید اجناس و رواج مد جهت دهی می‌نمایند و نهاد خانواده كه بخصوص در خریدهای بزرگ كانون اصلی مشورت می‌باشند و مشتریان نهایی كه خریداران اصلی هستند تا نمایندگی‌های فروش و توزیع همگی عامل انسان را به عنوان هسته مركزی با خود همراه دارند. هوش هیجانی به عنوان توانایی درك احساسات و نیاز دیگران كمك بسیار كارسازیست در جهت هدایت دیگران در راهی كه منتهی به اهداف بلند مدت و كوتاه مدت سازمانی و رضایت افراد و جامعه می‌شود.
منبع : راهکار مدیریت  

برچسب‌ها: خرید و فروش علامت و نام تجاری, ثبت علائم تجاری, کسب و کار, بازاریابی, روانشناسی فروش

ارسال توسط شکوهی
بسته بندی کالا به شکلهای مختلفی انجام می گیرد، در بسته بندی اولیه برای ظرف و لفاف کالا، طراحی به گونه ای انجام می شود که محتوای کالا را در خود جای دهد ، طراح بایستی بداند که بسته بندی ثانویه معمولا هنگام استفاده کالا دور انداخته می شود و در مرحله آخر، بسته بندی باید به گونه ای انجام شود که برای نگهداری ، شناسایی و حمل کالا مناسب باشد، لازم به ذکر است که برچسب کالا جزیی از بسته بندی کالا تلقی شده وعمدتا شامل اطلاعاتی است که همراه با بسته بندی کالا بصورت چاپ شده جهت آگاهی مشتریان ارائه می شود.
 
طراحان بسته بندی کالا جهت جلب توجه مشتری بایستی با ارائه توضیحات لازم در باره کالا به تصمیم گیری سریع مصرف کنندگان در مورد خرید کالا کمک کرده و بدین ترتیب به فروش بیشتر کالا یاری رسانند زیرا مصرف کنندگان برای راحتی خود حاضرند مبلغی بیشتر در خصوص ظاهر و بسته بندی کالا به شرط جلب اعتمادشان بپردازند وبا اتکا به اعتبار نام کالا و فروشنده اقدام به خرید را انجام دهند. یک بسته بندی خوب باید سبب شناخت فوری نام و علامت تجاری فروشنده شود و با استفاده از روانشناسی رنگها و فرهنگ بومی هر منطقه از بازار هدف ،به تبلیغات بازاریابی کالای مورد نظر کمک نماید. در تصمیم گیری برای نوع بسته بندی کالا بایستی کاربرد محصول در الویت قرار گیرد و سایر عناصر بسته بندی نظیر اندازه، شکل، مواد اولیه، رنگ و محل چاپ علامت تجاری بر اساس آن طراحی شود ، این عناصر برای حمایت از جایگاه و خط مشی بازاریابی کالا باید با یکدیگر به نحو مناسبی تلفیق شوند و با برنامه تبلیغاتی ، قیمت و سیستم توزیع کالا نیز سازگاری کامل داشته باشد، برچسب کالا نیز باید سبب شناسایی کالا یا علامت تجاری شده و وظیفه درجه بندی و شرح کالارا نیز انجام دهد که اهم این موارد عبارتند از نام سازنده ، محل ساخت، زمان ساخت، مواد اولیه مصرفی ، نحوه استفاده درست از کالا ، رعایت نکات ایمنی ، قیمت ، مدت اعتبار مصرف و ارزش مصرفی کالا، لازم به ذکر است که خدمات بعد از فروش به عنوان ابزاری برای دستیابی به مزیت رقابتی کالا همواره مورد استفاده کارشناسان بازاریابی قرار می گیرد ، لذا کسانی که خدمات بهتری را ارائه کنند از میزان فروش و سود بیشتری برخوردار می باشند و این نکته در کنار سایر موارد لازم جهت بازاریابی مانند طراحی زیبا و بسته بندی مناسب با توجه به نیروهای مختلف دیگر موثر بر یک محیط بازاریابی وهمچنین تعامل چند سویه نیروها ،سبب هم افزایی نیروها   (cinergy) در کل سیستم شده و وظیفه تبلیغات کالا را نیز به خوبی انجام می دهد.یک شرکت به منظور تامین نیاز مشتریان بایستی برای کلیه کالاهای خود و خدمات همراه آن برنامه مناسبی داشته باشد و نظر مصرف کنندگان را در مورد ارزش خدمات بعد از فروش و اهمیت نسبی آن بداند و لذا تعیین خدمات مورد نیاز مشتریان اعم از خدمات مشاوره ای، اعتباری و خدمات تعمیر و نگهداری از اهمیت بسیارزیادی برای حفظ سهم بازار صاحبان صنعت برخوردار است. گروهی از محصولات به دلایل مختلفی نظیر فروش به مشتریان یکسان، کانالهای توزیع مشابه و قیمتهای همسان، وابستگی نزدیکی با هم دارند و لذا هر خط تولید به یک خط مشی بازاریابی جداگانه نیاز دارد و یک خط تولید محصول مستقل را تشکیل می دهد. شرکتهایی که در بازار به دنبال جایگاه خاصی از نظر تنوع محصول و افزایش سهم بازار برای رشد بیشتر هستند معمولا از یک خط تولید طولانی برای گروه محصولات همسان خود مانند یک گروه محصولات صنایع غذایی پیروی می کنند که این امر بطور سیستماتیک از طریق بسط خط محصول و تکمیل کردن آن صورت می گیرد و با روشهای مختلف می توان به تولید کالاهایی با قیمتهای متفاوت پرداخت تا همه بخشهای بازار هدف را در اختیار گرفته و خریداران متفاوت را پوشش داد، گاهی با تولید کالاهای جدید و افزودن آنها به اقلام موجود ضمن حفظ بازار کالاهای قبلی می توان جهت دستیابی به سود بیشتر ، رضایت خاطر مشتریان جدید را نیز ایجاد کرد.روش نوسازی خط تولید نیز برای ایجاد رقابت در بازار بسیار موثر است وگاهی صاحبان صنعت با استفاده از روش برجسته سازی خط محصول ، ویژگی خاصی را برای یک کالا در نظر گرفته تا سهم بیشتری از بازار را در اختیار گیرند.ترکیب مناسب محصولات مجموعه ای جور از اقلام مختلف کالا می باشد که یک تولیدکننده یا فروشنده جهت رضایت خاطر مشتری خود در اختیار دارد و کلیه نیازهای همسان سبد کالای مورد نظر مصرف کننده را تامین می نماید ، لذا سازگاری در ترکیب محصولات شرکت برای تامین حدود انتظارات مشتری توسط کانالهای توزیع باید همواره مورد نظر بازاریابان و صاحبان صنعت قرار گیرد.یک شرکت به چهار طریق قادر است حجم فعالیتهای خود را گسترش دهد که ممکن است با اضافه کردن خط تولید جدید ، افزایش تعداد محصولات قبلی، ایجاد تنوع بیشتردر ترکیب محصولات و سازگاری بیشتر کالاها با علایق مشتریان بوجود آید.با توجه به تغییر ذائقه و سلیقه مصرف کنندگان در طول زمان و تحولاتی که در شرایط رقابتی و تکنولوژیک پیش می آید یک شرکت نباید به تولید فعلی خود اکتفا کند زیرا مشتریان خواهان کالاهای جدید و پیشرفته ترند ، لذا هر شرکت به یک برنامه برای تولید کالاهای جدید نیازمند است، لازم به ذکر است که هزینه های دستیابی به کالاهای جدید و تولید و عرضه آنها بیشتر شده زیرا هزینه های تولید، توزیع و وسایل ارتباط جمعی برای تبلیغات افزایش یافته است و شرکتها به دلیل محدودیت منابع مالی خود بجای ابداع و نوآوری به اصلاح کالاهای موجود تمایل بیشتری دارند، مسئولیت تعیین طبقه کالای جدیدی که شرکت می خواهد تولید کند با بخش مدیریت کالا می باشد و لذا برای موفقیت کالای جدید باید ایده های مختلف را بررسی کرده تا جهت حفظ جایگاه شرکت در بازار و دفاع از سهم بازار ، برای پیدا کردن بازارهای جدید داخلی وبین المللی با توجه به نقاط قوت وضعف شرکت و استفاده از تکنولوژیهای نوین در خصوص تهدیدات و فرصتهای موجود در بازار ،فعالیتهای بازاریابی کالای مورد نظررابه نحو مطلوبی مدیریت نمود.
 
اصول بازاریابی (فیلیپ کاتلر)

برچسب‌ها: خرید و فروش علامت و نام تجاری, ثبت علائم تجاری, کسب و کار, بازاریابی, روانشناسی فروش

ارسال توسط شکوهی
 
تاريخ :
منبع:باشگاه اندیشه
 
خلاصه:فیلیپ کاتلر (PHILIP KOTLER) در سال 1931 در شیکاگو متولد شد. لیسانس را از دانشگاه دی پل، فوق لیسانس را در رشته اقتصاد از دانشگاه شیکاگو، دکتری را در همان رشته از MIT و فوق دکتری ریاضی را از هاروارد و فوق دکتری علم و فناوری را از دانشگاه شیکاگو اخذ کرد. او از سال 1969 استاد رشته بازاریابی بین المللی دانشگاه نورث وسترن است. این دانشگاه از اولین مراکزی بود که در آن بازاریابی تدریس می شد. نام کاتلر با واژه بازاریابی عجین شده است. او را بی هیچ تردید پدر بازاریابی می خوانند. 
 
از دهه 1970 که اندیشه بازاریابی پس از دو دهه دوران شکوفایی اقتصادی در غرب و همزمان با رکود ناشی از شوک نفتی و مسائل اقتصادی مطرح و به رسمیت شناخته شد، نام او بیش از دیگران در این زمینه به گوش خورده است. کارنامه پررنگ و بار او در زمینه بازاریابی منحصر به فرد است.
 
کلمات کلیدی: بازاریابی کاتلر
 
تألیف 34 کتاب و بیش از 100 مقاله که در مجلات معتبری نظیر مجله هاروارد بیزینس ریویو منتشر شده گواه مطلب است. کتـــــاب اصول بازاریابی او کتاب مرجع بی بدیل همه دانش پژوهان و پژوهشگران در این زمینه است. کتابهای او به بیش از 30 زبان دنیا ترجمه شده است. کاتلر به راستی بنیانگذار مدیریت نوین بازاریابی است و بیش از هر نویسنده یا متفکر دیگر درگسترش اهمیت بازاریابی و تغییر نگرش به آن از یک فعالت جنبی به فعالیت مهم و اصلی نقش ایفا کرده است. او مـــدرس، نویسنده و سخنران برجسته ای است که مسافرتهای بسیار به اروپا، آسیا و آمریکای جنوبی برای سخنرانی و مشاوره داشته و از دانشگاههای معتبر دنیا دکترای افتخاری دریافت داشته است. کاتلر سالهای متمادی مشاور شرکتهای بزرگی همچون AT&T, IBM ،جنرال الکتریک، فورد، موتورولا، مرک، بــانک آمریکا و... بوده و دانسته های خود را در زمینه برنامه ریزی و سازماندهی بین المللی بازاریابی به این شرکتها منتقل کرده است. او عضو هیئت مشورتی بنیاد دراکر، رئیس هیئت مدیره دانشکده بازاریابی موسسه علوم مدیریت و مدیرعامل انجمن بازاریابی آمریکا (IMR) است.
 
انجمن مدیریت آمریکا (AMA) او را تاثیرگذارترین بازاریاب تمام دوران لقب داده است. کاتلر نه تنها در بازاریابی کلاسیک شهره است بلکه یک پیشرو در تئوری و عمل ارتباط کسب وکار الکترونیک و بازاریابی سازمان محسوب می شود. هیچ پژوهشگری در عرصه بازاریابی نمی تواند خود را بی نیاز از آثار عمیق و دقیق او بداند. تحقیقات و نوشته های او بر مقوله هایی همچون گسترش و کاربرد اصول بازاریابی، تجزیه وتحلیل بازار، توسعه محصول جدید، راهبرد رقابتی، برنامه ریزی راهبردی و سیستم های اطلاعاتی متمرکز است. نگرش فیلسوفانه او به مفاهیم بازاریابی، جایگاه این حوزه خطیر مدیریتی را دگرگون ساخته است. او مقوله بازاریابی اجتماعی را طرح کرد و با تاکید بر اینکه بازاریابی برمبنای ارتباطی است ناشی از نیازها، خواسته ها، پیشنهادها، قیمت و... که تمامی آنها زیربنای ارزشی دارند، اهمیت بازاریابی را از حوزه قیمت و فروش و فعالیتهای توزیع به نیاز مشتری و ارزش آفرینی سوق داد. او سازمانها را واداشت که با مدل مشتری مداری فکر کنند و نیازهای مشتری را محور قرار دهند، وفاداری مشتری را به دست آورند و با نوآوری؛ خواسته های درحال تغییر مشتری همگام شوند. 
 
کاتلر بازاریابی را بخشی از فلسفه مدیریت همه مدیران می داند که براساس آن باید نیازها و خواسته های مشتری را بشناسند و شرایط را درجهت رضایت مندی آنان فراهم سازند. رضایتمندی مشتری در نگاه او هنگامی محقق می شود که ارزش واقعی فراورده یا خدمت برابر یا بیشتر از ارزش موردانتظار مشتری باشد. کاتلر بر این باور است که گرچه بازاریابی مفهومی ساده دارد اما اجرای آن بسیار پیچیده است و برای استادشدن در آن یک عمر وقت لازم است. گرچه هیچ متفکری درجهان به اندازه او درگسترش پیام بازاریابی سهم نداشته است اما در هزاره جدید، او همه را به تفکر مجدد در این مقوله فرامی خواند و ندا در می دهد که راهبرد پیروزمند سال پیش ممکن است امسال ناکارآمد از آب درآید.
 
شما را پدر بازاریابی می نامند. نظر خودتان چیست؟
 
کاتلر: هر زمان که برخی مرا پدر بــــازاریابی می نامند، من این نکته را متذکر می شوم که اگر چنین باشد، پیتر دراکر پدر بزرگ بازاریابی است. 
 
دراکر یکی از انسانهای استثنایی است که من دیده ام. او یک نابغه دربرگرفتن الگو از تاریخ و پیش بینی روندهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی است. برای بسیاری از ما او الگویی است کـــــه دائماً ایده های نو می پرورد و ایده های کهنه را تصفیه می کند.
 

بازاریابی به چه معناست؟

 
 
- بازاریابی به معنی کار با بازارهاست، برای فراهم ساختـــن مبادلات با هدف تامین خواسته ها و نیازهای انسان. بازاریابی فرایندی است که طی آن افراد و گروهها، با تولید و مبادله کالا و فایده با دیگران، خواسته ها و نیازهای خود را تامین می کنند. اصولاً وظیفه بازاریابی شناسایی نیازها و خواسته ها، تعیین بازارهای هدف برای خدمت به آنها، طراحی کالاها و خدمات و برنامه زمان بندی شده برای ارائه خدمت به این بازارها و بالاخره فراخوانی کلیه افراد درون سازمان به اینکه به مشتریان فکر و به آنان خدمت کنند.
 
 
بسیاری از مردم، بازاریابی را به معنای فروش و تبلیغات درنظرمی گیرند. نسبت فروش و بازاریابی چیست؟
 
 
- فروش فقط جزء کوچکی از مجموعه عظیم بازاریــــابی است. فروش یکی از چندین وظیفه های بازاریابی و نه حتی مهمترین آنها، به شمار می رود. 
 
بنابراین، هرچند فروش بخشی از بازاریابی و مدیریت بازار است اما بازاریابی مفهومی بس گسترده دارد. به تعبیر پیتردراکر هدف بازاریابی گسترش فروش است. مفاهیم فروش و بازاریابی غالباً با یکدیگر اشتباه می شــــوند. مفهوم فروش از داخل به بیرون می نگرد. این مفهوم از کارخانه شروع می کند، به محصولات و کالاهای موجود شرکت توجه دارد و به دنبال کسب فروش سودآور است که تبلیغات قابل ملاحظه ای را می طلبد. برعکس، مفهوم بازاریابی دارای نگاهی از بیرون به درون است. این مفهوم با یک بازار کاملاً تعریف شده آغاز می شود، روی نیازهای مشتریان تاکید دارد و با تـــــــامین رضایت مشتریان سود می آفریند. فعالیت بــازاریابی پیشتر از آنکه سازمان فرآورده ای تـــولید کرده باشد، آغاز می شود. فروش پس از تــولید و عرضه فرآورده ها پابه میدان می گذارد. بنابراین، تصور عمومی از مدیریت بازاریابی که آن را تلاش برای یافتن مشتریان کافی برای محصولات فعلی شرکت می بیند، نگاه بسیار محدود به موضوع است. بازاریابی واقعی هنر دستیابی به روشهای زیرکانه برای فروش محصولات شرکت نیست. 
 
بازاریابی واقعی، آگاهی نسبت به آن چیزی است که باید تولید شود و نه فروش آن چیزی که تولید شده است.
 
شما تعبیربازاریابی نئاندرتالی را برای توصیف بازاریابی غیرواقعی به کار برده اید. چه خطاها و اشتباهاتی می تواند بازاریابی را از مسیر صحیح خود دور سازد؟ 
 
- بسیاری از مدیران شرکتها از وضع بازاریابی سازمان خود ناخشنود هستند. آنان شاهد افزایش هزینه ها و کاهش بازده بخش بازاریابی هستند. یک دلیل این است که شرکتها درهمان راههای کهنه و پیشین بازاریابی، بودجه سنگینی هزینه مـــــی کنند و از روشهای زیر پیروی می کنند.
 
بازاریابی را با فروش برابر می گیرند؛
 
بیش ازتوجه به مشتری، بر دراختیار گرفتن او تاکید دارند؛
 
 
به جای اجرای مدیریت بهره برداری، تمام عمر می کوشد تا از مشتری در هر دادوستد سود مناسب ببرد؛
 
به جای قیمت گذاری هدفمند، هزینه ها را پایه قیمت گذاری قرار می دهد؛
 
به جای یکپارچه کردن ابزار ارتباطی بازاریــابی، برای هریک از ابزارها جداگانه برنامه ریزی می کند؛
 
به جای کوشش در شناسایی واقعی مشتری به فکر فروش هرچه بیشتر فرآورده است.
 
مدیریت بازاریابی چه وظایفی بر دوش دارد؟
 
- مدیریت بازاریابی به عنوان تجزیه وتحلیل، برنامه ریزی، اجرا و کنترل برنامه هایی تعریف می شود که برای نیل به اهداف سازمانی تهیه می گردند. 
 
به عبارت دیگر، وظیفه مدیریت بازاریابی، تهیه برنامه های بازاریابی کارآمدی است که شرکت را در بازارهای هدف خود دارای یک موقعیت رقابتی برجسته کند. اجرای این امر مستلزم همان چهار رکنی است که برشمردم.
 

گامهای بنیادین در فرایند بازاریابی کدام است؟

 
- بازاریابی کارآمد با پژوهش آغاز می شود. پژوهش در یک بازار به آشکارشدن بخشهایی می انجامد که از گروههای مشتریان با نیازهای متفاوت شکل گرفته اند. شرکت باید تنها بخشهایی را هدف گذاری کند که در آنها توان فعالیت در بهترین و بالاترین سطح خدمت را دارد. درهریک از بازارهای هدف، شرکت باید پیشنهادهای خود را به گونه ای تنظیم و عرضه کند که مشتری تفاوت آن را با پیشنهاد دیگران به روشنی تشخیص دهد و به این ترتیب خوب جا بیفتد. بخش بندی بازار، برگزیدن بازار هدف و جاانداختن پیشنهادها نمایانگر وجود اندیشه بازاریابی راهبردی در سازمان است. از این پس شرکت به بهره گیری از فنون آمیزه بازاریابی می پردازد و عاملهای آنها را به صورت بهینه با یکدیگر می آمیزد. گام بعدی اجرا و پیاده سازی تصمیماتی است که درباره مدیریت بازار گرفته شده است. گام آخر نیز پایش است و شرکت باید باتوجه به معیارهای برگزیده، به بررسی و ارزیابی نتیجه های به دست آمده درهرگام بپردازد و بهسازی راهبرد و فنون اجرایی را پیش گیرد.
 
 
به آمیزه بازاریابی اشاره کردید. مفهوم و جایگاه این آمیزه در بازاریابی را توضیح دهید.
 
 
- آمیزه بازاریابی مجموعه ای از متغیرهای بازاریابی قابل کنترل است که شرکت آنها را در بازار هدف و برای ایجاد دانش موردنظر خود ترکیب می کنند. چهار گروه از متغیرها (4P) عبارتند از: محصول، قیمت، مکان و تبلیغات پیشبردی (4P=PRODUCT, PRICE, PLACE, PROMOTION).
 
 
شما اخیراً عامل سیاست و باور همگانی را به ایـن عــوامل افزوده و عدد آن را به شش رسانیده اید. این نظر فروشندگان است. نظر خریداران کجا جای دارد؟
 
 
- اتفاقاً این انتقادی است که بر آمیزه بازاریابی وارد شده و بسیار مهم و باارزش است. گفته شده شاید دیدگاه خریداران درمورد آنچه به ایشان پیشنهاد و عرضه می شود متفاوت از دیدگاه عرضه کنندگان باشد، بنابراین، بهتر است که عناوین را با رویکرد به خواست و نظر مشتریان تنظیم کرد.
 
بدین ترتیب درحالی که بازاریابی خود را در موقعیت فروش یک فرآورده می بیند، مشتری خود را در جایگاه خرید یک ارزش یا راه حل برای مسئله اش می گذارد.
 
پس به جای 4P یعنی آمیزه بازاریابی از دیدگاه فروشندگان شما از دیدگاه خریداران چه پیشنهادی دارید؟
 
- 4P یعنی ارزشهای مشتری پسند، هزینه مشتـــری، آسودگی در خرید و ارتباطات (4C: CUSTOMER VALUE, COST OF THE CUSTOMER, CONVENIENCE/COMMUNICATION).
 
 

بخش بندی و تقسیم بازار به چه معناست؟

 
- اصولاً بازار به مجموعه ای از خریداران بالقوه و بالفعل یک کالا اطلاق می شود. تقسیم بازار فرایند طبقه بندی مشتریان به گروههایی با خصوصیات و نیازها یا رفتارهای مختلف است. تقسیم بازار به گروههای خریدار جداگانه، اولین مرحله بازاریابی هدف دار است. بنابراین، راهبـــرد تقسیم بندی بازار استدلال می کند که هر بازار از بخشهایی از مشتریان تشکیل مـــی شود که نیازها و خواسته های متفاوتی دارند. با درپیش گرفتن راهبرد بازاریابی هدف شرکتها می توانند بازار را به تکه های نازک و نازک تر تقسیم کنند. یک قسمت یا بخش از بازار را مصرف کنندگانی تشکیل می دهند که نسبت به مجموعه ای از محرکهای بازاریابی از خود پاسخ مشابهی نشان می دهند.
 
 

می توانید نمونه هایی از رویکرد تقسیم بندی بازار را بیان کنید؟

 
 
- تقسیم بندی بر پایه منافع مشترک مانند مشتریان خواهان ارزانی، کیفیت برتر یا خدمات؛
 
تقسیم بندی برپایه مفهومهای جمعیت شناسی مانند بزرگسالان، جوانان، نوجوانان؛
 
تقسیم بندی مناسبتی مانند مسافران هواپیما در مناسبتهای مختلف؛
 
تقسیم بندی برپایه حجم خرید فرآورده مانند کاربری فراوان، متوسط، کم؛
 
تقسیم بندی بر پایه روش زندگی مانند لباس، شکار یا تفنگ.
 

معنای هدف گیری و جایگاه یابی در بازار چیست؟
 

- هدف گیری در بازار به معنای ارزیابی جذابیت هر قسمت بازار و انتخاب یک یا چند قسمت از بازار و ورود به آن است. مرحله آخر یعنی تعیین جایگاه در بازار نیز به معنای تعیین جایگاه رقابتی برای کالاست، یعنی اشغال یک مکان روشن، مشخص و مطلوب در اذهان مصرف کنندگان هدف نسبت به کالاهای مشابه.
 

جایگاه تحقیقات بازاریابی در فرایند بازاریابی کجاست؟

 
- تحقیقات بازاریـــــابی به عنوان عامل ارتباط دهنده مصرف کننده، مشتری و جامعه، اطلاعاتی را که برای شناسایی و تعیین فرصتها و مسائل ومشکلات بازاریابی، ایجاد و بهبود و ارزیابی فعالیتهای بازاریابی، نظارت بر کارهای بازاریابی و فهم بهتر فرایند بازاریابی مورداستفاده قرار می گیرند دراختیار بازاریاب قرارمی دهد. فرایند تحقیقات بازاریابی از چهار مرحله تشکیل می شود. تعریف مشکل و تعیین اهداف تحقیق، تهیه طرح تحقیق، اجرای طرح تحقیق، تعبیر و تفسیر نتایج تحقیق و گزارش یافته ها.
 

زمینه های معمول و متداول تحقیقات بازاریابی کدام است؟

 
- اندازه گیری توان بالقوه بازار، تجزیه وتحلیل سهم بازار، تعیین خصـــــوصیات بازار، تجزیه وتحلیل فروش، مطالعات مربوط به روند فعالیتهای تجـــاری، پیش بینی های کوتاه مدت، مطالعات مربوط به کالاهای رقابتی، پیش بینی های بلندمدت و بالاخره مطالعات مربوط به سیستم های اطلاعات بازاریابی و بررسیهای قیمت گذاری.
 

به بازار هدف و بازاریابی هدف اشاره کردید. منظور از بازار هدف چیست؟

 
- انقلاب صنعتی پدید آور توانمندی صنایع در تولیدانبوه، پخش انبوه و ترویج انبوه کالاهایی مانند صابون، خمیردندان، نوشابه، موادخوراکی و غیره بود. در اینجا یک کالا برای تمام خریداران به طور انبوه تولید و توزیع می شود. امروزه پاره ای از میان رفتن بازاریابی انبوه را پیش بینی می کنند. آنان می گویند که بازار انبوه درحال تبدیل شدن به بخشهای کوچکتر با مشتریان گوناگون و سلیقه های متفاوت است. بنابراین، بازار هدف به معنای یک یا چند بخش ویژه از بازار است مانند تولید خودروهای مرسدس بنز برای خریداران خودروهای باشکوه و برخوردار از طراحی و مهندسی عالی. به همین ترتیب در بازاریابی هدف، گروههای مختلف شناسایی می شوند که کل بازار را تشکیل می دهند، آنگاه برای بازارهای هدف، کالاهای خاص تدارک دیده می شود.
 

آیا این صحت دارد که میانگین زمان خدمت مدیران بازاریابی در شرکتها 16 تا 18 ماه است؟ 

 
- جای شگفتی نیست. درمورد بازاریابی در سازمان و وظیفه های آن کج فهمی های گسترده ای وجود دارد. برخی مدیران عامل از مسئولان بازاریابی خود انتظارهای غیرواقعی دارند. آنان در صورت شکست فرآورده های نو بی درنگ انگشت اتهام را به سوی مدیر بازاریابی و گروه فروش دراز می کنند.
 

آیا وظیفه بازاریابی تنها برعهده یکی از واحدهای مشخص سازمانی است؟

 
- این یک دیدگاه کوتاه بینانه است. به تعبیر دیوید پاکارد از بنیانگذاران شرکت پرآوازه هیولت - پاکارد،اهمیت بازاریابی بیش از آن است که انجام آن فقط برعهده واحد بازاریابی گذاشته شود. همه واحدهای شرکت می توانند نسبت به مشتری، خوب یا بد عمل کنند و نتیجه رفتار آنان بر درآمد نهایی شرکت اثر می گذارد. اکنون دیگر هیچ واحدی به تنهایی نمی تواند نیازها و مسئولیتهای بازاریابی را برآورده و به عهده بگیرد. همه بخشها و کارکنان شرکت باید به این رسالت پایبند و متعهد شوند.
 
گذار از وظیفه گرایی به سوی فرایندگرایی در سازمانها چه میزان بر این تغییر جایگاه واحدهای بازاریابی اثر می گذارد؟
 
- با ایجاد سیستم های کاری، کار بازاریابان مستقل، کاهش می یابد، زیرا فرایندگرایی، مشتــــری را در مرکز دایره همه فعالیتها قرار می دهد و هدف همگان جلب خشنودی و برآوردن نیازهای او خواهدبود. واحدهای بازاریابی، تخصص ویژه ای که در شناسایی فرصتهای تازه در بازارها دارند، می توانند در زمینه بررسی و شناسایی نیازها، رفتارها و واکنشهای مشتریان برای سازمان به خدمت بگیرند. بنابراین، نقش بازاریابان در بهسازی فرآورده ها و راهبردهای شرکت در بازارها همچنان بااهمیت خواهدبود. 
 
به این ترتیب ممکن است دگرگونیهای زیادی در واحد بازاریابی پدید آید؟
 
- دگرگونی در دیدگاهی که نسبت به بازاریابی داریم موجب تغییر در طبیعت، ساختار و نقش واحد بازاریابی نیز می گردد. می توان پنداشت که بازاریابی در جریان دگردیسی آینده خود به واحد مشتریان،واحد پژوهش و اطلاعات بازاریابی، واحد ارتباطات بازاریابی یا چیز دیگری تبدیل شود.
 
آیا ممکن است اصلاً واحد بازاریابی نداشته باشیم. اصلاً آیا با نبودن واحد بازاریابی، رفتار دیگر واحدها بهتر وکارآمدتر نخواهد شد؟
 
- برخی می گویند که کم توجهی واحدهای دیگر به مشتری، ناشی از وجود یک واحد بازاریابی مستقل در سازمان است. هر واحد تصور می کند که مسئول وظیفه بخش خودش است و وظیفه واحد بازاریابی ایجاد و نگهداری مشتری است. 
 
به همین جهت است که مثلاً در شرکت مارکس انداسپنسر تبلیغات و واحد بازاریابی وجود ندارد، ولی شرکت مشتریان خشنود و وفاداری را همواره به سوی خـــود می کشد زیرا همه کارکنان نخست به مشتری و خواست او می اندیشند.
 
یک شرکت چگونه می تواند مشتریان سودآور را یافته، نگهداری کند و رشد دهد؟
 
 
- برخی از دست اندرکاران، بازاریابی را هنر یافتن و نگهداری مشتریان تعریف کرده اند. ما این تعریف را گسترش داده و به صورتبازاریابی، دانش و هنر یافتن، نگهداری و رشد دادن مشتریان سودآور است درمی آوریم. 
 
 
 
بازاریابان دیروز تنها در اندیشه یافتن مشتری بودند. گروه فروش در پی شکار مشتریان تازه بود و رشد دادن مشتری مفهومی نداشت. اکنون وضع دگرگون شده است. نگهداری و رشد دادن مشتریان هدف نخستین است. هر مشتری را که از دست بدهید برای خرید تمام عمر وی، زیان خواهید کرد. هزینه جلب یک مشتری تازه پنج برابر هزینه خشنود نگهداشتن مشتری کنونی است. نکته منفی دیگر اینکه چند سال طول می کشد تا مشتری تازه درحد و اندازه مشتری پیشین از شما خرید کند.

برچسب‌ها: آشنایی با فلیپ کاتلر, پدر بازاریابی

ارسال توسط شکوهی
 
یکی از ابزارهای مهم ارتباطی در کسب و کار، تبلیغات می‌باشد. موفقیت یا عدم موفقیت بسیاری از سازمانها و شرکتها در گرو فعالیتهای تبلیغاتی آنهاست. لذا بدلیل اهمیت و نقش مهم این امر، هرساله شاهد بالا رفتن بودجه تبلیغاتی در سازمانها و شرکتها می‌باشیم. اما پرداختن به امورتبلیغاتی برای بسیاری از سازمانها تبدیل به یک عادت شده است بطوریکه معمولاً بدون در نظر گرفتن نتایج حاصل از تبلیغات سال گذشته، بودجه بیشتری برای تبلیغات سال بعد خود تصویب نموده و هزینه می‌نمایند. تصمیم راجع به انتخاب رسانه و پیام نیز عموماً بدون بررسی‌های کافی اتخاذ می‌شود.
 پر واضح است که در چنین شرایطی تبلیغ دهنده بدون اطمینان لازم از اثربخشی تبلیغات خود، برای آن هزینه‌های بسیاری صرف می‌کند. از طرف دیگر مشاورین و شرکتهای تبلیغاتی نیز کمتر در مقام پاسخگویی در مقابل عملکرد خود قرار می‌گیرند چرا که اصولاً از ابتدا برای تبلیغ دهنده مشخص نبوده که هدف از صرف هزینه برای تبلیغ خود چه بوده است. معمولاً کوچکترین تغییرات، بعنوان مثال در فروش شرکت یا دیدگاه مردم نسبت به یک نام تجاری کافی است که تبلیغ دهنده را از اثر بخشی تبلیغ خود مطمئن سازد. در هر صورت هر تبلیغ دهنده‌ای اقدام به تخصیص بودجه لازم و انتخاب پیام و رسانه برای تبلیغ خود خواهد نمود اما سوال اینجاست که کدام تبلیغ و در چه رسانه‌ای و با چه بودجه‌ای شرکتها و سازمانها را به اهداف خود نزدیک‌تر می‌سازد؟
برای پاسخ به این سوال می‌بایست مقایسه‌ای از یک طرف بین شرکتهای تبلیغاتی و از طرف دیگر ما بین رسانه‌های مختلف انجام پذیرد. اما برای هر مقایسه، شاخصهایی مورد نیاز است و در حقیقت این شاخصها هستند که نشان دهنده عملکرد یک رسانه نسبت به رسانه‌ای دیگر و یا یک شرکت تبلیغاتی در مقایسه با شرکت دیگر می‌باشند. شاخصهای مورد استفاده برای این منظور در واقع همان نتایج مورد انتظار تبلیغ دهنده می‌باشند. بطور کلی می‌توان گفت که هر شرکت تبلیغاتی و یا رسانه‌ای که تبلیغ دهنده را به اهداف تبلیغاتی خود نزدیک‌تر سازد انتخاب مناسب‌تری تلقی خواهد شد. از این جا می‌توان به نقش و اهمیت تعیین هدف در برنامه‌ریزی تبلیغاتی یک شرکت پی برد. چرا که قبل از هر اقدامی تبلیغ دهنده می‌بایست مشخص نماید که دقیقاً هدفش از تبلیغ چیست. تعیین دقیق اهداف به تبلیغ دهنده کمک می‌کند تا بتواند از این اهداف بعنوان راهنمایی برای تعیین میزان درستی اقدامات انجام گرفته استفاده نماید.
هدفگذاری در واقع همان سرنخی است که در فرایند تبلیغاتی اکثر سازمانها و شرکتها گم شده است. در شرایطی که تبلیغ‌دهندگان نمی‌دانند دقیقاً قرار است چه نتیجه‌ای از تبلیغات خود بگیرند، انتخاب هر رسانه و یا شرکت تبلیغاتی، انتخاب اشتباهی نخواهد بود. کسی که هدفی ندارد، هرگز گم نمی‌شود!
در این مقاله سعی شده است ضمن نشان دادن اهمیت هدفگذاری در تبلیغات، راهکارهایی برای تعیین اهداف تبلیغاتی مناسب برای تبلیغ‌دهندگان ارائه شود.
۲- تعریف تبلیغات
در کتابها و متون مختلف تعاریف متفاوتی از تبلیغات آمده است. اما در تمامی آن تعاریف، اشتراکاتی وجود دارد. این اشتراکات شامل موارد زیر می‌شوند:
 تبلیغ عبارت از یک ارتباط غیرشخصی است .
 می بایست برای آن پول پرداخت شود.
 از طریق رسانه‌های مختلف انجام می‌پذیرد.
 برای متقاعد ساختن یا تأثیر بر اذهان افراد صورت می‌پذیرد.
با توجه به موارد بالا می‌توان تبلیغات را اینگونه تعریف نمود: “تبلیغات عبارت است از ارتباط و معرفی غیر شخصی محصول یا خدمت از طریق حاملهای مختلف در مقابل دریافت وجه برای مؤسسات انتفاعی یا غیر انتفاعی، یا افرادی که به نحوی در پیام مشخص شده‌اند.
۳- پیدایش تبلیغات
از دوران ماقبل تاریخ نوعی ارتباط در خصوص آگاهی از وجود و در دسترس بودن اجناس و کالاها وجود داشته است. برخی از تصاویری که بر روی دیواره غارهای اولیه نقش بسته است مربوط به سازندگان اشیای ابتدایی می‌باشند. بنابراین، تبلیغ مقوله‌ای نیست که چندان جدید باشد و مربوط به سالهای اخیر گردد بلکه ریشه در زندگی اجتماعی انسانها داشته است. با این همه آنچه ما تحت عنوان تبلیغات نو و جدید می‌شناسیم، ریشه در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم دارد. تبلیغات به شکل امروزی مانند بسیاری از رسوم دیگر وارد تجارت و کسب و کار شد و رفته رفته توسعه یافت چرا که لزوم آن احساس می‌شد.
بعد از انقلاب صنعتی بدلیل بالا رفتن حجم تولیدات، دیگر فروش مقوله راحتی نبود. زیرا اولاً بدلیل تولید انبوه، تمایز در بین محصولات تولیدی از میان رفت و بیشتر محصولات، استاندارد و یک شکل شدند. ثانیاً به علت زیاد شدن فاصله بین تولید کننده و مصرف کننده، اطلاعات محصولات و خدمات مانند گذشته به سهولت در اختیار مصرف کنندگان قرار نمی‌گرفت لذا نیاز به کانال ارتباطی جدیدی احساس شد.
با اختراع ماشین چاپ و سپس رادیو و تلویزیـون و دیـگر رسانه‌های جمعی، تبلیغات رشد بیشتری یافت. بطوریکه امروزه شاهد بمباران تبلیغاتی می‌باشیم. هنگامیکه در حال تماشای تلویزیون یا در حال شنیدن برنامه مورد علاقه خود از رادیو هستیم و یا زمانیکه در اینترنت در حال جستجو و یا مـشاهده سـایتهای مـختلف مـی‌باشیم، بـطور مــداوم در مـعرض تبلیغات مختلف قرار داریم. حتی هنگامی که در خیابان در حال عبور هستیم نیز در مواجه با تابلوهای۱ تبلیغاتی قرار داریم. در شرایطی که ما با بمباران تبلیغاتی روبرو هستیم این سوال مطرح می‌شود که آیا همچون گذشته، تبلیغات توانایی نفوذ و تاثیرگذاری بر مخاطبان را دارد؟ به عبارت دیگر در شرایطی که همه با صرف هزینه‌های گزاف در حال تبلیغ هستند و تبلیغات بخش ثابتی از فعالیتهای سازمانها شده است، چگونه می‌توان قبل از آنکه هزینه‌های فراوانی صرف امور تبلیغاتی نمود، از میزان اثربخشی آن فعالیتها اطمینان حاصل کرد؟
۴- بررسی مفهوم اثر بخشی
یکی از شاخصهای سنجش موفقیت در هر سازمانی، میزانی است که آن سازمان اهداف خود را محقق می‌سازد. در اینجا موفقیت هر سازمان با توجه به خود آن سازمان تعیین می‌شود. این رویکرد در ادبیات مدیریت تحت عنوان اثربخشی معرفی شده است. در واقع اثر بخشی عبارت است از درجه یا میزانی که سازمان به هدف‌های موردنظر خود دست می‌یابد. برای سنجش اثربخشی در هر سازمانی در ابتدا می‌بایست اهدافی تعریف شوند. سپس جهت تحقق این اهداف برنامه‌هایی تدوین شده و در ادامه این برنامه‌ها به اجرا گذاشته شوند. در پایان نتایج به دست آمده با اهداف از پیش تعیین شده مقایسه شوند.
میزان تحقق اهداف هر سازمانی نشان دهنده میزان اثربخشی آن سازمان می‌باشد. نکته مهم در تعیین میزان اثربخشی هر سازمانی این است که اهدافی که در ابتدا تعریف شده‌اند قابلیت مقایسه با نتایج بدست آمده را داشته باشند. یکی از پیش نیازهای این مسئله، این است که اهدافی که در ابتدا تعیین می‌شوند، قابلیت اندازه‌گیری داشته باشند.
۵- اثر بخشی در تبلیغات
به منظور سنجش اثربخشی تبلیغات نیز همانند سایر فعالیتها می‌بایست در برنامه‌ریزی تبلیغات و در گام اول آن اهدافی برای تبلیغات تعریف شود. برای برنامه‌ریزی تبلیغات الگوهای متفاوتی وجود دارد که از معروفترین آنها می‌توان به الگوی ۵M اشاره نمود. در این الگو که در شکل ۱ نشان داده شده است، در گام اول هدف تعیین می‌شود، سپس بودجه لازم برای تبلیغات تخصیص یافته و در گام های بعدی نسبت به تصمیم گیری راجع به پیام و رسانه اقدام می‌شود و نهایتاً به منظور تعیین اثر بخشی برنامه تبلیغات نتایج به دست آمده با اهداف از پیش تعیین شده مقایسه می‌شوند.
اکثر فعالیتهای تبلیغاتی هدفی را دنبال می‌کنند اما آنچه که یک طرح تبلیغاتی خوب را از یک طرح تبلیغاتی ضعیف متمایز می‌سازد، کیفیت هدف تعیین شده در آنها می‌باشد. تعریف درست و دقیق هدف به تبلیغ دهنده کمک می‌نماید که شاخصهای مناسبی برای انتخاب رسانه و پیام در اختیار داشته باشد و در نتیجه انتخاب صحیح‌تری نیز خواهد داشت . اما سوال بعدی که در اینجا مطرح می‌شود این است که چگونه می‌توان اهداف بهتری را برای تبلیغات تعریف نمود؟
به منظور تعریف چنین اهدافی می‌بایست طی یک فرایند تحقیقاتی، اطلاعات مورد نیاز جمع‌آوری گردد. این اطلاعات می‌تواند بعنوان منبع اصلی تعیین هدف مورد استفاده قرار گیرد. این فرایند تحقیقاتی شامل بخشهای زیر است:
 در بخش اول باید بررسی شود که دلیل اصلی تبلیغ‌دهنده از تصمیم برای تبلیغات چیست. آیا فرصتی را احساس نموده، قرار است محصول جدیدی معرفی شود و یا برای جلوگیری از افول یک محصول یا خدمت تصمیم به تبلیغات گرفته است. موارد بالا نمونه‌ای از دلایل تصمیم برای شروع یک برنامه تبلیغاتی هستند. ولی به هر ترتیب تبلیغ دهنده می‌بایست دقیقاً دلیل خود را از انجام تبلیغ مشخص نماید.
 در گام بعدی تبلیغ‌دهنده می‌بایست بطور روشن ویژگی‌های متمایز محصولی را که قرار است برای آن تبلیغات صورت پذیرد، لیست نماید. این ویژگی‌ها به دو بخش کلی تقسیم می‌شوند:
۱٫ بخش اول به ویژگی‌های فیزیکی اختصاص دارد. در این بخش تفاوتهای این محصول با سایر رقبای آن به لحاظ شکل، اجزا، اندازه، بسته بندی، کانال توزیع، خدمات، قیمت و … آورده می‌شود.
۲٫ در بخش دوم، ویژگی های احساسی مرتبط با نام تجاری۲ آورده می‌شود. در این قسمت طرز فکر و دیدگاه مصرف کنندگان راجع به آن نام تجاری لیست می‌شود.
 در بخش بعدی باید به این سوال مهم پاسخ داده شود که محصول یا خدمت مورد نظر چگونه و با چه تفاوتی نسبت به سایر رقبا به نیازهای مصرف کنندگان پاسخ می‌دهد. در این پاسخ مزیت اصلی که مشتریان با استفاده از این محصول بدست می‌آورند، بیان می‌شود. پاسخ این سوال کمک بسیار زیادی به تبلیغ دهنده در انتخاب پیام در مراحل بعدی خواهد نمود.
 در گام بعدی تبلیغ دهنده می‌بایست مخاطبین تبلیغ را تعریف نماید. در تعریف از مخاطبین هدف می‌بایست به سه ویژگی مهم آنها اشاره شود. این سه ویژگی عبارتند از:
۱٫ موقعیت جغرافیایی و مکانی مخاطبین
۲٫ ویژگی‌ها و خصوصیات روحی و روانی مخاطبین
۳٫ عادتهای مخاطبین هدف در خواندن، شنیدن و دیدن
اطلاعات فوق را می‌توان از تحقیقات بازار انجام شده در شرکت به دست آورد. در صورت عدم انجام تحقیقات بازار، کسـب ایـن اطلاعات نیاز به بررسی و صرف وقت و هزینه بیشتری خواهـد داشــت. با این وجود صـرف این هزینه‌ها، شرکت را از هزینه‌های بسیار بیشتری که ممکن است هیچ بازدهی را برای شرکت نداشته باشد، مصون می‌سازد. اطلاعات بدست آمده از بررسی‌های بالا به تبلیغ دهنده در انتخاب رسانه مناسب برای تبلیغ کمک خواهد نمود.
 در بخش آخر تبلیغ دهنده باید بطور مشخص بیان نماید که تأثیرات مورد انتظارش از تبلیغ چه مواردی است. بطور کلی تأثیرات مورد انتظار بر مخاطبین به واسطه تبلیغ را می‌توان به گروه‌های زیر تقسیم نمود:
۱٫ افزایش آگاهی: در اینجا هدف از تبلیغ، ارائه اطلاعات جدید در مورد نام تجاری، محصول یا ارائه پاسخ‌های جدید برای رفع نیاز مشتریان است.
۲٫ ایجاد باور: در این قسمت، هدف از تبلیغ این است که مخاطبین تبلیغ به این باور رسانیده شوند که کالای مورد تبلیغ بهتر از سایر کالاهای مشابه است. و یا اینکه روشی که تاکنون مورد استفاده قرار ‌گرفته، بهترین روش انجام کار نیست.
۳٫ برانگیختن احساس: هدف تبلیغ در این مورد ایجاد احساساتی از قبیل، هیجان نسبت به پیشنهاد جدید، تعجب راجع به بخشهایی از خبر و یا همدلی با دیدگاه مخاطبین است.
در کلیه موارد بالا می‌بایست مشخص شود مخاطبین چه کسانی هستند و کدامیک از تأثیرات بالا از آنها انتظار می‌رود و این تأثیرات به چه میزانی خواهد بود. نتایج حاصله تا این مرحله اهداف مورد انتظار تبلیغ دهنده را مشخص خواهد نمود. چنانچه تمام مراحل ذکر شده به درستی طی شود میزان اثربخشی تبلیغات تا حد قابل ملاحظه‌ای افزایش خواهد یافت. در پایان به منظور سنجش اثربخشی تبلیغ اجرا شده، می‌بایست با انجام تحقیقاتی میزان تأثیر تبلیغ بر مخاطبین آن اندازه‌گیری شود. مقایسه نتایج تحقیق اخیر با اهداف پیش بینی شده، میزان اثربخشی تبلیغ انجام شده را نشان خواهد داد.
۶- مزایای هدفگذاری تبلیغات
۱٫ کاهش زمان: هدفگذاری تبلیغات اطلاعات دقیق‌تری را برای انتخاب رسانه، پیام و بودجه فراهم می‌آورد و در نتیجه آزمون و خطا در آن مراحل کمتر شده و به تبع زمان کمتری برای تهیه تبلیغ صرف خواهد شد.
۲٫ کاهش هزینه: بدلیل انتخاب دقیق اهداف، از صرف هزینه‌های غیر ضروری جلوگیری خواهد شد.
۳٫ سنجش اثربخشی تبلیغ: ازهدف‌های تبلیغ می‌توان بعنوان شاخصهای سنجش میزان اثربخشی تبلیغ استفاده نمود.
۴٫ کمک به ارزیابی راه‌حل‌های موجود: از آنجائیکه در گام اول فرایند هدفگذاری دلایل انجام تبلیغ مورد بررسی قرار می‌گیرد، لذا ضرورت انجام تبلیغات نیز مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت. چه بسا راه حل مسئله موجود، تبلیغات نباشد.
۵٫ تعیین شاخصهای مناسب برای انتخاب رسانه و پیام: همانطور که در الگوی ۵M به آن اشاره شد پس از انتخاب هدف، رسانه و پیام تبلیغ انتخاب خواهد شد. بدیهی است که هدف‌گذاری شاخصهای مناسبی را برای انتخاب رسانه و پیام فراهم می‌سازد.
۶- نتیجه گیری
نقطه شروع یک فرایند تبلیغاتی، تخصیص منابع مالی برای اجرای عملیات تبلیغاتی نیست. به منظور حصول نتیجه از هزینه‌های تبلیغاتی باید چند قدم عقبتر رفت و از آنجا به طرح‌ریزی فرایند تبلیغاتی اقدام نمود. تنها سازمانهایی که درک درستی از اهداف و خواسته‌های خود دارند و برنامه تبلیغاتی خود را دقیق و حساب شده طراحی می‌کنند می‌توانند از رقبای خود پیشی بگیرند، در غیر این صورت پیام تبلیغاتی آنها نیز در هیاهوی جنگل تبلیغاتی گم خواهد شد.
امروزه تنها پیامهای تبلیغاتی که هدفمند طراحی و اجرا شده باشند، می‌توانند بر مخاطبان خود تاثیر گذارند. فرایند هدفگذاری تبلیغات با تشریح دلایل اصلی تبلیغ دهنده از انجام تبلیغ شروع شده و با تعریف تأثیرات مورد انتظار از تبلیغ خاتمه می‌یابد.
هدف گذاری تبلیغ باعث کاهش زمان تهیه تبلیغ و کاهش هزینه بدلیل جلوگیری از آزمون و خطاهای بسیار می‌شود .ضمن اینکه تعیین هـدف در تبلـیغات، امـکان سنجش اثربخشی را نیز برای تبلیغ دهنده فراهم می‌آورد و این خود برای تبلیغ دهنده این امکان را فراهم می‌سازد که در اقدامات بعدی خود از نتایج تبلیغات پیشین استفاده نماید.
مراجع
________________________________________
۱٫ روستا احمد، داور ونوس، عبدالحمید ابراهیمی، مدیریت بازاریابی، محل نشر: تهران، انتشارات سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت)۲٫ محمدیان محمود، مدیریت تبلیغات از دید بازاریابی، چاپ اول، انتشارات حروفیه
۳٫ http://www.adcracker.com/brief
4. http://agency.travelwisconsin.com/Programs/es98f.shtm
5. http://www.theadwarehouse.com/services/brief1.html
6. http://www.thebrandmakers.co.uk/creative_brief.htm
7. http://www.market-impact.com/htmlfiles/articles/crbrief.htm

برچسب‌ها: خرید و فروش علامت و نام تجاری, ثبت علائم تجاری, کسب و کار, بازاریابی, روانشناسی فروش

ارسال توسط شکوهی

اسلايدر

  • تبادل لينك