روانشناسي ساعت كار

كارشناس سركشيك الكترونيك فرودگاه اصفهان:  ساعات کار از دیدگاه روا نشناسی صنعتی وسازمانی در دنیای امروز با پیشرفت علم و تکنولوژی در عرصه زندگی انسان ،مشکلات نیز بیشتر شده است.انسانهای امروزی برای  مقابله با انواع مشکلات راهکارهایی می یابند که توسط متخصصین در آن زمینه تحقیق، بررسی و آزمایش شده است.به عنوان مثال برای رفع مشکل کامپیوتر سراغ متخصص کامپیوتر می رویم وبرای رفع مشکل لوازم خانگی به سراغ متخصص آن.

_ در زمینه بیماریها نیز به همین طریق عمل می کنیم.آیا شما برای درمان چشم به سراغ چشم پزشک می روید یا دندان پزشک؟ برای رهایی از درد دندان چطور؟
_در عصرجدید که عصر تکنولوژی است یکی از مهمترین مسائل روابط انسان ها با یکدیگر است .انسان برای اینکه بتواند زندگی کند کار می کندکار مناسب در شرایط مناسب می تواند هم به عنوان فعالیت اقتصادی باشد و هم تفریح سالم.اگر کار با شرایط سخت باشد چه راهکارهایی برای رهایی از مشکلات آن وجود دارد؟
برای چه کار می کنیم؟   آیا شما کار می کنید تا زندگی کنید یا زندگی می کنید که کار کنید؟
_کارکردن هم یکی از فعالیت های روزمره مانند خوردن ، خوابیدن ، ورزش کردن و... است . برای اینکه زندگی خوبی داشته باشیم باید از کار خود لذت ببریم اکثر هنرمندان ، محققان ، معلمان و... عاشق کار خود هستند واز کار خود لذت می برند برای اینکه ما هم از کار خود لذت ببریم چه باید بکنیم؟
_ یکی از شاخه های جدید علم ومعرفت که مسأله نیروی انسانی ودیگر جنبه های مربوط به دنیای کار را در کانون توجه خودقرار داده است،روانشناسی صنعتی و سازمانی است. این شاخه از دانش مطالعه ی علمی رابطه ی میان انسان ودنیای کار را وجهه ی همت خود قرار داده است وسازگاری مردم را در جریان امرار معاش خود با خصوصیات و ویژگیهای محل کار، با افرادی که در محل کاربا آنان سر وکار پیدا می کنند، وبا کارها و مشاغلی که انجام می دهند ، مورد مطالعه قرار می دهد.روانشناسی صنعتی وسازمانی ،در واقع ،کاربرد وبسط وگسترش اصول روانشناسی است به مسائلی که انسان در تجارت وصناعت با آنها دست به گریبان است.
_روانشناسي صنعتي وسازماني آميزه اي است از علم وعمل كه زمينه هاي تخصصي متعدد وگسترده اي از قبيل: روانشناسي امور استخدامي ، رفتار سازماني ، توسعه سازماني ، روانشناسي  مهندسي ، مشاوره حرفه اي ، روابط -صنعتي ، روانشناسي مديريت ، روانشناسي مصرف كننده و...با مباحث فرعي متنوع دربرمي گيرد. از لحاظ علمي در   بسط  و گسترش علم و معرفت در خصوص مردم در دنياي كار است و از لحاظ عملي بر كاربرد علم و دانش درحل مسائل  ومعضلات مبتلا به دنياي كار تاكيد مي ورزد.
_ آنچه كه در اين مقاله با آن مواجه هستيم مبحث ساعت كار و جدول زمان كار است. بعضي از سؤال هايي كه براي مديران خلاق مطرح مي شود آن است كه ساعات كار كاركنان و جدول كار آنان چگونه تنظيم شود تا منتهي به بهره وري بيشتر آنان، گردد؟ 

آيا برنامه ي 8 ساعت كار در روز و 5 روز درهفته مناسبتر است يا 10ساعت كار درروز و4 روز درهفته؟ معايب ومزاياي 12ساعت كارروزانه وكاهش تعداد روزهاي كار به 3 روز در هفته ، چيست؟

_ در سال  1950، پنج روز كار در هفته وهر روز 8 ساعت كار،كاملاً پذيرفته شد. هر چند اكثر مردم در كشورهاي مختلف 8 ساعت در روز و 5 روز از هفته را كار مي كنند، امااكنون اين تمايل به وجود آمده است كه تعداد روزهاي كار درهفته كاهش ودرمقابل ،ساعات كار در هرروز افزايش پيداكند.وطي آن ،كاركنان 10 ساعت درروز وبه مدت 4 روز در هفته يا 12 ساعت در روزوبه مدت 3 روزدرهفته،كاركنند.استفاده از جداول كار فشرده چنان مورد توجه مديران قرار گرفته است كه هر چند درسال 1970 تنها 40 سازمان از اين برنامه تبعيت مي كرده اند،اما در سال 1973،اين تعداد به 3000 سازمان رسيده است(كوپلمن، 1986).
_كاركنان سازمان هاي فعال در كشورهاي غربي كه از اين برنامه استفاده مي كنند،براي جداول كار فشرده مزاياي گوناگوني را قائل هستند.بعضي از اين مزايا عبارتند از:                                   
1) روزهاي تعطيل آنان بيشتر است.   

2) اوقات بيشتري را با خانواده ي خود مي گذرانند.            

3) براي انجام دادن كارهاي ديگرفرصت بيشتري دارند.       

4) اوقات كمتري از وقت خود را صرف رفت و آمد به محل كار خود مي كنند.
_ نتايج  بررسي ها نشان مي دهد هر چند كارگران به دليل افزايش ساعات  كار روزانه احساس خستگي  بيشتري  مي كنند ،اما رفتار آنان در محيط كار ونگرش شغلي آنان در نتيجه ي استفاده از برنامه ي جداول كار فشرده ،بهبود پيدا مي كند.
_ در يكي ازبررسي هاي ديگر كه در سال 1990 انجام گرفته نشان مي دهد كه:             
1) ميزان غيبت كاركنان از كار در حد متوسط بوده       
2) بهره وري شغلي افراد اندكي افزايش يافته       
3) رضايت شغلي افراد به ميزان زياد  افزايش يافته           
4) ميزان خستگي افراد نيز در حد متوسط ،افزايش يافته.
_نتايج مطالعه ي جديدتري (ويليامسون و ديگران ،1994) نشان مي دهد كاركناني  كه 12 ساعت كار نوبتي انجام مي دهند،سالمتر از كاركنان ديگري هستند كه كار نوبتي آنان 8 ساعت است.
كار نوبتي (شيفت)
_ استفاده از برنامه ي كار نوبتي اجتناب ناپذير است وضمناً كار نوبتي بر ابعاد گوناگون حيات حدود 25 درصد از كاركنان سازمان ها اثر مي گذارد،بنابراين ، محققان بسياري تلاش كرده اند آثار منفي كار نوبتي را بر كاركنان بشناسند و راهبردهاي مناسبي را نيز براي حذف يا كاهش اين آثار ،ارائه دهند. عوامل و موضوعهاي مورد علاقه محققان در زمينه ي آثار كار نوبتي عبارتند از:سلامت جسمي ،عملكرد شغلي،حضور در محيط كار وخستگي ناشي از كار،زندگي اجتماعي وخانوادگي  كاركنان ،سلامت رواني ورضايت شغلي . مروري بر مطالعات انجام شده در زمينه ي كار نوبتي نشان مي دهد كه كار كردن تا دير وقت شب ونيز از شب تا صبح،كاركنان را دچار مشكلات جسمي ورواني مي كند ودر روابط شغلي آنان نيز اثر دارد .
_چنین تصور می شود که اثرات منفی کارنوبتی به ویژه شب کاری ، در نتیجه ی اختلال در سیکل های 24 ساعته  کنش های فیزیولوژیکی که خاص هر فرد معین است،به وجود می آید. برای مثال ، بیشتر مردم شبها می خوابند و صبح ،ظهر وشب غذا می خورند. هرچند در زمان دقیق غذا خوردن وخوابیدن افراد تفاوتهایی وجود دارد ، مع هذا ، این نوع عادت مردم با سیکل زندگی آنان همخوانی دارد.چون کار کردن تا دیر وقت شب یا شب تا صبح باعث می شود این نوع الگوهای غذا خوردن وخوابیدن کارکنان به هم بخورد ، بنابراین ،آنان را با مشکلاتی نظیر (کم اشتهایی،ناراحتی معده و   بی خوابی )مواجه می سازد.
_ بسیاری از اثرات روانشناختی و اجتماعی کار نوبتی به دلیل ناسازگار بودن برنامه ی زندگی متصدی شغل با برنامه ی زندگی دیگران است.به عبارت دیگر،شخصی که شب ها کار می کند وروز ها می خوابد،امکان معاشرت با دیگران را ندارد.ضمنا،وقتی اعضای خانواده ی چنین فردی فعال هستند،او باید در خواب باشد ودیگران باید سکوت را رعایت کنند.
کار نوبتی ثابت ودر گردش
_ کار نوبتی می تواند ثابت یا در گردش (متغیر)باشد.در کار نوبتی ثابت،از آغاز گروهی از کارکنان برای کار در صبح و گروهی دیگر برای کار در عصر وشب ،انتخاب می شوند.اما در کار نوبتی در گردش ،متصدیان مشاغل گوناگون به طور گردشی ،متغیر یا نوبتی،صبح تا عصر، عصر تا شب یا شب تا صبح ، به انجام دادن وظایف شغلی  می پردازند.
_یکی از دلایل استفاده از کار نوبتی ، کاستن اثرات منفی کار بعد از ظهر یا شب بر کارکنان است. هر چند با استفاده از کار نوبتی در گردش بیش از دو سوم همه ی کارکنان یک سازمان در ساعاتی به کار مشغول هستند که با سیکل زندگی آنان همسازی ندارد،اما اگر کار نوبتی آنان ثابت باشد ،بهتر می توانند خود را سازگار کنند ؛ چون با هر بار تغییر ساعات کار لازم است دو روز بگذرد تا افراد بتوانند خود را با وضع جدید سازگار کنند،بنابراین ،آثار "کار نوبتی متغیر"بیش از "کارنوبتی ثابت "است.
_ نتایج تحقیقات در زمینه ی کار نوبتی در تایید  قطعی این نکته است که مشکلات  جسمی  و روانی حاصل از کار نوبتی متغیر ،بیش از کار نوبتی ثابت است(فرس ودیگران،1987).[4] برای مثال ،اگر دو گروه از کارکنانی را که یکی از برنامه ی کار نوبتی ثابت وگروه دیگر از برنامه ی کار متغیر پیروی می کنند،مقایسه کنیم،گروه اول،  
1)تأخیر ورود  وغیبت از کار کمتری دارند   
2)رضایت آنان از کار خود بیشتر است
3) بیشتر در فعالیت های اجتماعی مشارکت دارند
4)از سلامت روانی بهتری نیز برخوردارند.
_ ویلکینسون (1992)بامرور دقیق نتایج تحقیقات مربوط به کار نوبتی به این نتیجه رسیده است که کار نوبتی ثابت ،بهتر از کار نوبتی متغیر است.
ساعات کار
_ ساعات کار در کشورهای مختلف متفاوت بوده و هست.در کشور ما(ایران)استاندارد کار 44 ساعت در هفته به صورت 5 یا6 روز کار است . بین ساعات کار اسمی (میزان ساعاتی که فرض می شود کارکنان سرگرم کارند ) وساعات کار واقعی (میزان ساعاتی که کارکنان وقف انجام وظیفه خوداند )تفاوت وجود دارد. تعدادی از روانشناسان صنعتی و سازمانی می گویند که کارکنان بیش از نیمی از ساعات کار هفتگی خود را به طور واقعی به انجام وظیفه   نمی پردازند. ساعات هدر رفته عمدتا از جانب سازمان ها به عنوان وقفه های استراحتی تلقی می گرددوحال آنکه بیشتر آنها غیر مجاز وخارج از نظارت سازمان است.
_رابطه جالبی میان ساعات کار اسمی و ساعات کار واقعی وجود دارد. زمانی که ساعات کار اسمی افزایش می یابد،ساعات کار واقعی کاهش می یابد. به عبارت دیگر طولانی تر شدن کار روزانه یا کار هفتگی ،پایین آمدن   بهره وری را به دنبال دارد. این یافته ها حتی برای کارکنان با انگیزه بالاتر هم  مصداق دارد.
زمان استراحت
_ در هنگام مطالعات روانشناسان به اهمیت زمان استراحت پی برده اند.آثار سودمند این طرح به اندازه کافی اثبات شده است.لیکن دلایل متقن بیشتری برای پذیرش آن لازم است . کارکنان اعم از این که سازمان اجازه استراحت را بدهد یا ندهد ،خود این کار را انجام می دهند.ولی هنگامی که سازمان زمان های لازم را برای استراحت تعیین نمایید از توقف -های غیر مجاز کاسته می شود. روانشناسان صنعتی /سازمانی سایر مزایای این طرح را بدست آورده اند که این مزایا عبارتند از:افزایش روحیه و بهره وری ،کاهش خستگی ویکنواختی، کاهش ساعات کار اسمی وافزایش کارایی (جانارو،بچ تولد و کلیپل 1988 ). 
_کارگرانی که به کارهای سنگین بدنی اشتغال دارند به دلیل استراحت ماهیچه ها برای انجام کارهای بعدی نیازمند وقفه های استراحتی اند.برای اکثر کارهای نشستنی وفکری استراحت کوتاه مدت مفید است. وقفه های استراحتی فرصتی فراهم می کند که ما به چیز های دیگری نیز فکر کنیم وبا همکاران در تعامل باشیم.وقفه های استراحتی نگرش بسیار مثبتی را به مدیریت سبب می شود.
_ توقف ها برای استراحت استاندارد زندگی ،سازمانی شده است واز طرف کارکنان سازمان مورد انتظار است .
تهیه وتنظیم :امین مهرآذین

 

فنون كاريابي (رمز مصاحبه استخدامي موفق )

زماني كه در يك مصاحبه شغلي پذيرفته نمي شويد، بايد چه تدبيري بينديشيد؟
زماني از يك مصاحبه استخدامي گذشته ولي كسي باشما تماس نمي گيرد؟ بعد از مدتي كه با واهمه كار را دنبال مي كنيد و در ذهنتان به جستجوي آن هستيد كه چه اتفاقي افتاده است تلاش مي كنيد با مرور آنچه گذشته دريابيد كه نتيجه چه بوده است ؟ به دنبال آن دفترتلفن خودتان را باز مي كنيد و با محلي كه باشما مصاحبه شده تماس مي گيريد . اكنون ببينيم چه روي داده است ؟

شما فقط تلفن زده ايد، شغلي پيدا نكرده ايد.مصاحبه كننده به شما مي گويد: از اينكه تشريف آورديد، سپاسگزارم، اما شخص ديگري را استخدام كرده ايم.ممكن است كه يك تمايل غريزي شما را وادار به تلفن زدن كند اما اگر مدبرانه عمل كنيد، ظرف مدت چند دقيقه بعد از صحبت كردن با مصاحبه كننده احساس خوبي پيدا خواهيد كرد.به دليل اينكه علت مردود شدن در اين مصاحبه را متوجه شده ايد و اين همان نكته اي است كه به شما در جستجوي شغلي بعدي كمك بزرگي خواهد كرد. به عنوان مثال مي توانيد از مصاحبه كننده درخواست كنيد كه در اين باره به شما توضيحاتي بدهد. اكنون وقت اين نيست كه كنترل خودتان را از دست بدهيد و غيرحرفه اي عمل كنيد. به خاطر داشته باشيد كه ممكن است فرد ديگري كه استخدام شده، نتواند كار كند و گزينه بعدي براي استخدام جايگزين، شما باشيد، و شايد هم شما را براي قسمت ديگري از سازمان در نظر گرفته باشند. نبايد از كوره در برويد و مثلا بگوييد: «خوب، اين بدشانسي شما بود كه مرا انتخاب نكرديد! بالاخره معلوم هست كه قرار است چه كسي را استخدام كنيد؟». در عوض بايد جملاتي شبيه به اين را بگوييد: «براي اينكه مرا از اين موضوع مطلع كرديد، سپاسگزارم. مي توانم بپرسم كه علت پذيرفته نشدن من چه بوده است؟»اگر پاسخ واضحي دريافت نكرديد، مي توانيد اينگونه ادامه دهيد:« ممكن است خواهش كنم مرا راهنمايي كنيد و بگوييد كه بايد چگونه مهارت ها و تواناييي هاي خودم را افزايش دهم و يا اصلا براي موفقيت و دستيابي به چنين موقعيت شغلي، در آينده بايد چه مهارت ها و توانايي هاي ديگري كسب كنم؟»اشاره به چنين نكاتي، باعث مي شود كه مصاحبه كننده متوجه شود كه حتي در شرايط ناراحت كننده نيز قادر به حفظ خونسردي خود بوده و براي اثبات توانمندي هاي خود، همچنان ثابت قدم هستيد. همين ممكن است موجب شود تا مصاحبه كننده موقعيت شغلي ديگري كه موجود است را براي شما در نظر بگيرد.در عين حال نيز مي توانيد براي پافشاري بيشتر از يك چنين جملاتي استفاده كنيد: «البته من هنوز هم بسيار تمايل دارم كه با شركت شما كار كنم، و در صورت لزوم حاضرم در آزمون يك موقعيت شغلي ديگر از شركت شما، امتحان دهم، يا اينكه يك بار ديگر هم در آينده در همين مصاحبه شغلي، شركت كنم؛ آيا براي شما چنين كاري مقدور است؟»نكته! اساسي در اينجا، غرولند نكردن و حفظ ارتباط با كارفرما يا مصاحبه كننده است. اين نوع مكالمات مي تواند منجر به يادآوري هاي بعدي در آينده شود و با اين كار شما نشان مي دهيد نه تنها از پذيرفته نشدن در مصاحبه، نااميد نشده ايد، بلكه همچنان تمايل داريد كه در ليست «فعال» كارفرماي احتمالي خود باقي بمانيد.اين تاكتيك معمولاً به يافتن موقعيت هاي شغلي ديگري، منجر مي شود. به عنوان مثال، مي توانم بگوييم كه شما فقط دريافته ايد كه چرا نتوانسته ايد موقعيتي را كه اميدوار به پذيرفته شدن در آن بوديد، به دست بياوريد. اما اين عين نااميدي است، اگر شما نتوانسته ايد از اين موقعيت براي اعمال تغييرات لازم جهت مصاحبات بعدي استفاده كنيد، دنيا كه به آخر نرسيده است. در اين گونه موارد، شما حداقل نوعي رابطه آشنايي با فردي كه اطلاعات مورد نظر را به شما داده است، پيدا كرده ايد، بنابراين پرسيدن چند سوال، چندان غيرمعقول نخواهد بود.شما مي گوييد:«خوب، البته ناراحت كه هستم، اما مايلم كه بدانم براي اصلاح نقاط ضعف خودم، بهتر است چه كارهايي انجام بدهم. شما مي توانيد چند راه كار مناسب را كه در اين زمينه به من كمك كند، پيشنهاد نماييد؟»(بعد از اينكه (اميدوارانه)، اطلاعات مفيدي در اين زمينه كسب كرديد، آنگاه مي توانيد درباره آنها فكر كنيد. آيا بايد دوره هاي بيشتري ببينيد؟ بايد در قسمت هاي ديگري كار كنيد و يا آموزش همزمان داشته باشيد تا بتوانيد به كسب موقعيت مورد نظر خود قائل شويد؟
مي توانيد در نهايت بپرسيد:«اگر شما به جاي من بوديد، دفعه بعد چه كار مي كرديد؟»با اينكار شما، در ذهن آن كارفرما به عنوان شخصي كه مايل به اكتساب مهارتهاي جديد و آموزش ديدن در زمينه هاي ديگر نيز هست، نقش مي بنديد و به احتمال زياد، در آزمون هاي استخدامي ديگر، از شما چشم نخواهد پوشيد. چنانچه نتوانستيد مستقيماً به پاسخ سوالات خود دست پيدا كنيد، تقاضا كنيد تا وقت ملاقات ديگري براي شما تعيين كنند.به خاطر داشته باشيد: فردي كه قادر به كنترل احساس ناراحتي خود باشد و حرفه اي عمل كند- و آن را تجربه مثبتي براي موقعيت هاي احتمالي آينده تصور كند- در آينده به عنوان شخصي بالغ، قابل اعتماد و موجه، به وي خواهند نگريست. و افرادي هم كه خلاف اين كار را انجام مي دهند، دفعه بعد هم شكست خواهند خورد.

روزنامه بازاركار

شیوه ها و ایده های بازاریابی‌ در یک‌ اقتصاد ضعیف

اکونیوز: امروزه شرایط عمومی اقتصادجهانی چندان وضعیت مطلوبی نداشته و در این شرایط بحران جهانی از طرحها ، ایده های نوینی می بایست مددجست که ما دراینجا به چند مورد اشاره می کنیم.


۱- همواره‌ تفکر بازاریابی‌ داشته‌ باشید. یک‌ پوشه‌ برای‌ نگه‌داری‌ هر نوع‌ ایده‌خوبی‌ که‌ به‌ ذهنتان‌ می‌رسد، اختصاص‌ دهید و نمونه‌‌ی نامه‌های‌ مستقیم‌ پستی‌، آگهی‌های‌ تبلیغاتی‌ چشمگیر و هر نوشته‌ یا کاغذی‌ که‌ مربوط‌ به‌ امور تبلیغات‌ می‌شود را در آن‌ نگهداری‌ کنید تا در آینده‌ بتوانید در نتیجه‌ی‌ هر جرقه‌ای‌ در ذهن‌تان (اصطلاحاً طوفان‌ ذهنی‌ Brainstorm) از آنها استفاده‌ کنید.

۲ - بازار را هدف‌ گذاری‌ کنید. هر نوع‌ تحول‌، تغییر و توسعه‌ای‌ را در روند صنعت، اقتصاد و صنایع‌ در ارتباط‌ با حرفه‌ خود زیر نظر داشته‌ باشید. رقبای‌ خود را به‌ خوبی‌ بشناسید و پوشه‌ و فایلی‌ را برای‌ بررسی‌ عملکردهای‌ هریک‌ از آنان‌اختصاص‌ دهید.

۳ - محصولات‌، خدمات‌ و علایم‌ تجاری‌ خود را گسترش‌ دهید. محصول‌ یا خدمات‌ جدیدی‌ خلق‌ کنید و آنها را به‌ روز نگه‌ دارید. اسامی‌ و عناوین‌ تجاری ‌خوب‌ برای‌ محصولات‌ یا خدمات جدید بسیار حیاتی‌ هستند. محصولات‌ و خدمات‌ خود را همواره‌ نو و به‌هنگام‌ کنید تا مشتریان‌ پیشرفت‌ شما را مشاهده‌کنند.

۴ - یک‌ تیم‌ تشکیل‌ دهید. یک‌ تیم‌ مشاوران‌ بازاریابی‌ یا روابط‌ عمومی‌ متشکل‌ از کارکنان کلیدی‌ درون‌ سازمان‌ خود و خارج‌ از سازمان‌ تشکیل‌ دهید. در همایش‌های‌ تخصصی‌ شرکت‌ کنید. نشریات‌ تخصصی‌ بازاریابی‌ را مطالعه‌ کنید. به‌ منظور رسیدن‌ به‌ گزینه‌های صحیح، با متخصصان‌ بازاریابی‌ خارج‌ از سازمان‌تان‌ مشاوره‌ کنید.

۵ - بودجه‌ اختصاص‌ دهید. در حال‌ حاضر چه‌ مقدار پول‌ یا بودجه‌ صرف‌ بازاریابی‌ می‌کنید؟ چه‌ مقدار تمایل‌ دارید که‌ بپردازید؟ درصدی‌ از درآمد ناخالص‌ را که‌ می‌تواند به‌ بازاریابی‌ اختصاص‌ داده‌ شود، تعیین‌ کنید. سعی‌ کنید که‌ یا از طریق‌آگهی‌ و تبلیغ‌ و چه‌ از طریق‌ روابط‌ عمومی‌ به‌ صورت‌ ماهانه‌ در بازار حضور خود را اعلام‌ کنید.

۶ - خود را در اذهان‌ زنده‌ و حاضر نگه‌ دارید. روزنامه‌ای‌ یا نشریه‌ای‌ منتشرکنید. مقالاتی‌ عرضه‌ کنید. وب‌ سایت‌ راه‌ اندازی‌ کنید. در پایین‌ هر پست‌ الکترونیکی‌که‌ می‌فرستید، بخش‌ متحدالشکلی‌ را که‌ شامل‌ اطلاعات‌ تماس‌، آدرس‌ وب‌ سایت‌ و شعار باشد را اختصاص‌ دهید. به‌ موکلان‌ یا مشتریان‌ خود، کارت‌ پستی‌ اعم‌ از تبریک‌، دعوت‌ یا غیره‌ و یا کارت‌ پستی‌ الکترونیکی‌ بفرستید تا ارتباط تان‌ با آنهاحفظ‌ شود.

۷ - با نشریات‌ ارتباط‌ داشته‌ باشید. بخشی‌ را برای‌ ارتباط‌ با نشریات‌ و کارخبری‌ تشکیل‌ دهند. اطمینان‌ حاصل‌ کنید که‌ با نشریه‌ای‌ کار کنید که‌ سرویس‌خبری‌ online دارد و دارای‌ صفحات‌ تصویری‌ با کیفیت‌ بالاست.

۸ - به‌ سازمانهای‌ اجتماعی‌ - محلی‌ و همچنین‌ گردهمایی‌ها بپیوندید. باسخنرانان‌ در کنفرانس‌هایی‌ که‌ شرکت‌ می‌کنید، تماس‌ بگیرید.

۹ - به‌ تماس‌ها و سفارشات‌ به‌ سرعت‌ پاسخ‌ دهید. اگر به‌ هر دلیلی‌ در دسترس‌نبودید، تماس‌ گیرنده‌ را به‌ شخص‌ دیگری‌ که‌ جانشین‌ شما هستند، ارجاع‌ دهید.

بخشی‌ از وب‌ سایت‌ خود را به‌ نیازهای‌ مشتریان‌ اختصاص‌ دهید.

اطمینان‌ حاصل‌ کنید که‌ برای‌ مراجعه‌ کنندگان‌ به‌ وب‌ سایت‌ و کلاً مردم‌، تماس‌با شما آسان‌ است‌. همیشه‌ و در همه‌ حال‌، تماسها و پیام‌ها را پی‌گیری‌ کنید.

۱۰ - تبلیغ‌ کنید. یک‌ بروشور جدید از محصولات‌ و خدمات‌ خود تهیه‌ کنید و یا آنها را در صورت‌ موجود بودن‌ به‌ شکل‌ بهتری‌ تغییر دهید. سعی‌ کنید شماره‌ تماسی‌ داشته‌ باشید که‌ به‌ راحتی‌ قابل‌ یادآوری‌ باشد. روی‌ تمام‌ محصولات‌تبلیغاتی‌، آدرس‌ وب‌، ایمیل‌ و شعار خود را همواره بگنجانید.

۱۱ - در نمایشگاه‌ها، حامی مالی غرفه‌های‌ معروف‌ شوید. گردهمائی‌هایی‌ را دردفتر خود ترتیب‌ دهید یا در یک‌ سمینار و کنفرانس‌ یا گردهمایی‌، سخنرانی‌ ایرادکنید.

۱۲ - برای‌ نشریات‌ یا روزنامه‌های‌ محلی‌، مجلات‌ بازرگانی‌ محلی‌ و نشریات ‌بازرگانی‌- تجاری‌ ستون‌ سرمقاله‌ای‌ بنویسید. مقاله‌ای‌ چاپ‌ کنید و آن‌ را برای‌صنف‌ خود بفرستید.

رمز موفقيت در تجارت الکترونيک

سالانه بيش از 500 ميليارد دلار گردش مالي تجارت جهاني را در اختيار (e-commerce) تجارت الکترونيک دارد. اين نوع خاص از تجارت که از اوايل دهه 90 ميلادي آغاز شد، به دليل سهولت در بکارگيري آن و داشتن مولفه‌هايي مانند سرعت، دقت و امنيت، از مشتري مداري بسياري برخوردار شد که در اينترنت، نمونه‌هاي زيادي از آن را مي‌توان مشاهده کرد.

اين 7 نکته زير مي‌تواند راهگشاي خيلي از موفقيت‌هاي بزرگ، در فرمت‌هاي ساده باشد.

نکته اول:فرصت را غنيمت شمريد. ميانگين زماني که يک کاربر اينترنت به مرور يک صفحه اختصاص مي‌دهد، حداکثر 46 ثانيه است در طي همين 46 ثانيه است که يک تجارت برخط مي‌بايستي مشتري را جذب و با يک پيشنهاد مختصر معامله را تمام کند. يعني از زماني که يک کاربر وارد سايت مي‌شود تا يک کالا را مي‌بيند و نهايت انتخاب مي‌کند و سپس هزينه اعتباري آن را پرداخت مي‌کند، نبايد بيش از اين زمان، زمان سپري شود. فرايند مشاهده – بررسي - انتخاب و خريد، مراحل 4 گانه بهينه در تجارت الکترونيک سريع و موفق را نشان مي‌دهد.

موتورهاي جست و جو ، فهرست‌هاي طبقه‌بندي موضوعي کالا، طبقه‌بندي دسته‌اي کالا و مانند آنها، همه و همه، راههاي سريع تر رسيدن به هدف را در تجارت الكترونيك هدف قرار مي‌دهند. سايتي که براي تجارت الکترونيک راه اندازي مي‌کنيد بايد به گونه‌اي چيدمان شده باشد، که يک کاربر بتواند در عرض 46 ثانيه جنس مورد نظر را مشاهده و قيمت آن را بررسي و در فرم درخواست خريد، آن را وارد کند.

نکته دوم: به اهداف خاص فکر کنيد. شناخت مشتري و تحليل رفتار سازماني آن در دنياي مجازي ،يک اصل مهم براي مديران سايت‌هاي تجارت الکترونيک است. مشتريانتان را بشناسيد و خواسته‌هاي آنها يک نمونه بارز است. زماني که تجارت برخط را شروع مي کنيد کوچک اما درست شروع کنيد. حرکت درست بسيار مهم و کاربردي است. از همه مهمتر ، توجه به نکاتي است که خيلي‌ها به آن توجه نکرده‌اند.

نکته سوم : برنامه‌ريزي تجاري قوي. آگاهي کاملي از منبع درآمدتان، يکسان کردن حسابهايتان، ساير نکات راهبردي در زمان شروع تجارت برخط و برنامه‌ريزي مراحلي که شما را به موفقيت نزديک خواهد کرد، را بايد داشته باشيد. شما بايد زمان مناسبي را براي توسعه تجارت خود و برنامه‌ريزي در جهت دستيابي به منابع درآمد جديد انتخاب کنيد. تجارت اينترنتي تاريخچه تکان دهنده‌اي دارد که تحولات فجيعي را با سرعتي شگفت انگيز ايجاد کرده است. براي رويارويي با چنين تحولاتي آماده باشيد و برنامه‌ريزي دقيقي براي پشت سر گذاشتن چنين لحظات تکاندهنده‌اي را داشته باشيد. يعني توجه به نيازها، اهداف و طريقه رسيدن به اهداف که نيازمند،IT  تعيين يک برنامه کاري مبتني بر کسب مشاوره از نخبگان و ايجاد فضاي الکترونيک درستي است.

نکته چهارم : انتخاب نرم افزار تجارت الکترونيک تاجر پسند. همواره نرم افزاري را انتخاب کنيد که مديريتي آسان داشته باشد و امکان تمرکز شما را بر روي هسته فعاليتهاي تجاريتان فراهم سازد. سعي کنيد بهترين نرم افزاري که نيازهاي مخاطبان شما را در خريد راحت ياري مي‌کند ، انتخاب کنيد.

نکته پنجم: يک فروشگاه اينترنتي متفاوت ايجاد کنيد. خاطرات بصري ماندگاري بيشتري نسبت به خاطرات نوشتاري دارد. اسمي که براي سايت‌تان انتخاب مي‌کنيد، براي موفقيت شما در تجارت برخط اهميت بسزايي دارد.

نکته ششم: فروشندگان فعال خود را قوي سازيد. ابتدا براي جذب مشتري اهداف خودرا تبليغ کنيد. فروشگاه اينترنتي خود را به صورتي طراحي کنيد که يک بازديدکننده، زماني که فروشگاه شما را ترک مي‌کند از خصوصيات کالاهاي شما با خبر باشد حتي اگر تمايلي به خريد آنها نداشته باشد.

نکته هفتم: نگذاريد که مشتريانتان شما را فراموش کنند. مديريت روابط با مشتري در درجه اول اهميت قراردارد، به ويژه زماني که شما در تلاش براي ايجاد حداقل سقف مشتري پايدار هستيد ..

ثروتمندترین نوابغ دنیای فناوری اطلاعات

این همه پولی که بابت خریداری انواع و اقسام سخت‌افزار و نرم‌افزار هزینه می‌شود در نهایت به جیب چه کسانی می‌رود و کدام نابغه‌های دنیای فناوری را ثروتمندتر از قبل می‌کند؟


1- بیل گیتس (
bill gates)

ارزش خالص دارایی 67 میلیارد دلار
بیل گیتس نه تنها ثروتمندترین مرد دنیای فناوری است، بلکه دست و دلبازترین آن‌هاست. او تاکنون بیش از 28 میلیارد دلار صرف موارد عام‌المنفعه کرده است و در پنجمین نامه‌ی سالیانه‌ای که برای بنیاد بیل و ملیندا گیتس نوشته است، اذعان می‌کند که عدد جمع کل سرمایه‌گذاری کم اهمیت‌تر از ارزیابی میزان تأثیر آن است، مواردی نظیر کاهش نرخ مرگ و میر کودکان برای نمونه بسیار مهم هستند. او که در سال گذشته درآمد خالصش با افزایش 6 میلیارد دلاری به رقم 67 میلیارد دلار رسیده است، موفق شد بدون اتکا به شرکت مایکروسافت، و بدون بهره از 5 درصد سهامی که در این کمپانی دارد بر ثروت خود بیفزاید. او توانست با تجارت پرسود سهام شرکت‌های خصوصی و اوراق قرضه شرکت‌هایی نظیر کمپانی فناوری Ecolab، شرکت پخش تلویزیونی مکزیک (Televisa) و بزرگ‌ترین شرکت تولید نوشابه‌ در امریکای مرکزی به نام FEMSA که متعلق به اوست این همه درآمد اضافی کسب کند.


 -2 
لری الیسون (larry ellicson)

ارزش خالص دارایی 43 میلیارد دلار
لری الیسون در سال گذشته سومین مرد ثروتمند امریکایی نام گرفت و در حوزه‌ی خرید و فروش مسکن کار بزرگی کرد. وی در ماه ژوئن موفق شد 98 درصد از جزیره‌ لانای در هاوایی را خریداری کند. ارزش این معامله رقمی در حدود 500 میلیون دلار یا بیشتر تخمین زده می‌شود و بدین ترتیب الیسون در حدود 141 مایل مربع از این جزیره را مالک شده است، که شامل دو هتل مجلل و مرکزی مسکونی می‌باشد. در ماه فوریه نیز ارزش سهام اوراکل که او سهامدار عمده‌اش است با افزایش چشمگیری همراه بود.
 -3 
جف بزوس (jeff bezos)

ارزش خالص دارایی 25.2 میلیارد دلار
سایت آمازون متعلق به جف بزوس را می‌توان بزرگ‌ترین خرده‌فروشی اینترنت در نوع خود دانست، که بنا به آمار و ارقام در سال 2012 میزان فروش آن از 61 میلیارد دلار گذشته است و رشد 13 میلیارد دلاری را نسبت به سال پیش از آن نشان می‌دهد. بدین ترتیب ارزش سهام آمازون با رشد 40 درصد همراه بوده و به همین خاطر افزایش 6.8 میلیارد دلاری دارایی‌های جف بزوس را در یک سال گذشته به همراه داشته است. این شرکت که مقر اصلی‌اش در شمال غرب امریکا و در شهر سیاتل است، در سال گذشته برای افزایش سرعت خدمات رسانی خود 20 مرکز جدید ارسال بسته را راه‌اندازی کرده است.
 -4 
لری پیج (larry page)

ارزش خالص دارایی 23 میلیارد دلار
لری پیج یکی از بنیان گذاران شرکت گوگل است و از آوریل 2011 به سمت مدیرعامل این کمپانی بزرگ انتخاب گردید و موفق شد نقطه عطفی را در سال 2012 با درآمد 50 میلیارد دلاری به ثبت برساند. ارزش سهام گوگل در سال گذشته 30 درصد افزایش نشان می‌دهد که در نهایت مبلغ 4 میلیارد دلار را به دارایی‌های خالص لری پیج اضافه می‌کند. همراه با بلوغ سرویس جستجوی رومیزی گوگل، پیج و یارانش تمرکز ویژه‌ای را بر روی جستجوی ابزارهای همراه متمرکز کرده‌اند، حوزه‌ای که آن‌ها «دنیای کشف‌نشده» می‌نامند.
 -5 
سرگی برین (sergey Brin)

ارزش خالص دارایی 22.8 میلیارد دلار
سرگی برین دومین قل از بنیان گذاران شرکت افسانه‌ای گوگل است که هم‌اکنون مدیر بخش پروژه‌های خاص این شرکت است. و بدین ترتیب مدیریت امور روزانه را به شریک خود لری پیج واگذار کرده است و خود بر اقدامات پیشروی سخت‌افزاری و نرم‌افزاری آینده همچون خودروهای بدون سرنشین و عینک گوگل متمرکز شده است. از ژوئن 2012 و رونمایی از این عینک پیشرفته، سرگی برین بارها همراه با یکی از این عینک‌ها بر روی چشم، در انظار عمومی و شهر نیویورک ظاهر شده است.
6- 
مایکل دل (michael dell)

ارزش خالص دارایی 15.3 میلیارد دلار
مایکل دل که سهام شرکت مطبوعش طرفداران چندانی در وال استریت ندارد، مایل است تا شرکت خود را به صورت خصوصی مدیریت نماید. در آیین ویژه‌ای که می‌توان آن را بزرگ‌ترین خریداری داخلی سهام در این چند ساله نامیده‌اند. مایکل دل و شرکای سرمایه‌گذارش در سیلور لیک توافقنامه‌ای را در فوریه به امضاء هیئت‌مدیرۀ رسانده‌اند تا در قالب این سند همکاری، دست به خریداری کلیه سهام‌ شرکت به ارزش 24.4 میلیارد دلار بزنند؛ شرکتی که در سال 1984 توسط مایکل دل پایه‌گذاری شده است. این در حالی است که بسیاری از سهامداران برجسته ساز مخالف کوک کرده‌اند و معتقدند که چنین اقدامی به کاهش ارزش سهام دل می‌انجامد.

-7 استیو بالمر (steve ballmer)

ارزش خالص دارایی 15.2 میلیارد دلار
استیو بالمر مدیر عامل و رئیس هیئت‌مدیرۀ مایکروسافت 33 سالی است که در این شرکت مشغول به کار است و در این مدت به فروش محصولات جدید پرداخته است و در عین حال با رقبای سرسختی همچون گوگل و اپل در حوزه‌های گوناگون سرشاخ شده است. کاهش شدید فروش رایانه‌های شخصی نیز مزید بر علت شده تا او آماج انتقادها شود. بالمر هم‌اکنون 13 سالی است که مدیرعامل مایکروسافت است و در پنج سال گذشته ارزش سهام مایکروسافت 1.32 درصد تنزل پیدا کرده است؛ به دلیل همین سکان‌داری درازمدت است که بالمر هدف انتقادات گسترده‌ای قرار گرفته است.
 8- 
پل آلن (paul allen)

ارزش خالص دارایی 15 میلیارد دلار
پل آلن یکی دیگر از بنیان گذاران شرکت مایکروسافت و چهره‌ای بشردوست است که در حوزه‌هایی نظیر خرید و فروش املاک، فناوری و انرژی سود سرشاری را نصیب خود کرده است. در اواخر سال گذشته‌ی میلادی شرکت معاملات املاک Vulcan که او صاحب آن است توانست 12 ساختمان را به آمازون بفروشد و از آنجا که ساختمان‌های مورد معامله ارزشی بالغ بر 1.15 میلیارد دلار داشته است، به عنوان بزرگ‌ترین معامله‌ی خرید و فروش املاک امریکا لقب گرفت. پل آلن بخشی از سهام مایکروسافت را فروخته و در دیگر بخش‌های سودآوری چون بازار رسانه‌ها، انرژی و فناوری سرمایه‌گذاری کرده است.
 9- 
مارک زاکربرگ (mark zuckerberg)

ارزش خالص دارایی 13.3 میلیارد دلار
مارک زاکربرگ که تنها 28 سال سن دارد یکی از معدود مدیرعامل‌های جوان دنیای فناوری با دارائی‌ چند میلیارد دلاری است. پس از آنکه سهام این شرکت در سال گذشته میلادی در بازار سرمایه عرضه شد، درآمدهای این جوان جاه‌طلب مدام با بالا و پایین رفتن ارزش سهام همراه بود. سهام فیس‌بوک در اوت گذشته به پایین‌تر از 20 دلار به ازای هر سهم سقوط آزاد کرد و در فوریه با ارائه موفقیت‌آمیز راهکارهای کسب درآمد تبلیغات در حوزه‌ی تلفن همراه سهام آن‌ها با رشد 30 درصد همراه شد.
 10- 
عظیم پرمجی

ارزش خالص دارایی 11.2 میلیارد دلار

عظیم پرمجی دست و دلبازترین فرد آسیایی فعال در حوزه‌ی فناوری است، وی در فوریه‌ی گذشته بیش از 2.3 میلیارد دلار از ارزش سهام خود را برای پشتیبانی از بنیاد عام‌المنفعه و آموزشی‌اش هزینه کرده است. پرمجی در ژوئن گذشته جلسه‌ای با بیل گیتس و راتان تاتا در شهر بنگلور هند برگزار کرده است و پیش‌تر در سال 2010 بیش از 2 میلیارد دلار را در زمینه‌های بشر دوستانه صرف کرده است. جالب است بدانید او چهارمین فرد بشر دوست پولدار در جهان است.

 

منبع: http://www.rozanehonline.com

خصوصيات علامت تجاري

ماده 1 قانون ثبت علائم تجاري و اختراعات در تعريف علامت تجارتي مقرر ميدارد:

علامت تجاري عبارت از هر قسم علامتي است اعم از نقش - تصوير - رقم - حرف- عبارت - مهر- لفاف وغيره آن كه براي امتياز و تشخيص محصول صنعتي تجارتي يافلاحتي اختيار مي شود. ممكن است يك علامت تجاري براي تشخيص امتياز محصول جماعتي از زارعين يا ارباب صنعت و يا محصول يك شهر و يا يك ناحيه از مملكت اختيار شود.

از ماده فوق مستفاد مي شود كه نوع علامت تجاري جنبه حصري ندارد بلكه با توجه به ابتكار از افراد براي شناسايي محصولات واحدهاي توليدي صنعتي يا خدماتي مانند حمل و نقل زميني هوايي يا دريايي به صورت كلمات حروف ارقام تصاوير افراد عادي يادانشمندان ويا به صورت آهنگ باشد.

علامت تجاري نه تنها بايد با ساير علائم تجاري تمايز و تفاوت داشته باشد و با نوع و جنس كالا نيز ارتباط تنگاتنگ نشان دهدبلكه بايد توام با ابتكار و نوآوري ترسيم و تنظيم گردد و از اسامي عام وگمراه كنندهدر علامت استفاده نشود مثلا كلمه (شكر) را كه عام و ويژه كالا و جنس خاص است نميتوان به عنوانعلامت تجاري انتخاب نمود.

خصوصيات علامت تجاري

علامت تجاري بايد جديد ابتكاري و قابل انتقال بوده و گمراه كننده نباشد.

جديد بودن علامت تجاري

منظور اين مي باشد كه علامت تجاري مورد استفاده بر روي محصول كه براي ثبتارائه مي شود از حيث شكلي بايد جديد بوده و سابقه ثبت واستعمال توسط ديگران رانداشته باشد. در علائم مركب ممكن است در اجزا دو علامت تجاري مركب از يك كلمه مشابهاستفاده شده باشد و اجزاي ديگر يكسان و مشابه نباشند به نحوي كه جز مشترك و مشابه دو علامت ميان صاحبان آنها موجبات اختلاف و دعوي را فراهم سازد.

شايان ذكر استكه با توجه به جدول طبقه بندي كالا هرگاه براي نوعي كالاي مشخص علامتي از طبقه ايخاص استفاده شود شخص ديگري كه پس از انتخابعلامت تجاري مذكور بخواهد براي كالاي خود ازنوع مشابه از طبقه مزبور و از همان علامت تجاري قبلي استفاده كند با ممنوعيت استفاده و ثبت علامت تجاري مواجه خواهدشد.

ابتكاري بودن علامت تجاري

از خصوصيات ديگر علامت تجاري ابتكاري بودن آن است يعني علامت تجاري بايد توام با طراحي و ظرايف شكلي باشداگر علامت تجاري ساده باشد و با خود جنس اشتباه شود از محصول عرضه شده در بازار حمايت نميكند و آثار خوب تجارتي يك علامت تجاري ابتكاري را در بر نمي گيرد . طرفي ديگر ابتكاري بودنعلامت تجاري ايجاب مي كند اسامي عام (مانند كلمه شكر) به عنوان علامت تجاري انتخاب نشود و بالاخره اينكه به كار بردن خطوط هندسي به شكل لوزي يا دايره و نيز انتخابارقام كه نشانگر كيفيت جنس باشد جنبه ابتكاري ندارد ولي اگر ارقام مورد استفاده بانوع كالا متمايز باشد براي استفاده به عنوان علامت تجاري خالي از اشكال خواهد بود.(مانند: عطر شماره 114).

عدم ايجاد اشتباه در نظر مشتري

علامت تجاري نبايد طوري ترسيم گردد كه در نظر مشتري ايجاد اشتباه كرده و وي را در تشخيص و تمييز علائمتجارتي ديگر كه قدري با هم مشابهت دارند دچار سردرگمي و انتخاب نادرست كند. ايجاداشتباه در نظر مشتري گاه ممكن است با انتخاب نام منطقه اي خاص به عنوان علامت تجاري براي كالايي مشخص كه در اصل بين كالا و آن منطقه ارتباطي وجود ندارد صورتپذيرد به نحوي كه مصرف كننده به تصور اينكه كالا متعلق به آن منطقه است راجع به نوعمبدا جنس دچار اشتباه شده و در انتخاب و خريد كالا گمراه گردد.

اسم تجاري

به موجب ماده 576 ق.ت. ثبت اسم تجارتي اختياري است مگر در مواردي كه ثبت آن الزامي شناخته شود . بدين ترتيب تاجر مي تواندبراي معرفي كالاي خود از اسم تجارتي استفاده كند . گاهي نام تجارتي كالا با اسمت جارتي يا علامت تجاري ساخت آن ادغام و به يك شكل شده و براي شناساندن خود محصول به كارمي رود به عنوان مثال محصول ( آدامس ) كه در آن نام تاجر به عنوان اسم تجارتي استفاده شده و در عين حال محصول را نيز معرفي مي كند و اين نوععلامت تجاري را در انگليسي و درفرانسه ناميده اند. به هر حال ممكن است اسم تجارتي غير از نام تاجر باشد مانندفروشگاه گل ياس .انتخاب اسم تجارتخانه نبايد به نحوي باشد كه مشتريان را درتشخيص كالا گمراه كند . همچنين اسم تجارتي ثبت شده به نام ديگري را نمي توان انتخابو استفاده كرد حتي اگر با نام خانوادگي استفاده كننده اخير يكسان باشد ( مستفاد ازمواد 577 و 578 ق.ت.) . اسم تجارتي قابل انتقال است و مدت اعتبار آن پس از ثبت 5سال مي باشد .ثبت اسم تجارتي مانند ثبت شركتها و دفاتر و علائم و اختراعات به صورت اعلامي است : به عبارت ديگر متقاضي ثبتبا تنظيم اظهارنامه و طي تشريفات مربوط به ثبت و آگهي ثبت علامت تجاري را به وسيله اداره ثبت اعلام مي نمايد تا بدين وسيله اشخاص ذينفع با اطلاع از موضوع عند اللزوم اعتراضبه ثبت اسم تجارتي مانع ثبت آن شده و حقوق خود را استيفا نمايند .

ثبت تجارتي ها نبايد با ثبت اسم تجارتي اشتباه كرد زيرا ثبت نام تاجر با فوت يا حجر تغيير مييابد ولي اسم تجارتي با بقاي خود نشانگر ادامه كار موسسه يا تجارتخانه مي باشد . ماده 582 ق.ت.مقرر ميدارد: (وزارت ادليه به موجب نظامنامه ترتيب اسم تجارتي و اعلانآن و اصول محاكمات در دعاوي مربوط به اسم تجارتي را معين خواهد كرد. دراين زمينهدراجراي مواد 528 و 585 ق.ت. طرح اصلاحي آيين نامه ثبت شركتها مصوب 1340 با اصلاحاتبعدي در بند 2 ماده اول خود اداره ثبت شركتها و مالكيت صنعتي درتهران را مكلف نمودهكه نسبت به ثبت علائم تجارتي و اختراعات و نام تجارتي و اشكال و ترسيمات صنعتياقدام نمايد ولي تا كنون ايين نامه اجرايي ماده 582 ق.ت. راجع به نحوه ثبت مرجع ثبت و حمايت قانوني از دارنده ويا تعقيب افراد سو استفاده كنند از نام تجارتي و به تصويب نرسيده است . با اين ترتيب در حال حاضر ثبت اسم تجارتي بدون تصويب آيين نامهاجرايي ثبت و حمايت از اسم تجارتي امكان پذير نمي باشد و معمولا متقاضي اسم تجارتيرا به عنوان علامت تجاري به ثبت مي رساند.

شايان ذكر است به موجب ماده 3 قانون سجل احوال مصوب 1307 كسي حق ندارد نام خانوادگي شخص ديگري را به عنوان است تجارتي يا عنوان تلگرافي خود قرار ميدهد.

نحوه تقاضا و ثبت علائم تجاري

درحقوق ايران حق استعمال انحصاري علامت فقط به كسي متعلق دارد كه علامت را به ثبت رسانيده است(مستفاد ازماده 2 ق.ث.ع.و.ا) ثبت علامت تجارتي اختياري است مگر درموارديكه قانون ثبت آن را الزامي دانسته باشد (مستفاد از تبصره 1 ماده 2 ق.ث.ع.و.ا) بهمنظور جلوگيري از تقلب و تقليد و از نظر تسهيل نظارت در ساخت كالاهايي كه براي مصرفواستعمال مستقيم بر روي بدن انسان به كار ميرود ماده 1 آيين نامه نصب وثبت اجباري علائم صنعتي بر روي بعضي از اجناس دارويي و خوراكي و آرايشي مصوب سوم ارديبهشت ماه1328مقرر مي دارد: تمام اجناس دارويي و طبي و مواد غذايي مشروحه در ماده 5 اعم ازآنكه در داخل ايران و يادر خارج ساخته و وارد كشور شده و در بازار تحت اسم مشخصي بانصب برچسب به معرض فروش قرار مي گيرند بايد داراي علامت تجاريثبت شده بوده و در روي برچسب نكات زير تصريح گردد:

اسم تجاري و نشاني سازنده جنس باقيد كشور مبدا.

- شماره ثبت علامت در ايران.

- تقاضاي ثبت علامت بايد در اظهارنامه ثبت علامت بازرگاني در سه نسخه روي نمونه هاي چاپي از طرف متقاضي ياوكيل وي تهيه و تسليم گردد. اظهارنامه مذكور بايد داراي تاريخ و امضا بوده و حاوي نكات زير باشد:

- امضا كننده اظهارنامه صاحب علامت.

- اقامتگاه قانوني (شخص حقيقي يا حقوقي

-رشته تجارت يا نوع صنعت.

- اسم و اقامتگاه اشخاصي كه صلاحيت دريافت ابلاغ و اخطار را دارند.

- كالا و طبقات علامت بر طبق آيين نامه (ق.ث.ع.و.ا

- شرح و توصيف علامت.

-طرز مخصوص استعمال علامت مانند اينكه قيد شود به وسائل مختلف به هرشكل واندازه و نوع چاپ

به موجب ماده 5قانون ثبت علائم و اختراعات زيرممنوع است

اخطار رفع نقص

هر اظهارنامه ثبت علامت تجاري ظرف 45 روز از تاريخ وصول مورد بررسي قرار مي گيرد. چنانچه نقصي در اظهارنامه ثبت علامت تجاري مشاهده شود مراتب طي اخطاري به نشاني متقاضي ثبت اعلام خواهد شد و ساكنين ايران ظرف 10 روز و ساكنين خارج از كشور ظرف يکماه بايد اقدام به رفع نقص نمايند.

مهلت هاي مذكور در صورت استمهال براي يك بار ديگر تمديد خواهد شد و بنابراين ساكنين ايران حداكثر 4 ماه و ساكنين خارج از ايران حداكثر 12 ماه بايد در رفع نقص اقدام لازم را به عمل آورند در غير اين صورت تقاضاي آنان رد خواهد شد. در صورت رد تقاضا متقاضي مي تواند دادخواستي داير بر شكايت از تصميم اداره به دادگاههاي حقوقي ايران تقديم نمايد.


منبع: www.0832.ir   

مشخصات یک علامت تجاری خوب

مشخصات یک علامت تجاری خوب

یک علامت تجاری خوب باید:قانونا قابل حمایت باشد، به آسانی تلفظ شود، به آسانی به خاطر سپرده شود، به آسانی قابل تشخیص باشد، توجه را جلب کند، مزیتها و استفاده های محصول را معرفی کند، شرکت یا محصول را معرفی کند و موقعیت مرتبط با محصول برای رقابت را مشخص کند.

مجله اكونوميست سال 1988 را سال نام تجاري (Brand)ناميد. در اين سال فيليپ موريس، كرفت (Kraft) را در آمريكا و نستله، رون تيري(Rown Tree) را در اروپا خريدند.

فيليپ موريس چهار برابر ارزش دارايي هاي شركت كرفت بابت خريد آن پول پرداخت كرد و نستله بيش از پنج برابر بابت خريد رون تيري. در سال 1988 تنها چهار نام تجاري به ارزش 50 ميليارد دلار فروخته شد. پرداخت چنين مبالغ كلاني بابت اين نام ها، بيانگر ارزش يك نام تجاري به دليل انتظار كسب سود و منفعت از آن در بلندمدت است. از آن پس مبادلات تجاري ادامه يافت و قدرت نام هاي تجاري روز به روز بيش تر شده، به طوري كه اكنون با قيمت هاي بسيار قابل توجهي مبادله مي شوند. انتخاب يك نام تجاري نياز به دقت فراواني دارد. يك نام مناسب مي تواند نقش مهمي در موفقيت يك كالا ايفا كند. بيش تر شركت هاي بزرگ بازاريابي براي انتخاب نام تجاري يك كالا، از روش هاي ويژه اي استفاده مي كنند. انتخاب بهترين نام تجاري براي كالا وظيفه دشواري است و براي انتخاب آن بايد كالا و مزاياي آن، بازار هدف و خط مشي هاي بازاريابي مربوط به كالا را دقيقاً مورد بررسي قرار داد. چندين روش براي تعيين نام تجاري وجود دارد كه با توجه به شرايط مختلف و منافع شركت مورد استفاده قرار مي گيرد. در اين جا به چهار خط مشي اصلي كه در انتخاب نام تجاري معمولاً مورد استفاده قرار مي گيرد، اشاره مي شود:

1- نام هاي تجاري منفرد: از اين سياست، شركت پروكتر اند گمبل به خوبي استفاده كرده، به طوري كه محصولات مختلف خود را با نام هاي تجاري گوناگون نظير تايد، كرست و... به بازار عرضه كرده است. در نتيجه هر محصول با نام تجاري خاص خود، با محصولات مشابه موجود در بازار به رقابت مي پردازد.

2- يك نام گروهي براي كالاها: نظير شركت آي.بي.ام (IBM)كه براي تمامي محصولات توليدي خود از نام تجاري آي.بي.ام استفاده مي كند.

3- اسامي گروهي جداگانه براي كالاها: به طور مثال، شركت سيرز از اين خط مشي تبعيت كرده است. به اين معنا كه اين شركت براي وسايل و ادوات نام كنمور، براي ابزارآلات نام كرافتزمن و براي تاسيسات خانگي نام هومارت را برگزيده است.

4- تلفيقي از نام تجاري شركت و اسامي كالاهاي منفرد: شركت كلاگ از اين خط مشي استفاده كرده است و كورن فليكس كلاگ، رايس كريسپيز كلاگ و رايزن بران كلاگ از آن جمله اند.

همچنين نام هاي تجاري بايد خصوصيات ويژه اي داشته باشند كه مهم ترين آن ها عبارتند از:

نام تجاري بايد چيزي درباره فوايد و ويژگي هاي كالا را برساند.

تلفظ و به خاطر سپردن نام تجاري بايد آسان باشد.

نام تجاري بايد شاخص و برجسته باشد.

ترجمه نام تجاري به زبان هاي بيگانه بايد آسان باشد.

و از همه مهم تر اين كه نام تجاري بايد قابليت ثبت و حمايت قانوني داشته باشد.


منبع: www.0832.ir   

مدیریت علامت تجاری

مدیریت علامت تجاری کاربرد تکنیکهای بازاریابی برای یک محصول ویژه ، خطوط تولید یا علامت تجاری می باشد.و افزایش ارزش قابل درک محصولات برای مشتریان را می طلبد.بازاریابان یک علامت تجاری را به عنوان یک تعهد ضمنی می بینند که باید سطحی از کیفیت را که مردم از یک علامت تجاری انتظار دارند که درخریدهای اکنون و آینده آنان در مقابل محصولات مشابه تامین نماید. ارزش یک علامت تجاری با میزان سودی که برای تولید کننده ایجاد می کند ،سنجیده می شود.

مدیریت علامت تجاری با فهم معنی دقیق علامت تجاری شروع می شود.و آغاز آن با رهبران شرکتها ، کسانی که علامت تجاری را تعریف و مدیریت آن را کنترل می کنند، می باشد. مدیریت علامت تجاری در معنای کامل ، شروع و به پایان رساندن مدیریت کل شرکت از طریق علامت تجاری می باشد. 

ایجاد یک تعهد به معنای تعریف یک علامت تجاری می باشد.تعهد یک علامت تجاری خوب ،یادآوردنی و مطلوب است.و اگر کسی آن را به یاد نیاورد ، نمی تواند موثر باشد، و اگر کسی آن را نخواهد ، نمی تواند خوب باشد. تعهد یک علامت تجاری خوب احساسات را فرا می خواند، چرا که احساسات محرک اعمال می باشد.مثلا ولوو احساسی از ایمنی را به ما می دهد. یک تعهد باید منحصر به فرد باشد. یک تعهد باید کاملا مشخص باشد و به طور کاملا شفاف متمایز از تعهدات شرکتهای دیگر باشد.

یک تعهد صحیح چیزی نیست که در یک بعد از ظهر جمعه آن را ساخته باشید.یک تعهد خوب از مطالعه عمیق و فهم دقیق بازار هدف و مشتریان شما به دست می آید.و همین طور از طریق فهم عمیق توانایی ها و انگیزه های کارکنان شرکت شما به دست می آید. ایجاد تعهدی که نتوانید ان را در طول سالیان بدون تناقض حفظش کنید یک خودکشی آشکار می باشد. 

وقتی که شما تعهدی را خلق کردید ، قدم بعدی این است که آن را به ذهن مشتریان، کارکنان و تمام کسانی که از شما چیزی دریافت می کنند تزریق کنید.و این جایی است که بازاریابان وارد عمل می شوند.اگر چه این تنها وظیفه آنها نیست، بخش بزرگی از بازاریابی که شامل تبلیغات و... می شود مربوط به تثبیت موقعیت شرکت و محصولات آن در در ذهن مشتریان و در مقابل رقبا می باشد.

ایجاد و ساختن یک تعهد خوب یک چیز است و حفظ آن چیز دیگر . حفظ تعهد به معنای مدیریت قابلیت های آن می باشد.و آن به معنای فرآیندهای پایداری است که توانایی تحویل را دارندو این چیزی است که مورد نیاز می باشد.و همین طور به معنای تکنولوژی و سیستم هایی می باشد که قابل اطمینان و قابل استفاده می باشند.یک تعهد خوب به معنای افرادی با انگیزه است که توانایی تحویل کالاها را دارند. 

منبع: www.0832.ir